محله اقبال - صفحه 2

محله

اقبال

محله‌اقبال سال ۷۵ به محدوده شهری پیوست. پیش از آن، اراضی این محدوده به‌نام پاچنار معروف بود. پس از انقلاب، شرکت ناسیونال و شهربانی سابق بخشی از این اراضی را به پرسنلشان واگذارکردند. تا سال‌ها بعد به این محدوده شهرک شهربانی نیز می‌گفتند. نام فعلی محله برگرفته از نام شاعر پارسی‌زبان، اقبال‌لاهوری است.

محله اقبال
مسجد چهارده معصوم، که سال ۷۲ کلنگ آن زده شده، اولین مسجد در محدوده بولوار صیادشیرازی است. زمین این مسجد را خاندان اسماعیلی وقف کردند.
خاندان سعیدی رضوی ۵ برادر هستند که ورزش حرفه‌ای نقطه عطف زندگی آن‌ها است، از این جمع مرتضی، پیشکسوت والیبال است، برادرش یحیی، پیشکسوت فوتبال و جلال جزو نخستین‌شمشیربازان مشهدی است.
اسمر شجاعان، ساکن محله اقبال، میان زنان کارتن‌‌خواب‌ می‌رود و نه فقط با شعرها که با مهربانی‌هایش آنان را به زندگی امیدوار می‌کتد.
خیابان وکیل‌آباد ۶۴، «شهید‌دوستکام» نام گرفته‌است و در محله اقبال قرار دارد؛ خیابانی که از سمت دیگر به پیروزی‌۷۹ می‌رسد و سکونت نخستین اهالی آن به اوایل دهه‌۶۰ برمی‌گردد.
خیابان پیروزی‌۸۱ که از سوی دیگر به وکیل‌آباد‌۶۸ می‌رسد، چهار کاربری آموزشی، تجاری، فضای سبز و درمانی دارد.
احمد قربانی، یکی از هنرمندان مشهدی، همسایه ما در محله صیاد شیرازی است؛ هنرمندی که شاید صدایش را بار‌ها و بار‌ها از رادیو‌خراسان یا شبکه‌های مختلف استانی و ملی شنیده باشید.
هرچند بیشتر مردم رعایت حال ما را می‌کنند و فرهنگ شهروندی برقرار است، هنوز برخی افراد پیدا می‌شوند که کیسه‌های زباله‌شان را از پنجره خانه به بیرون پرت می‌کنند.
ایرج آقاملایی، کارشناس ارشد تاریخ و پژوهشگر، معلمی‌است که تاکنون هفت کتاب پژوهشی تاریخی تألیف و چندین پژوهش و تعدادی مقاله نیز ارائه کرده و در سال 1395 هم عنوان پژوهشگر برتر اداره کل آموزش وپرورش استان خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. همچنین کتابش با عنوان «نقش وقف در ماندگاری آثار تاریخی و هویت ملی» سال ۱۳۹۴ به عنوان کتاب برتر سال استان در شاخه علوم اجتماعی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی برگزیده شده است
محمدطاها عیدی آن‌قدر در کاراته زبده و آب‌دیده می‌شود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات می‌گذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک‌اوت‌ می‌کند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابت‌های بین‌المللی را به‌دست می‌آورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
کوچه لادن7 بخشی از محله اقبال است. در سیر تاریخی شهر مشهد این معبر تا سال1365 جزو محدوده شهری محسوب نمی‌شد و بنیان آن از اواخر دهه60 بنا شده‌ است. این معبر با داشتن کاربری‌های مذهبی، فضای سبز و تجاری، پای اهالی را به این محدوده باز کرده و برای مرکز محله‌بودن بافتی مستعد است. کوچه لادن7 از بولوار لادن آغاز می‌شود و به سبب معابر به‌هم‌پیوسته تا محله اقبال امتداد دارد.
زهرا عیدی در ده‌سالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمی‌ای که هیجان روزهای کودکی‌اش را بیشتر کرد و در مسابقات کشوری و استانی درخشید ، او این روزها در پانزده سالگی با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات بین‌المللی ارمنستان و قهرمانی آسیا که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
شقایق شاهنامه‌خوان قهاری است که نقالی‌های هفت‌خانش حرف ندارد . نقالی کردن تنها هنر او نیست و در تئاتر و موسیقی و قرائت قرآن هم فعالیت می‌کند. خوش‌صحبت است و استوار و حماسی حرف می‌زند و می‌گوید: از بچگی به کتاب علاقه زیادی داشتم، حتی وقت‌هایی که بیرون می‌رفتیم به مادرم می‌گفتم به‌جای اسباب‌بازی و خوراکی، برایم کتاب بخر.
درست چند روز قبل از اینکه کرونا نفس‌هایش را تمام کند. مطالبی که حالا در قالب یک کتاب با عنوان«منظومه مشهدی‌های قدیمی» جمع شده است. در واقع مجموعه تصاویری از گذشته‌های مشهد و مردمش، فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق اهالی ارض اقدس را می‌توان در این کتاب که خودش آن را«یک‌شهرانگیزبلند» توصیف کرده، دید. آمدن 10مهر که سالروز تولد او به سال 1327خورشیدی است، سببی شد تا چند سطرهایی از او، کتابش و شعرهایی که مشهد قدیم در آن‌ها به یادگار مانده، بگوییم.
اشرف کیخا 36ساله، کارشناس‌ارشد روان‌شناسی که بیش از 15سال ساکن اقبال بوده است در تحقیقات محلی به جمع‌آوری مستندات شفاهی از دل خاطرات قدیمی‌های محله اقبال پرداخته است. بخش زیادی از مجموعه تألیف‌شده او به‌دلیل علاقه به خانواده‌های شهدا به زندگی آن‌ها در این محله اختصاص دارد.
خیلی از اهالی محله اقبال لاهوری، بارها ابتدا تا انتهای کوچه بلند و طولانی اقبال لاهوری1 را طی کرده‌اند. وجود سه مرکز خدماتی دولتی در این کوچه، قرارداشتن قدیمی‌ترین مسجد محله درست در میانه آن و مرکز نیکوکاری امام حسن مجتبی(ع) و کانون فرهنگی مسجد در ادامه‌‌اش و همچنین یک خانه سالمندان، آن را کوچه ای پررفت و آمد کرده است. در این کوچه باریک و طولانی، هنوز می‌توان دیوارهای کاهگل بلند و خانه‌های یک‌طبقه بزرگ و ویلایی به‌جا مانده از دهه60 با آجرهای زرد رنگ‌ورورفته‌ای را دید که در مقابل هجوم آپارتمان‌های بلند مقاومت کرده‌اند و سر پا مانده‌اند.
کبری‌بیابانی مؤسس هفتادوپنج‌ساله این خیریه قدیمی پابه‌پای جوان‌ترها مشغول کار است. همین‌طور که به بسته‌بندی اقلام معیشتی نظارت می‌کند می‌گوید: بیشتر از چهل سال است که به برکت امام چهارم(ع) هیچ نیازمندی را دست خالی برنگردانده‌ایم. در این مدت، هزاران دانش‌آموز و دانشجو را حمایت کرده‌ایم تا درس بخوانند و آدم حسابی شوند. هزینه درمان بیماران زیادی تأمین شده است. تهیه جهیزیه و سیسمونی و لباس عید بچه‌ها و بسته‌های معیشتی هم که حساب و کتاب ندارند و آمارشان از دستمان دررفته است.
ترنم کلاس یازدهم رشته تجربی دبیرستان مصلی نژاد است و امسال موفق شده است به مرحله دوم المپیاد زمین شناسی کشوری راه پیدا کند. او سال گذشته هم در المپیادهای شیمی و زیست شناسی موفق بوده و مرحله اول را به خوبی پشت سر گذاشته است. او معتقد است کنکور و المپیاد نمی توانند اهداف مشترک یک نوجوان باشند و باید یکی از این دو را انتخاب کند. بی شک قبولی در المپیاد خطر بیشتر و احتمال قبولی کمتری دارد و فردی باید این مسیر را دنبال کند که این موفقیت را در توان خود می بیند.
ماجرا از اینجا شروع می‌شود. حاجیه‌خانم بیابانی از سال 60 ساکن محله امام خمینی بوده است. او از همان سال، با کمک بانوان محله، کارش را شروع می‌کند. بدون هیچ نام و نشانی، برای نوعروسان جهیزیه جمع می‌کند، نان به سفره نیازمندان می‌رساند و لباس گرم تن بچه‌های یتیم می‌کند. 10 سالی در همان منطقه پانزده‌خرداد فعالیت می‌کند تا اینکه حدود سال 70 خانه و زندگی‌اش را به بولوار وکیل‌آباد می‌برد. با جابه‌جایی خانه، به فکر خرید زمینی برای تأسیس خیریه می‌افتد. سال 70 خیریه‌ای به نام سجادیه توس راه می‌اندازد، خیریه‌ای که این روزها سکان آن را به دست دخترش سمیرا اسعدی سپرده است.
اولین کتاب جواد نعیمی، سال 56 در بیست‌ویک‌سالگی با نام «آوایی در سکوت» چاپ شده است. نعیمی سال‌ها مشتری پروپاقرص کتاب‌فروشی‌های مشهد بود و وقتی کتابش چاپ شد بسیاری از آن‌ها او را می‌شناختند. سال 57 یکی از کتاب‌فروشی‌های انتشارات طوس مشهد که نعیمی همیشه مجله‌های مسابقه را از آنجا می‌خریده به او پیشنهاد همکاری می‌دهد. این نویسنده تعریف می‌کند: به پیشنهاد ناشر قرار شد یک مجموعه کتاب کودک کار کنم.
برای شروع کار از پایگاه مجاور خودمان که وسعشان بهتر است و تعدادی هم خیّر دارد کمک گرفتیم. اما تعداد مبتلایان به بیماری زیاد شد و باید نوع کمک‌هایمان را تغییر می‌دادیم. غیر از بسته معیشتی به فکر افتادیم غذای گرم هم به این خانواده‌ها برسانیم. در ابتدا با یکی 2رستوران هماهنگ کردیم تا به ما غذا برسانند. 2بار از رستوران غذا آوردند که هر 2بار مشکل داشت. همین شد که تصمیم گرفتیم خودمان غذا درست کنیم. در ابتدای موج پنجم تقریبا 600خانواده بالای 4نفر مبتلا شده بودند و ما تأمین غذا و مایحتاج آن‌ها را به عهده داشتیم.