فرهنگ فانی یزدی میگوید: در تمام دوره تحصیل با انگیزه فرار از گوشهنشینی و به امید ماندن در اجتماع و بین مردم درس خواندم و سعی کردم بهترین باشم.
بعد از آخرین تصادف «علی آقا» دیگر نتوانست درست راه برود، پاهایش را روی زمین میکشد و نانش را به سختی در میآورد.
وجیهه و ایوب زوج معلولی هستند که در شهرک مسکونی پشت آسایشگاه معلولان شهید فیاضبخش زندگی میکنند.
معصومه خلخالی از ۲۵ سالگی پا به عرصه ورزش میگذارد و با برس و عصا و ویلچر مقامهای قهرمانی بسیاری را در کشور به دست میآورد.
مرضیه امینی از آن نویسندگانی است که سوژههایش خیالی و فضایی نیستند بلکه تمام داستانهایش را از دل آنچه در محلهاش دیده، روایت کرده است. داستانهایی محلی و واقعی.
حسین موسوی سال ۱۳۶۳ بدون هیچ معلولیتی به دنیا آمد اما در ۱۸ ماهگی بعد از تزریق واکسن فلج اطفال، بدنش از حال نرمال خارج شد.
آسایشگاه مهر پناهندگان ضامن آهو به بیش از ۶۱ معلول ذهنی بیسرپرست، خدمات ارائه میدهد.
هادی بخشی آنقدر شیفته فضای مدرسه بوده است که گرچه سنگهای زیادی سر راهش گذاشته شد، به فضای آموزش برگشت.
هر کدام از ساکنان مرکز توانبخشی و نگهداری از معلولان جسمی و حرکتی «امید» داستان خودشان را دارند؛ از ناصر که به خاطر بیماری ژنتیکی در ۱۱ سالگی ویلچر نشین شده تا امیر که از همان روز تولد با خطای پزشکی زندگیاش برای همیشه عوض شد.
اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که چرا فامیلی ازدواج کردهاند که سه فرزندشان دچار معلولیت شوند؟ اما مادر این بچهها نظر دیگری دارد. او این بچهها را برکت خانهاش میداند.
«مرکز درمان و توانبخشی بیماران مزمن روانی جامی»؛ سال ۹۲ به منظور نگهداری زنان ۱۴سال به بالا که با حکم بهزیستی دچار بیماری روانی هستند، در خیابان اقدسیه افتتاح شد.
هادی پیوندی توان یابی است که در روزهای منتهی به نوروز به قول معروف وقت سرخاراندن ندارد. او یک سالن اکواریوم ۳۶ متری گوشه حیاط خانه شان دارد.
هیچچیز هم نداشته باشیم، ژن سرخوشی داریم! سعی میکنیم کیفمان همیشه کوک باشد و بخندیم. از همان بچگی خودمان به خودمان امید میدادیم. بچهها بد نگاهمان میکردند، دستمان میانداختند و متلک میگفتند، اما ماندن در خانه راضیمان نمیکرد. باید مثل دیگر بچهها پیشرفت میکردیم. من و رضا این قول را خیلی پیشترها به هم دادهایم و هنوز هم پای آن ماندهایم.
هماخانم تعریف میکند: سهساله بود که متوجه مشکل بلع او شدم؛ حتی نوشیدن آب برایش سخت بود. آزمایشهای پزشکی نشان میداد دریچه مری او مشکل جدی پیدا کرده است و باید درمان هرچه سریعتر آغاز شود. ماساژهای مختلف دهان، زبان و حلق انجام شد. خدا برای هیچ بندهاش نیاورد، چه برسد برای یک مادر...
نشانههای بیماری در بدن سرباز لشکر77 ثامنالائمه ظاهر شد. او باز هم سکوت کرد. میکوشید این نشانهها را از همه پنهان کند. محمدرضا خاکساری هفتم اسفند سال 83 سربازی را به پایان رساند به این امید که نوروز 84 را در کنار خانواده سپری کند و لحظات خوبی برای همه آنها باشد، غافل از اینکه یک تومور در سرش چندان رشد کرده بود که هر لحظه میتوانست جانش را به خطر بیندازد.
حادثه نهتنها پایانی برای زندگی روزمره علیرضا نشد، بلکه از او مردی ساخت که خیلی زود توانست روی پای خودش بایستد و نوجوانی و جوانیاش را از آسیب انزوا و خانهنشینی دور کند!
علیرضا همتآبادی متولد۱۳۵۴ حالا پدر سه فرزند است که عنوان «تنها داور معلول والیبال کشور» را دارد.
کوچه رحمانیه17 از معابر فرعی محله رحمانیه است که چند مدرسه و فضای آموزشی را در خود جای داده و احداث این بناهای آموزشی موجب شده است فضایی برای ساخت مجتمعهای مسکونی باقی نماند. احداث چند بنای ویژه کودکان و دانشآموزان معلول پای این قشر از جامعه را به این معبر باز کرده است. نکته جالب درباره کوچه رحمانیه17این است که فقط اراضی یک ضلع آن ساخته شده است و ضلع غربی خالی از هرگونه بنایی است.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
دختر نوجوان خوشانرژی روایت ما، همان سالها با محسن میرجلالی، بچه مو بلند و درسخوان آسایشگاه فیاضبخش که مادرش همه دنیایش را برای پیشرفتش میدهد، وصلت میکند. سال ها بعد از ازدواج، امیرعلی پسر ارشدشان عضو تیم ملی میشود و مقام قهرمان قهرمانان آسیا را در رشته بسکتبال بهدست میآورد. امیررضا پسر دومشان هم که در جناح حمله بسکتبال خیلی استعداد دارد، قهرمانی لیگ جوانان خراسان را از آن خود میکند و تازگیها به اردوی تیم ملی هم دعوت شده است.
احمد خوشنیت متولد سال١٣٦١ در دو سالگی به دلیل تزریق اشتباه آمپول، دچار فلج مغزی یا همان سیپی میشود. حالا اندامهای او اختلال حرکتی غیرپیشرونده دارند اما او در تمام این سالها سعی کرده بر محدودیتهایش غلبه کند.