وقف - صفحه 13

مساجد از دیرباز افزون بر اینکه جایگاه پرستش و نیایش بوده، محل برگزاری فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی نیز بوده است و مساجد توانسته‌اند با استفاده از ظرفیت‌های خود به امور اجتماعی نیز توجه داشته و به پایگاه‌های محلی تبدیل شوند. یکی از این مساجد «مسجد الرضا» واقع در محله توس است که با کمک‌های مردمی ساخته شده است و هنوز بعد از گذشت حدود 30سال یکی از پایگاه‌های اصلی محله محسوب می‌شود.
مجید خدیوی، مسئول خیریه و حسینیه باب الحوائج حضرت رقیه (س)، است. خدیوی می‌گوید: «خیریه حضرت رقیه (س) 23سال در این محله مشغول به فعالیت است. عمده فعالیت‌های خیریه در این مدت برای کودکان بی‌سرپرست و ایتام بوده است. حسینیه نیز از 13سال پیش و با هزینه شخصی و کمک خیران ساخته شده است. بعد از 13سال و در شب‌های ماه مبارک رمضان از بنا استفاده و مراسم احیا را در آن برگزار کردیم.»
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
حدود یک‌سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ارتش تصمیم گرفت که کارمندان مشهدی‌اش را خانه‌دار کند. آن زمان طبق طرح‌های تفصیلی مصوب که معروف‌ترینش طرحی موسوم به خازنی بود، شهر مشهد باید به سمت غرب گسترش پیدا می‌کرد. در همان سال فاز اول این اراضی که درست وسط بیابان‌های اطراف روستای قاسم‌آباد بود، به ارتشی‌ها تحویل داده شد. زمین‌هایی که هرکدام 300تا 350 متر بود. بعد از انقلاب کار ساخت خانه‌ها تمام و شهرک‌لشکر به صورت رسمی افتتاح شد. آن هم در جایی که به گفته خودِ اهالی‌اش بیابانی لم‌یزرع بود و کسی امیدی به آبادی این محله نداشت.
مجتمع فرهنگی زنده‌ یاد وحید صادقی‌پور واقع در خیابان ابوطالب دارای 2 طبقه بوده که طبقه فوقانی آن سالن همایشی مجهز و بازسازی شده با ظرفیت 170 نفر است که برای برگزاری مراسم‌های مختلف مانند همایش‌ها، کنفرانس‌های علمی و دانشجویی و .... مناسب است، طبقه اول آن نیز کتابخانه‌ای با 2 هزار جلد کتاب در حوزه‌های مختلف علمی، داستانی، تاریخی و ... بوده که برای استفاده عموم آزاد است.
کوچه مطهری جنوبی14 به نام شهید ابراهیم مرتضوی پسند مزین است. این کوچه از یک‌سو به خیابان مطهری جنوبی و از طرف دیگر به کوچه باباطاهر ختم می‌شود. به گفته قدیمی‌های این محله، بیش از 50سال پیش بیشتر املاک این کوچه متعلق به فردی به نام عصاران بوده است که از ملاک و کوره‌داران مشهدی به حساب می‌آمده است. نام مطهری شمالی و جنوبی پیش از انقلاب، شاهرخ شمالی و جنوبی بود.
نمی‌دانم نخستین ساعت‌ساز حرم که بوده است؛ این را هیچ‌کس نمی‌داند. در منابع مکتوب و شفاهی اثری از نام کسی که نخستین‌بار موظف شد مراقبِ تداوم ثبت وقت در حرم باشد، نیست. در میان اسناد، بیشتر از نام افراد، انگار جایگاه ساعت‌سازی در حرم مطهر مطرح بوده است. بااین‌حال، اگر از امروز شروع کنیم و به عقب بازگردیم، به سه نام وحیدی، عنبرانی و درودگر می‌رسیم که در چند دهه گذشته نگهبانِ زمان در حرم بوده‌اند.
پنجمین روز از دهه کرامت، روز بزرگداشت و تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه است که با عنوان «امامزادگان، ذخایر معنوی جامعه» در تقویم رسمی کشور نام گذاری شده است. اولین موزه ثبت شده وقفی کشور که در اداره کل اوقاف و امور خیریه استان خراسان رضوی واقع شده، از چهار سال گذشته به جمع آوری، مرمت و نگهداری اشیای امامزادگان بقاع متبرکه خراسان همت گمارده و به جمع‌آوری وتکریم آنچه از دل وقف و نذرهای مردم برآمده، پرداخته است. این اشیا شامل چراغدان، شمعدان، گلاب‌دان می‌شود.
محمدرضا مهدی‌زاده باغدار متولد 1332 است. پدربزرگ آقا محمدرضا اولین فرد خاندان بوده که به کسوت دربانی درمی‌آید. حالا آقا محمدرضا در این باره می‌گوید: آن‌زمان این‌طور بوده که هرکسی وقف یا پیشکش درخوری برای حرم مطهر انجام می‌داده است به کسوت دربانی آستان مقدس نایل می‌شده است. خدمتی افتخاری بوده ولی آن‌زمان برای این افراد، خدمت رسمی موروثی به همراه داشته است. محمدرضا به‌درستی نمی‌داند که پدربزرگشان چه چیزی وقف کرده است اما می‌گوید: فقط همین را می‌دانم که حدود سه هزار تومان هزینه این وقفیات شده است. برای اینکه مشخص شود چقدر بوده باید بگویم که در آن‌زمان فرد متمول را حاجی صد تومانی می‌گفتند.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرم‌مطهر ثبت شد که واقفش مردی به‌نام آق‌بابا بود. کسی‌ که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاج‌آقاجان» می‌شناختند. او که معمار‌باشی بود و صحن آزادی را به دستور علی‌نقی‌میرزا، پسر فتحعلی‌شاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ‌ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امام‌رضا(ع) کرد.
چه کسی فکر می‌کرد یک برگه بی‌ارزش در داد و ستد روزانه بازار محلی، یک روزی سند تاریخی و هویتی برهه‌ای از زمان بشود؟ برگه‌هایی که با دورریختنی‌ها همراه نشده‌اند و در صندوقچه‌های انباری باقی مانده‌اند، این روزها سندی شده‌اند و سر از اتاق‌های ایزوله درآورده‌اند و بار هویتی یک زمان به‌خصوص را به دوش می‌کشند. شمار این اسناد کم نیست و به بیش از 200 هزار رسیده‌ است. به طور کلی در تعریف سند باید گفت سند تاریخ، هویت ملی، فرهنگی و اقتصادی یک شهر و کشور است و یکی از منابع تجدیدناپذیر برای تدوین تاریخ گذشته است.
در مشهد درخت توت را وقف عام می دانسته و معتقد بوده‌اند این درخت از ازل متعلق به عموم مردم بوده است و تا ابد، از آن همه مردم خواهد بود.
کمی بالاتر از چهارراه کوشش، گاراژی قدیمی در محله کوشش به چشم می‌خورد با نمای ورودی آجری‌شکل و کاشی‌کاری‌هایی روی سر در که در گذر سال‌‌ها شکسته و بخشی از آن نیز از بین رفته است. مرحوم «محمد برج‌علی» مالک قبلی این گاراژ یکی از معتمدان محله گاراژدارها (کوشش کنونی) بوده است که با خرید زمین مقابل گاراژ خود و ساخت مسجد امام علی(ع) نامش را برای همیشه زنده نگه داشته است.
مسجدی قدمت‌دار و شناخته‌شده که با مدیریت حاج علی‌اصغر عابدزاده ساخته شده است. این بنا حالا تنها یک مسجد نیست! بلکه در این سال‌ها به مرکزی برای فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و... تبدیل شده است، جایی برای برگزاری مراسم به بهانه مناسبت‌های مختلف یا محلی برای تهیه جهزیه تازه‌عروس و دامادهای کم‌بضاعت محله. از پیر و جوان و مرد و زن هم در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند. بماند که نماز صبح که یکی از واجبات فراموش‌شده برخی مساجد است هم در این مسجد محوری از دیرباز تاکنون اقامه می‌شود و آن را خاص‌تر کرده است.
برخی دارالشفا را یادگار گوهرشادخاتون می‌دانند و معتقدند او در وقت ساخت مسجد، درمانگاهی نیز برای معالجه بیماران زائر و مجاور ساخته است.
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمی‌ترین گورستان‌های مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایین‌خیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطره‌ای کهنه و رنگ‌ورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستان‌های خراب شده مشهد را نبش قبر می‌کنیم و همچنین از چگونگی شکل‌گیری این قبرستان‌ها در کنار محل سکونت اهالی می‌گوییم.
ستاره هشتم آسمان امامت وقتی قدم به خاک خراسان گذاشت، با خود آبادی را برای مردم سناباد قدیم به ارمغان آورد. پس از او در ابتدای قرن سوم هجری نیز شیعیان و امامزادگان بسیاری به شوق زیارت، بادیه های بسیاری را طی کردند تا دامن از دایره جور حکام برچینند و در سبزی مهر رضا(ع)، سایه آرامشی بیابند؛ این مهاجرت ها سبب شد بعدها خراسان، سهپری باشد که گرداگرد خورشید امام هشتم(ع) چرخ می زند. همین است که هر ساله، هر مسافری که راه سمت این دیار می گیرد، چمدانی از حاجت و راز و نیاز بر می دارد و با کوله باری از امید و آرام دل باز می گردد. در سطرهای پیش رو برخی از این اماکن مذهبی- از مشهد تا خراسان- معرفی شده اند.
سال‌هاست که این کوچه قربانی همین نوسازی شده و جز یک مسجد از آن چیزی باقی نمانده‌است؛ جایی که تا همین چندسال پیش یکی از حمام‌های قدیمی مشهد را با چهارصدسال قدمت در دل خود داشت و داستانش هم از وقف مرحوم محمد‌حسن صاحبکار مشهدی آغاز می‌شد؛ مردی باخدا و مردم‌دار که چهارصدسال پیش 1400متر از ملکش را حمام و مسجد ساخت و وقف کرد؛ وقفی که امروز پنجمین نسل او آن را اداره می‌کنند.
سجاده ها از جمله دستبافت هایی هستند که از اوایل ظهور اسلام به منظور استفاده در مراسم مذهبی مسلمانان در اندازه های کوچک، طراحی و بافته می شده و در دوره ای نیز مزین به طرح محراب و طاق شده اند. در سفرنامه سیاحان هم اشاره هایی مختصر به سجاده بافی در شهرهای مختلف شده است. برای نمونه در کتاب «حدودالعالم» که در سال ٣٧٢هجری قمری تألیف شده، در توصیف جهرم آمده است: «جهرم شهری است خرم و از وی زیلو و مصلای نماز نیکو خیزد.» در مشهد نیز سجاده بافی و متبرک کردن سجاده ها در زیارت حرم برای سوغات و هدیه بردن از قدیم الایام باب بوده اما بیشترین اطلاعات موجود درباره سجاده ها یادگار عصر صفویان و برآمده از دل اسناد این دوران است.
تاریخ پر از ردپای زن‌‌هایی است که می‌‌خواستند قدمی برای مردم بردارند. زن‌‌هایی که در این راه از ثروت یا از مهرشان گذشته‌اند. نمونه آن زن سلطان‌حسین بایقراست که بخشی از ثروتش را صرف ساخت حمام در ایران کرد. یکی از اولین‌‌های آن را هم به‌نام خودش یعنی «آغچه» در مشهد راه‌انداخت. حمامی که بعدها به‌نام «حضرتی» شهرت یافت و درنهایت با تاریخی به درازای صفویه تا پهلوی دوم در سال1354 داخل طرح توسعه حرم قرار گرفت و خراب شد.