وقف - صفحه 14

نمی‌دانم نخستین ساعت‌ساز حرم که بوده است؛ این را هیچ‌کس نمی‌داند. در منابع مکتوب و شفاهی اثری از نام کسی که نخستین‌بار موظف شد مراقبِ تداوم ثبت وقت در حرم باشد، نیست. در میان اسناد، بیشتر از نام افراد، انگار جایگاه ساعت‌سازی در حرم مطهر مطرح بوده است. بااین‌حال، اگر از امروز شروع کنیم و به عقب بازگردیم، به سه نام وحیدی، عنبرانی و درودگر می‌رسیم که در چند دهه گذشته نگهبانِ زمان در حرم بوده‌اند.
پنجمین روز از دهه کرامت، روز بزرگداشت و تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه است که با عنوان «امامزادگان، ذخایر معنوی جامعه» در تقویم رسمی کشور نام گذاری شده است. اولین موزه ثبت شده وقفی کشور که در اداره کل اوقاف و امور خیریه استان خراسان رضوی واقع شده، از چهار سال گذشته به جمع آوری، مرمت و نگهداری اشیای امامزادگان بقاع متبرکه خراسان همت گمارده و به جمع‌آوری وتکریم آنچه از دل وقف و نذرهای مردم برآمده، پرداخته است. این اشیا شامل چراغدان، شمعدان، گلاب‌دان می‌شود.
محمدرضا مهدی‌زاده باغدار متولد 1332 است. پدربزرگ آقا محمدرضا اولین فرد خاندان بوده که به کسوت دربانی درمی‌آید. حالا آقا محمدرضا در این باره می‌گوید: آن‌زمان این‌طور بوده که هرکسی وقف یا پیشکش درخوری برای حرم مطهر انجام می‌داده است به کسوت دربانی آستان مقدس نایل می‌شده است. خدمتی افتخاری بوده ولی آن‌زمان برای این افراد، خدمت رسمی موروثی به همراه داشته است. محمدرضا به‌درستی نمی‌داند که پدربزرگشان چه چیزی وقف کرده است اما می‌گوید: فقط همین را می‌دانم که حدود سه هزار تومان هزینه این وقفیات شده است. برای اینکه مشخص شود چقدر بوده باید بگویم که در آن‌زمان فرد متمول را حاجی صد تومانی می‌گفتند.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرم‌مطهر ثبت شد که واقفش مردی به‌نام آق‌بابا بود. کسی‌ که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاج‌آقاجان» می‌شناختند. او که معمار‌باشی بود و صحن آزادی را به دستور علی‌نقی‌میرزا، پسر فتحعلی‌شاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ‌ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امام‌رضا(ع) کرد.
چه کسی فکر می‌کرد یک برگه بی‌ارزش در داد و ستد روزانه بازار محلی، یک روزی سند تاریخی و هویتی برهه‌ای از زمان بشود؟ برگه‌هایی که با دورریختنی‌ها همراه نشده‌اند و در صندوقچه‌های انباری باقی مانده‌اند، این روزها سندی شده‌اند و سر از اتاق‌های ایزوله درآورده‌اند و بار هویتی یک زمان به‌خصوص را به دوش می‌کشند. شمار این اسناد کم نیست و به بیش از 200 هزار رسیده‌ است. به طور کلی در تعریف سند باید گفت سند تاریخ، هویت ملی، فرهنگی و اقتصادی یک شهر و کشور است و یکی از منابع تجدیدناپذیر برای تدوین تاریخ گذشته است.
در مشهد درخت توت را وقف عام می دانسته و معتقد بوده‌اند این درخت از ازل متعلق به عموم مردم بوده است و تا ابد، از آن همه مردم خواهد بود.
کمی بالاتر از چهارراه کوشش، گاراژی قدیمی در محله کوشش به چشم می‌خورد با نمای ورودی آجری‌شکل و کاشی‌کاری‌هایی روی سر در که در گذر سال‌‌ها شکسته و بخشی از آن نیز از بین رفته است. مرحوم «محمد برج‌علی» مالک قبلی این گاراژ یکی از معتمدان محله گاراژدارها (کوشش کنونی) بوده است که با خرید زمین مقابل گاراژ خود و ساخت مسجد امام علی(ع) نامش را برای همیشه زنده نگه داشته است.
مسجدی قدمت‌دار و شناخته‌شده که با مدیریت حاج علی‌اصغر عابدزاده ساخته شده است. این بنا حالا تنها یک مسجد نیست! بلکه در این سال‌ها به مرکزی برای فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و... تبدیل شده است، جایی برای برگزاری مراسم به بهانه مناسبت‌های مختلف یا محلی برای تهیه جهزیه تازه‌عروس و دامادهای کم‌بضاعت محله. از پیر و جوان و مرد و زن هم در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند. بماند که نماز صبح که یکی از واجبات فراموش‌شده برخی مساجد است هم در این مسجد محوری از دیرباز تاکنون اقامه می‌شود و آن را خاص‌تر کرده است.
برخی دارالشفا را یادگار گوهرشادخاتون می‌دانند و معتقدند او در وقت ساخت مسجد، درمانگاهی نیز برای معالجه بیماران زائر و مجاور ساخته است.
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمی‌ترین گورستان‌های مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایین‌خیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطره‌ای کهنه و رنگ‌ورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستان‌های خراب شده مشهد را نبش قبر می‌کنیم و همچنین از چگونگی شکل‌گیری این قبرستان‌ها در کنار محل سکونت اهالی می‌گوییم.
ستاره هشتم آسمان امامت وقتی قدم به خاک خراسان گذاشت، با خود آبادی را برای مردم سناباد قدیم به ارمغان آورد. پس از او در ابتدای قرن سوم هجری نیز شیعیان و امامزادگان بسیاری به شوق زیارت، بادیه های بسیاری را طی کردند تا دامن از دایره جور حکام برچینند و در سبزی مهر رضا(ع)، سایه آرامشی بیابند؛ این مهاجرت ها سبب شد بعدها خراسان، سهپری باشد که گرداگرد خورشید امام هشتم(ع) چرخ می زند. همین است که هر ساله، هر مسافری که راه سمت این دیار می گیرد، چمدانی از حاجت و راز و نیاز بر می دارد و با کوله باری از امید و آرام دل باز می گردد. در سطرهای پیش رو برخی از این اماکن مذهبی- از مشهد تا خراسان- معرفی شده اند.
سال‌هاست که این کوچه قربانی همین نوسازی شده و جز یک مسجد از آن چیزی باقی نمانده‌است؛ جایی که تا همین چندسال پیش یکی از حمام‌های قدیمی مشهد را با چهارصدسال قدمت در دل خود داشت و داستانش هم از وقف مرحوم محمد‌حسن صاحبکار مشهدی آغاز می‌شد؛ مردی باخدا و مردم‌دار که چهارصدسال پیش 1400متر از ملکش را حمام و مسجد ساخت و وقف کرد؛ وقفی که امروز پنجمین نسل او آن را اداره می‌کنند.
سجاده ها از جمله دستبافت هایی هستند که از اوایل ظهور اسلام به منظور استفاده در مراسم مذهبی مسلمانان در اندازه های کوچک، طراحی و بافته می شده و در دوره ای نیز مزین به طرح محراب و طاق شده اند. در سفرنامه سیاحان هم اشاره هایی مختصر به سجاده بافی در شهرهای مختلف شده است. برای نمونه در کتاب «حدودالعالم» که در سال ٣٧٢هجری قمری تألیف شده، در توصیف جهرم آمده است: «جهرم شهری است خرم و از وی زیلو و مصلای نماز نیکو خیزد.» در مشهد نیز سجاده بافی و متبرک کردن سجاده ها در زیارت حرم برای سوغات و هدیه بردن از قدیم الایام باب بوده اما بیشترین اطلاعات موجود درباره سجاده ها یادگار عصر صفویان و برآمده از دل اسناد این دوران است.
تاریخ پر از ردپای زن‌‌هایی است که می‌‌خواستند قدمی برای مردم بردارند. زن‌‌هایی که در این راه از ثروت یا از مهرشان گذشته‌اند. نمونه آن زن سلطان‌حسین بایقراست که بخشی از ثروتش را صرف ساخت حمام در ایران کرد. یکی از اولین‌‌های آن را هم به‌نام خودش یعنی «آغچه» در مشهد راه‌انداخت. حمامی که بعدها به‌نام «حضرتی» شهرت یافت و درنهایت با تاریخی به درازای صفویه تا پهلوی دوم در سال1354 داخل طرح توسعه حرم قرار گرفت و خراب شد.
 آن‌طور که در اسناد نظام‌الملکی‌ها آمده، زمین‌هایی که خواجه نظام‌الملک وقف فرزندانش کرده است، از زیر نقاره‌خانه شروع می‌شد و تا شفتالوزار (دامنه کوهسنگی) ادامه می‌یافت.
موقوفه مهر فاطمی با 1054متر عرصه و 2276متر اعیان و 16واحد تجاری و 8واحد اقامتی، نمادی از عشق و ارادت است. مؤسسه‌ای برای ترویج سبک زندگی فاطمی و شناساندن مادر نمونه مسلمانان، حضرت فاطمه( س)، با فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغی، آموزشی و پژوهشی. این موقوفه در اختیار عموم مردم و علاقه‌مندان حضرت زهرا(س) قرار گرفته است تا هر یک در حد وسع خود گامی در راه ترویج معارف و سبک زندگی فاطمی بردارد.
حدود یک قرن پیش پشت برج و باروی دروازه نوغان، رودی خروشان بود که اگر کسی از روی آن رد می‌شد، دریادل می‌خواندندش. بخشی از این رود در محدوده کنونی خیابان شهیدمحسن کاشانی بود. به همین دلیل نام قدیم این خیابان دریادل بود تا اینکه 40سال پیش به‌دلیل رشادت جوان مشهدی در کشتن استاندار همدان و همراهانش (19آذر1357) به نام شهیدمحسن کاشانی شد.
مرحوم حاج غلامحسین بااخلاق، پدر شهید هادی بااخلاق یک قطعه زمین ۱۰ هزارمتری در حاشیه بولوار شاهنامه و در اراضی مهدی‌آباد را برای ساخت مدرسه، حوزه علمیه، زینبیه و درمانگاه وقف کرد. بخشی از این مکان‌های وقفی مانند درمانگاه که بعد‌ها به خانه بهداشت تغییر کاربری پیدا کرد و به نام شهید «هادی بااخلاق» نام‌گذاری شد، در زمان حیات حاج غلامحسین بااخلاق و با هماهنگی و نظارت شخص وی ساخته شد و به بهره‌برداری رسید، اما عمر مرحوم کفاف نداد و فرزندانش در ادامه، جا پای پدر گذاشته و راه او را ادامه دادند.
جواهرات در قاب‌هایی به‌نام خوانچه و ترنج بنا به وصیت و سفارش واقف بالای سر حضرت نصب شده‌اند. اگر شما هم این‌بار که به حرم مطهر مشرف شدید و پای ضریح ایستادید، بعد از زیارت و درددل با آقا نگاهتان را کمی بالاتر ببرید، کتیبه‌ها، خوانچه‌ها و ترنج‌های طلایی و باارزش را خواهید دید. این جواهرات چگونه سر از روضه منوره در آورده‌اند و چه کسانی راه این جواهرات را به این مکان مقدس باز کرده‌اند.
مقابل آزمایشگاه جهاد دانشگاهی در خیابان رازی مسجدی قرار دارد که در گذشته مغازه کوچک شیشه‌بری بوده است اما امروز هنگام ظهر با بلند شدن صدای اذان از بلندگوی مسجد میزبان تعداد زیادی از نمازگزاران است. نام این مسجد قدس گذاشته شده و زمین آن در سال87 توسط ورثه مرحوم حاج حسین قدس روحانی وقف شده است. از سال94 که بازسازی بنای مسجد و امور مربوط به وقف آن انجام شد در هر سه نوبت صبح، ظهر و مغرب نماز جماعت در این مسجد برگزار می‌شود.