غلامرضا شریفزاده از قدیمیهای خیابان نهضت میگوید: این روستاها از همه امکانات زندگی فقط یک منبع آب داشته است و بس و بعد ادامه میدهد: ما هرکاری که داشتیم و هرچیزی که میخواستیم بخریم باید میرفتیم میدان شهدا. تنها راه رفتوآمد ما به شهر بولوار وکیلآباد بود. پایِ پیاده از روستا راه میافتادیم و میرفتیم آنجا که سوار خودروهای میدان شهدا شویم. همین بُعد مسافت تا شهر باعث میشود که اربابها زمینی را که الان دقیقاً میدان نمایشگاه فعلی است، به قبرستان اختصاص بدهند.
موقوفه حاج ملامحمد تا حدود ۲۵ سال پیش به موقوفه حاج فرامرزخان معروف بود. در حالت کلی موقوفات را به اسم واقف میشناسند. مثلا موقوفه گوهرشاد که به اسم واقف آن مرحومه گوهرشادآغا شناخته میشود. اینجا را هم میگفتند موقوفه حاج فرامرزخان. منتها قاعدهای فقهی هست که وقف بر نفس را مجاز نمیداند یعنی شما نمیتوانید چیزی را برای خودتان وقف کنید. حاج فرامرزخان گفته عواید وقف تا زمان مرگم به مصارف شخصی خودم برسد و بعد از مرگم این کارها بشود؛ بنابراین برای دورهای عواید وقف برای مصارف خودش تعریف شده است این یعنی وقف بر نفس که در وقف این کار را نمیشود کرد.
فخرالنظاره رضوی، دختر ارشد میرزای ناظر که به فامیلی شوهرش «صفوی»شهرت دارد، تصمیم میگیرد عمارت چندهزارمتری مسکونیاش را به محلی برای نگهداری دختران یتیم 7تا12سال تبدیل کند.
ساخت بنای جامعه الحسین(ع) برمیگردد به سالها پیش. به روزهایی که خبری از شلوغ بازار راسته مصلی در محله شیرودی نبود، خیابان مصلی یک جاده خشک و خالی و بیآب و علف بیشتر نبود و پرنده اینجا پر نمیزد. اعضای هیئت رزمندگان جامعه الحسین(ع) در همان روزها تصمیم گرفتند که پایگاه خودشان را اینجا بسازند. آن سالها اعضای هیئت برای اجرای مراسمشان از این مسجد به آن مسجد کوچ میکردند. مکان واحدی نداشتند و دلشان میخواست فعالیت متمرکز داشته باشند.شهید نورعلی شوشتری که مؤسس این هیئت است همان سالها پیشنهاد ساخت بنای جامعه الحسین(ع) را میدهد. یکی 2نفر واقف پیدا میشوند که زمینهای ملکی خودشان را وقف میکنند. زمینهای اطراف هم توسط رزمندگان و خیران خریده میشوند. این میشود که بنای جامعه الحسین(ع) ساخته میشود.
کوچه حسینیه9(شهید حسین عباسی) از سمت بولوار مسلمشمالی۱0 به اسم کوچه شهید مهدی خوشید طوسی نامگذاری شده است. از ظرفیتهای آن میتوان به مسجد و حسینیه امام حسن مجتبی(ع) با قدمتی بیش از نیمقرن اشاره کرد؛ مسجدی وقفی که یکی از خیران و معتمدان قدیمی محله به نام حاجحسن فدویشادمهری آن را وقف کرد. پیکر مرحوم فدوی به وصیت خودش در اتاقک کنار پلههای ورودی مسجد به خاک سپرده شده است. از ویژگیهای مثبت این کوچه سرسبز و ساکت بودن آن است. علاوه بر این بهخاطر داشتن عرض مناسب، فضای پارک برای خودروها فراهم است.
کرکراقخانه مکانی بود که در آنجا پوشاک مورد نیاز پس از خریداری نگهداری میشد و به کسی که وظیفه خرید و حفظ و نگهداری پوشاک و اهدای آنها به افراد مختلف و مستحق را در این مکان برعهده داشته، کرکراق یا صاحب جمع کرکراقخانه گفته میشد. موقعیت مکانی کرکراقخانه بهطور دقیق مشخص نشده است، اما از آنجا که در اسناد، این مکان بهعنوان زیرمجموعه بیوتات آستانه معرفی شده است، بنابراین میتوان گفت که این مکان در مجموعه اماکن متبرکه آستان قدس واقع بوده است.
علیمردانی14 را همه به نام کوچه مسجد میشناسند. بهخلاف خیلی از مساجد این حوالی، در مسجد هدایت کوچک است با ساختمانی بهنسبت بزرگ که از همان ورودی، پلکانی راه به بالا میبرد. گفته میشود طبقه زیرزمین کارگاه تولیدی است که اجاره داده شده و بیشتر درآمد مسجد از همین منبع است. طبقه دوم مخصوص نمازگزاران و طبقه سوم مخصوص فعالیتهای فرهنگی است. کار سخت بالارفتن از پلههای نفسگیر را آسانسور راحت کرده است. این هم از قلم نیفتد که مسجد هدایت و فقیهسبزواری فاصله مسافتی چندانی ندارند و هردو همسایه بازار بزرگ ایثارند.
یکی از صفات بارز حاج حسین ملک بخشندهبودنش است، او با رعایای خود نیز چنین رفتاری را داشته است.گلستانینژاد با تأیید این مطلب میگوید: حاج حسین ملک، با وجود داشتن مال و ثروت فراوان، همیشه با افراد زیر دستش بهویژه رعایایش خوشرفتار و منصف بود. چون پدرم سرسالار حاج حسین ملک بود، ملاقات و مشکلات رعایا را برای او مطرح میکرد. من هم که کودک دهدوازدهسالهای بودم، گاهی وقتها همراه با پدرم میرفتم.
تنها تصویری که از میرزافتحعلیخان صاحبدیوان بهجا مانده، تصویری ایستاده از اوست که در قابی آویخته در تالار موزه آستان قدس رضوی خودنمایی میکند.تصویری ساده که شاید به چشم همگان یکی از رجال معمولی دربار قاجارها میآید، اما او صاحب وقفنامههای بزرگی ازجمله وقفنامه پرآوازه سوم شعبان است؛ همانی که سفره سنت وقفنامهاش به ناهار اغنیا شهره شده است. تمام نام و آوازه این صاحبمنصب قاجاری به وقفنامه سوم شعبانش نیست. او وقف بزرگ دیگری را نیز در مشهد انجام داده که ادامه وقف موروثی خاندان بزرگ قوامهای شیرازی است و مخصوص عزاداری سیدالشهدا(ع) در ماه محرم و صفر است.
یکی از مدارس علمیه مهم و معروف مشهد مدرسه نواب است. مدرسهای که درواقع صدقه جاریه میرزا محمدصالح رضوی است. میرزا محمدصالح رضوی، ملقب به صدرالممالک، پسر میرزا محسن نواب است که نسبش با 18واسطه به امام جواد(ع) میرسد و در مشهد، نقیبالاشراف سادات رضویه تقویه به حساب میآمده است.
علی اکبر ایماندوست که رفیق گرمابه و گلستان علما و مداحان زیادی بود با حساب و کتاب پایه یک روضه را در عصرهای جمعه گذاشت که تاکنون ادامه یافته است. بزرگ خاندانِ ایماندوست غرق در روضه بود و انگار برای این کار نفس میکشید. حتی خانهاش را برای زندگی نساخت بلکه دیوارهای آن را جوری بالا برد که بشود در آن یک مجلس خوب برای ابا عبدا...(ع) برپا کرد. پیرمرد سال 83 بساط روضهاش را برای فرزندان گذاشت و از دنیا رفت، ولی بچهها پرچم روضهداری را زمین نگذاشتند.
به همت حسن حیدرعلی، خیّر مدرسه ساز در زمینی به مساحت 3600 متر در شهرک طرق عملیات ساخت یک مدرسه با زیربنای 1800 متر و با 12 کلاس آغاز شد. هزینه ساخت این مدرسه بین 8 تا 10 میلیارد تومان پیش بینی شده که این خیّر آن را به طور کامل تقبل کرده است.
هنوز هم بافت شیرین و دلچسبی دارد؛ محدودهای که در همسایگی حرم مطهر است. قدمزدن و راهرفتن کنار آدمهایش حس مطبوعی در رگهای آدم میدواند، حتی در گرمای تیز تیرماه؛ کوچههایی پر از قصههای واقعی ریز و درشت.روایت ما درباره کوچه شیرازی19 است که به کوچه ثبت معروف است و داستانهای جالبتر از این دارد. نقل است 3خاندان مشهور ساکن آن بودهاند؛ خاندانهای امیرعلی میرنقیب و عمید صفوی و تقی بینش، سرکشیک حرم که اسم و رسمی برای خودش داشت و همچنین نویسنده مقالات مجله دهه1300 با نام «فرهنگ خراسان» بود.
حسین ملک در شب یازدهم ربیع الاول ۱۲۸۸ ق. (حدود نیمه خرداد ۱۲۵۰ خورشیدی) در خانه پدری اش در تهران به دنیا آمد.
موقوفات حاج حسین آقا ملک که از سال1316 تا 1340 در هفت مرحله اهدا شده است، آن قدر هست که درج نکته به نکته آن سیاهه ای بلندبالا می خواهد و مجالی طولانی برای خواندن. او علاوه بر مشهد در تهران و بسیاری از شهرهای خراسان به ویژه در تربت، چناران و فریمان موقوفاتی دارد که اغلب آن ها وقف عام هستند و با هدف گره گشایی از کار مردم بخشیده شده اند.
درست چسبیده به خانه قدیمی حاج حسین آقا ملک در خیابان امام خمینی مشهد، زیر آفتاب چله تابستان، جایی که درخت های توت چتر واکرده اند، خاطرات ناگفته بسیاری هست که دهان حاج باقر صاحبکار طوسی وقـت نقلشان شیرین می شود. او که این روزها دهه80 زندگیاش را پشت سر می گذارد، روزگاری منشی و کارگزار حاج حسین ملک و از نزدیکان او بوده است؛ با این همه پس از گذشت 5 دهه از فوت ملک، همچنان وقتی می خواهد اسم او را بیاورد، به احترامش تنها از لفظ «آقا» استفاده می کند و در تمام طول مصاحبه حتی برای یک بار اسم کوچکش را به زبان نمی آورد. «آقا»یی که در ذهن حاج باقر صاحبکار ماندگار شده، مردی است که همه عمرش را صرف احسان و نیکی به خلق کرده است.
آقامهدی ملک التجار در زمان محمدشاه قاجار، به سمت ملک التجاری منصوب شد و از همان زمان به بعد، لقب «مَلِک» بر روی این خاندان ماند اما آن که توانست نام این خاندان را به شهرت برساند، پسرش «حسین آقا ملک» بود.
وقتی حاجحسین فروتن وضع مالی بهتری داشت، 200متر زمین از املاکش را به ساخت مسجد اختصاص داد و زندگی اهالی محله شهیدقربانی از یکنواختی درآمد و شوروحال دیگری یافت. همه اهالی از بزرگ و کوچک آستین همت بالا زدند و هرچه داشتند، در دایره ریختند؛ از پولهای ریز و درشت گرفته تا هرآنچه ارزش ریالی داشت. حتی زنها حلقه ازدواجشان را برای رضای خدا کنار گذاشتند.
حاج ماشاءا... هدایتپور اسم و رسمی در میلان پانزدهم سیمتری طلاب دارد. او متولد 1322 است. موهایش را در راه قالی بافی سفید کرده است. او دوران کودکی بلافاصله بعد از تعطیلی مدرسه پای دارقالی سخت مشغول کار بوده طوری که در سن ده سالگی فوت و فن این هنر را یاد گرفته است. حاج ماشالا به خاطر ارادتش به ائمه تصمیم گرفته تا بخشی منزلش را وقف کند تا در آن جلسه قرآن، مراسم دینی و... برگزار شود.
شهید جواد عبداللهی در عملیات مقابله با عبدالمالک ریگی به شهادت رسید. حاج هاشم، پدر شهید، همراه با برادرش طبق وصیت خود شهید منزلش را وقف کارهای نیک کردند، اکنون خانه شهید به پایگاهی در محله تبدیل شده است که شناسایی نیازمندان و دستگیری از آنها را برعهده دارد. امروز بیش از ۱۲۳ خانواده که ۲۴۳یتیم را هم شامل میشود، زیر پوشش این پایگاه هستند.