وقف - صفحه 16

حاج‌عباسعلی عباسی‌قیافه‌شناس با ساخت چند مسجد و حسینیه در مشهد و شهرهای اطراف، از آن دسته خیّرهایی نیست که پول کلانی داشته باشد و با آن زمین بخرد یا پول ساخت مسجدی را تقبل کند. او که از نظر مالی مثل خیلی از مردم، وضعیت معمولی و ساده ای داشت، باهمت، توکل و جهاد خالصانه اش توانسته بود دو مسجد، یک مهدکودک و یک مکان ورزشی در مشهد و یک مسجد و حسینیه در روستای علی آباد کاشمر بسازد. او همه این کارها را در حالی انجام داده که درآمد و زندگی اش مثل خیلی ها معمولی بود.
کوچه شهیدمحسن کاشانی55 معبری طولانی و عریض است که به گواهی خیلی از ساکنان منطقه، نام نخستش را از یدالله نیکویی گرفته است. نیکویی صاحب‌نام و شهره است و گفته می‌شود کوره آجرپزی داشته است. کوچه یدالله حالا بیشتر محل سکونت روحانیون است و اقامتگاه زائرانی که به‌دلیل نزدیکی این کوچه با حرم، اقامت در آن را انتخاب می‌کنند.
وقف این زنان از آن جهت ارزشمند است که در روزگاری که زنان منبع درآمدی نداشته‌اند و تنها درآمد آن‌ها اموال به ارث رسیده به ایشان بود، تصمیم به وقف گرفته‌اند. در لابه‌لای اسناد ۶۰ هزار برگی وقف که از دوران حکومت صفوی در اداره اسناد آستان قدس رضوی نگهداری می‌شوند، نام زنان در مقایسه با دوره‌های گذشته بیشتر به چشم می‌آید؛ دلیل آن هم شکوفایی وقف در دوران صفوی است.
مرور داستان‌های «مشهدچهره»، برکت همسایگی با کتابخانه و دمخور شدن با کتاب‌ها‌ را پیش چشممان می‌آورد تا بتوانیم سرگذشت آدم‌های کتابخوان و کتاب‌دوست را بهتر ببینیم.
درباره وقف زمین برای مسجد و مدرسه زیاد شنیده‌ایم، اما وقف زمین برای کتابخانه کمتر اتفاق افتاده است. روایت این هفته ما وقف مال برای ترویج فرهنگ مطالعه در یک منطقه پیرامونی است. تعریف کتابخانه امیر‌حسین فردی را زیاد شنیده‌ بودم؛ مجموعه مردمی و خودجوش در طبرسی‌شمالی که به همت چندجوان جهادی پا گرفت و زیرنظر هیچ سازمانی نیست. در ابتدا‌ی تأسیس، کتاب‌ها‌ اهدایی بچه‌های محله بود و نیازشان به مطالعه را تأمین می‌کرد. اکنون 12سال از آن روزها می‌گذرد و مجموعه به همت همان گروه خودجوش و جوانان جهادی کارش را ادامه می‌دهد، البته با 10هزار جلد کتاب و 3هزار عضو.
هنگام ظهر در خیابان فیاض‌بخش طنین الله اکبر به گوش می‌رسد، هر چه نگاه می‌کنیم مسجدی نمی‌بینیم، به سمت صدا می‌رویم و از رهگذران درباره‌اش می‌پرسیم. یکی از ساکنان محله با انگشت اشاره ساختمانی را نشانمان می‌دهد که هیچ شباهتی به مسجد یا حسینیه ندارد، بنایی 4طبقه نزدیک شهرداری منطقه که شبیه ساختمان‌های دیگر است و هیچ کاشی‌کاری یا تزیینات دیگری در آن به چشم نمی‌خورد، فقط روی سر در بنا نوشته شده است «مسجد 14معصوم(ع) به یاد شهید حسین دلدار، ساخت 1386».
حدود 30سال پیش، زمانی که هنوز کوچه پس کوچه های خیابان گاز بی نام ونشان بودند و خاکی، شیخ حسن نامی تصمیم گرفت خانه اش را به مسجد تبدیل کند؛ خانه ای شیروانی که تنها اتاق بزرگ آن هم میهمان پذیر بود، هم مکتب خانه کودکان و هم محلی برای برپایی نماز و مراسم عزاداری ائمه(ع). چندسال پس از وقف مسجد ، به وصیت شیخ، گوشه ای از آن بنا آرامگاه ابدی حاج شیخ حسن شد؛ جایی درست نزدیک به پله های ورودی مسجد و در اتاقکی قفل زده.
مسجد امام حسن مجتبی (ع) یکی از قدیمی‌ترین مساجد منطقه ۵ است که کلنگ ساخت آن در سال ۱۳۴۸ به زمین زده شده و در سال ۱۳۵۲ به بهره‌برداری رسیده است.
داستان زندگی برخی‌ها موفق از آب درمی‌آید و محکم و خوب تمام می‌شود. نه، درستش این است که بگوییم اصلا تمام نمی‌شود و هرچه زمان بگذرد و ماه و فصل تازه بیاید، همان‌طور تازه می‌ماند؛ هرچند جای نقش اول این قصه و روایت خالی باشد. حرف از سرلشکر سیدحسن آقائی فیروزآبادی است که به‌تازگی و در شهریور به رحمت خدا رفت؛ روستایی‌زاده‌ای که پزشکی خوانده بود و بعدها به سمت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح رسید. او و خانواده‌اش ساکن محله گاز بوده‌اند. کاش خانواده‌اش هم پای صحبت می‌آمدند و از محله و کوچه‌های این حوالی می‌گفتند تا روایتمان جذاب‌تر شود، اما مصلحت ندانستند یا هر چه بود، برای ما محترم است.
بیت‌الصادق(ع) یکی از مکان‌هایی است که خادمانش تن به تعطیلی کرونایی نداده‌اند و با تغییر روش، همچنان آن را پویا نگه داشته‌اند. همان مکانی که قبل از آمدن کرونا، هزاران مرد و زن را در دل خود برای جشن، دعا و افطار جمع می‌کرد، این روزها محل توزیع بسته‌های معیشتی شده است.
ماندگاری نام خواجه عتیقی تنها برای وقف‌نامه‌اش نیست، بلکه در کتاب‌های تاریخی مختلف از او به عنوان اولین متولی دولتی آستان قدس رضوی نیز یاد کرده‌اند.
غلامرضا شریف‌زاده از قدیمی‌های خیابان نهضت می‌گوید: این روستاها از همه امکانات زندگی فقط یک منبع آب داشته است و بس و بعد ادامه می‌دهد: ما هرکاری که داشتیم و هرچیزی که می‌خواستیم بخریم باید می‌رفتیم میدان شهدا. تنها راه رفت‌و‌آمد ما به شهر بولوار وکیل‌آباد بود. پایِ پیاده از روستا راه می‌افتادیم و می‌رفتیم آنجا که سوار خودروهای میدان شهدا شویم. همین بُعد مسافت تا شهر باعث می‌شود که ارباب‌ها زمینی را که الان دقیقاً میدان نمایشگاه فعلی است، به قبرستان اختصاص بدهند.
موقوفه حاج ملامحمد تا حدود ۲۵ سال پیش به موقوفه حاج فرامرزخان معروف بود. در حالت کلی موقوفات را به اسم واقف می‌شناسند. مثلا موقوفه گوهرشاد که به اسم واقف آن مرحومه گوهرشادآغا شناخته می‌شود. اینجا را هم می‌گفتند موقوفه حاج فرامرزخان. منتها قاعده‌ای فقهی هست که وقف بر نفس را مجاز نمی‌داند یعنی شما نمی‌توانید چیزی را برای خودتان وقف کنید. حاج فرامرزخان گفته عواید وقف تا زمان مرگم به مصارف شخصی خودم برسد و بعد از مرگم این کار‌ها بشود؛ بنابراین برای دوره‌ای عواید وقف برای مصارف خودش تعریف شده است این یعنی وقف بر نفس که در وقف این کار را نمی‌شود کرد.
فخرالنظاره رضوی، دختر ارشد میرزای ناظر که به فامیلی شوهرش «صفوی»شهرت دارد، تصمیم می‌گیرد عمارت چندهزارمتری مسکونی‌اش را به محلی برای نگهداری دختران یتیم 7تا12سال تبدیل کند.
ساخت بنای جامعه الحسین(ع) برمی‌گردد به سال‌ها پیش. به روزهایی که خبری از شلوغ بازار راسته مصلی در محله شیرودی نبود، خیابان مصلی یک جاده خشک و خالی و بی‌آب و علف بیشتر نبود و پرنده اینجا پر نمی‌زد. اعضای هیئت رزمندگان جامعه الحسین(ع) در همان روزها تصمیم گرفتند که پایگاه خودشان را اینجا بسازند. آن سال‌ها اعضای هیئت برای اجرای مراسمشان از این مسجد به آن مسجد کوچ می‌کردند. مکان واحدی نداشتند و دلشان می‌خواست فعالیت متمرکز داشته باشند.شهید نورعلی شوشتری که مؤسس این هیئت است همان سال‌ها پیشنهاد ساخت بنای جامعه الحسین(ع) را می‌دهد. یکی 2نفر واقف پیدا می‌شوند که زمین‌های ملکی خودشان را وقف می‌کنند. زمین‌های اطراف هم توسط رزمندگان و خیران خریده می‌شوند. این می‌شود که بنای جامعه الحسین(ع) ساخته می‌شود.
کوچه حسینیه9(شهید حسین عباسی) از سمت بولوار مسلم‌شمالی۱0 به اسم کوچه شهید مهدی خوش‌ید طوسی نام‌گذاری شده است. از ظرفیت‌های آن می‌توان به مسجد ‌‌‌‌‌و حسینیه امام حسن مجتبی(ع) با قدمتی بیش از نیم‌قرن اشاره کرد؛ مسجدی وقفی که یکی از خیران و معتمدان قدیمی محله به نام حاج‌حسن فدوی‌شادمهری آن را وقف کرد. پیکر مرحوم فدوی به وصیت خودش در اتاقک کنار پله‌های ورودی مسجد به خاک سپرده شده است. از ویژگی‌های مثبت این کوچه سرسبز و ساکت بودن آن است. علاوه بر این به‌خاطر داشتن عرض مناسب، فضای پارک برای خودروها فراهم است.
کرکراق‌خانه مکانی بود که در آنجا پوشاک مورد نیاز پس از خریداری نگهداری می‌شد و به کسی که وظیفه خرید و حفظ و نگهداری پوشاک و اهدای آن‌ها به افراد مختلف و مستحق را در این مکان برعهده داشته، کرکراق یا صاحب جمع کرکراق‌خانه گفته می‌شد. موقعیت مکانی کرکراق‌خانه به‌طور دقیق مشخص نشده است، اما از آنجا که در اسناد، این مکان به‌عنوان زیرمجموعه بیوتات آستانه معرفی شده است، بنابراین می‌توان گفت که این مکان در مجموعه اماکن متبرکه آستان قدس واقع بوده است.
علیمردانی14 را همه به نام کوچه مسجد می‌شناسند. به‌خلاف خیلی از مساجد این حوالی، در مسجد هدایت کوچک است با ساختمانی به‌نسبت بزرگ که از همان ورودی، پلکانی راه به بالا می‌برد. گفته می‌شود طبقه زیرزمین کارگاه تولیدی است که اجاره داده شده و بیشتر درآمد مسجد از همین منبع است. طبقه دوم مخصوص نمازگزاران و طبقه سوم مخصوص فعالیت‌های فرهنگی است. کار سخت بالارفتن از پله‌های نفس‌گیر را آسانسور راحت کرده است. این هم از قلم نیفتد که مسجد هدایت و فقیه‌سبزواری فاصله مسافتی چندانی ندارند و هردو همسایه بازار بزرگ ایثارند.
یکی از صفات بارز حاج حسین ملک بخشنده‌بودنش است، او با رعایای خود نیز چنین رفتاری را داشته است.گلستانی‌نژاد با تأیید این مطلب می‌گوید: حاج حسین ملک، با وجود داشتن مال و ثروت فراوان، همیشه با افراد زیر دستش به‌ویژه رعایایش خوش‌رفتار و منصف بود. چون پدرم سرسالار حاج حسین ملک بود، ملاقات و مشکلات رعایا را برای او مطرح می‌کرد. من هم که کودک ده‌دوازده‌ساله‌ای بودم، گاهی وقت‌ها همراه با پدرم می‌رفتم.
تنها تصویری که از میرزافتحعلی‌خان صاحب‌دیوان به‌جا مانده، تصویری ایستاده از اوست که در قابی آویخته در تالار موزه آستان قدس رضوی خودنمایی می‌کند.تصویری ساده که شاید به چشم همگان یکی از رجال معمولی دربار قاجارها می‌آید، اما او صاحب وقف‌نامه‌های بزرگی ازجمله وقف‌نامه پرآوازه سوم شعبان است؛ همانی که سفره سنت وقف‌نامه‌اش به ناهار اغنیا شهره شده است. تمام نام و آوازه این صاحب‌منصب قاجاری به وقف‌نامه سوم شعبانش نیست. او وقف بزرگ دیگری را نیز در مشهد انجام داده که ادامه وقف موروثی خاندان بزرگ قوام‌های شیرازی است و مخصوص عزاداری سیدالشهدا(ع) در ماه محرم و صفر است.