هیئت - صفحه 11

اتفاق قشنگی که در محله رسالت افتاده است تشکیل هیئتی خاص دهه نودی‌هاست که خیلی‌ها برای شکل گیری آن آستین بالا زدند: اعضای شورای اجتماعی محله رسالت، بانیان مسجد المهدی و معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری و حتی اعضای شورای شهر. از فروردین و با آغاز ماه مبارک رمضان، هیئت «نسل ظهور» زیر نظر کانون فرهنگی تبلیغی شهید علی لندی فعالیت خود را رسمیت بخشید و جمع چهارصدنفره پرشوری را در محله شکل دادند که در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و تفریحی شهر اجرا داشته است.
17سال بیشتر ندارد اما با همین سنش عشق و ارادت همراه با معرفتی به اهل بیت(ع) در وجودش ریشه دوانده است. دو سال است که مسئولیت هیئت نوجوانان شیعه‌الزهرا(س) را برعهده دارد و صدای خوبش او را یکی از مداحان اصلی مسجد ام‌الائمه فاطمه الزهرا(س) کرده است. امین خزاعی امور داخلی مسجد را در زمینه برگزاری کلاس‌های تابستانی و اردوها برعهده دارد و چهره‌ای شناخته‌شده بین اهالی و مسجدی‌هاست.
از کودکی و همراه پدر با هیئت و مکتب امام حسین(ع) آشنا می‌شود و پیش استادان قدیمی و بنام مداحی را آموزش می‌بیند. پدرش روحانی و محضردار بوده و در مجالس مذهبی هم برای اهل بیت(ع) روضه می‌خوانده است. او در محله طبرسی و در فاصله کوتاهی از بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) در کوچه‌ای به نام کوچه حمام حاج نوروز بزرگ شده است. اولین جایی که برای سینه‌زنی به آنجا می‌رود هیئت جوانان علی اصغر(ع) در همان محله بوده است. همانجا بوده که مسیر زندگی‌اش تعیین می‌شود.
سید مصطفی قدمگاهی می‌گوید: اولین مداحی‌ام را در سال 1375 در مسجد ولی عصر(عج) محله‌مان انجام دادم. نوجوانی هفده‌ساله بودم ترس و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود اولش کمی‌سخت بود اما وقتی چهره‌های مشتاق بچه‌محل‌ها و عزاداران منتظر را دیدم مداحی را با همان ریتم و آهنگی که بارها و بارها تمرین کرده بودم ادامه دادم. مداحی که به پایان رسید با صلوات همه عزاداران مسجد روبه‌رو شدم. چند نفری از بزرگان مجلس به پدرم تبریک گفتند روزها و سال‌های بعد مداحی ماه محرم را ادامه دادم و الان 25سال است که افتخارم مداحی برای امام حسین(ع) است.
هیئت «پارچه بافان آذربایجان» را می توان از قدیمی ترین هیئت های شهرستانی دانست که تأسیس آن به حوالی سال های ابتدایی قرن گذشته برمی گردد. زنجیرزنان این هیئت اغلب از تبریزی ها و اسکویی‌های مجاور در مشهد بوده اند که در محله جوادیه و در خانه مرحوم محمدعلی خوشقولی معروف به «مشتی» پارچه بافی می کردند. این هیئت که محل جدید اسکان آن در چهارراه خواجه ربیع است، همچنان چراغش به عشق امام حسین(ع) روشن است و پرچمش به مدد امام رضا(ع) برافراشته.
تکیه امام حسن مجتبی(ع) چهار سال است که مراسم خود را در کوچه معلم65 در زمینی که یکی از اعضا به طور موقت در اختیار آن‌ها گذاشته است، اجرا می‌کنند. اعضای جوان و پرشور این هیئت امسال تصمیم گرفتند فراتر از پرچم‌های سیاهی که به در و دیوار تکیه می‌زنند، کوچه معلم65 را هم فضاآرایی کنند. بعد از شور و مشورت، داربست‌ سفارش دادند و ده،دوازده نفری شروع به نصب پرچم‌ روی داربست‌ها کردند.
آدم‌های این خانه ،کوچک و بزرگ، دختر و پسر، صفای خاصی دارند. اینجا همه عاشق حسین‌(ع) هستند. رسم خانه‌تکانی از چند روز مانده به محرم و آغاز سال جدید قمری، در این خانه تمام و کمال انجام می‌شود. شست‌وشوی فرش‌ها و نظافت در و دیوارها که برای پذیرایی از میهمانان سفره اهل‌بیت(ع) و روضه حسینی به پایان می‌رسد، نصب پرچم‌ها و سیاه‌پوش‌کردن خانه شروع می‌شود. حالا دو نسل دیگر از این خاندان هم پای کارند. فرهنگ عاشورایی و جلوه‌آرایی محرم به احترام خون سید‌الشهدا(ع) و یاران باوفایش 43سال است در این خانه جریان دارد.
خیمه‌الزهرا(س) که در ورودی زمین ورزشی ابتدای خیابان اندیشه68 برای اباعبدالله سیاه‌پوش شده است، ارادت اعضای این هیئت جوان را به مادر سادات و امام حسین(ع) نشان می‌دهد. بانیان آن از 20سال قبل زمانی که دانشجو بوده‌اند قدم اول هیئت‌داری را برداشته‌اند و هر آنچه از کودکی پای هیئت‌های امام حسین(ع) یاد گرفته بودند در هیئت دانشگاه به نمایش گذاشتند. با گذشت سال‌ها نه‌تنها از کاری که می‌کردند دلسرد نشدند بلکه حالا که همه مهندس‌های مطرحی هستند بیشتر از قبل برای برپایی خیمه عزاداری انگیزه دارند و با پایشی که انجام داده‌اند مردم قاسم‌آباد را در این‌کار خود شریک کرده‌اند.
داستان و روایت درباره محرم و عزاداری هایش زیاد است. البته این روایت ها این روزها فراموش شده و هیئتی های قدیمی دست وپا شکسته چیزهایی در ذهنشان باقی مانده است. یکی از این خاطرات مربوط به عباس شمر است. این عباس شمر، اوایل انقلاب، خیمه گاه کربلا را بعد از نماز ظهر عاشورا آتش می زد. محافظانی داشت که مردم را کنترل می کردند تا از غیظ و خشم به او آسیبی نزنند. یک سال غافل شدند و مردم، عباس شمر را کشتند. یکی از عالمان شنیده بود که این آقا شهید شده. رفته بود کربلا. شبی در خواب او را دید که می گوید: « امام حسین(ع) آمد دیدنم و شفاعت مردم را کرد و گفت این مردم به عشق من احساساتی شدند؛ از آن ها درگذر.» دستگاه امام حسین(ع) این است؛ بد را خوب می کند.
اهالی محله کنه‌بیست حالا پس از گذشت سال‌ها به گروهی همدل و همراه تبدیل شده‌اند تا آیین هر ساله محرم را در کنار هم به بهترین شکل برگزار کنند. آیینی که از سال58 در این محله اجرا می‌شود و آن‌ها تمام تلاششان را برای برپایی و زنده نگه‌داشتن آن می‌کنند. سه سال پیش که کرونا بساط مراسم را جمع کرد و در مساجد را بست، آن‌ها دست روی دست نگذاشتند. به دنبال فضایی روباز گشتند تا با رعایت پروتکل‌ها رسم هر ساله را اجرا کنند. سرانجام دو کوچه بالاتر از مسجد بنی هاشم(ع) به مدرسه منظومه دانش رسیدند.
آقا یدالله سال‌ها شله و حلیم هیئت را می‌پخت وتا 15دیگ و حتی بیشتر را هم می‌توانست آماده کند. نه فقط شله و حلیم بلکه برای هیئت آبگوشت و غذاهای پلویی را هم خیلی خوب درست می‌کرد. کم کم آوازه او در غذا درست‌کردن در هیئت‌ها پیچید و خیلی از محله‌های دیگر مشهد هم غذای هیئت و میهمانی‌هایشان را به او می‌سپردند.
به «پدر بازار» شهرت دارد. پدری که دل‌سوزانه و عاشقانه بار مشکلات ریزودرشت را به‌دوش می‌کشد و خم به ابرو نمی‌آورد! برایش فرقی نمی‌کند نیاز مراجعه‌کننده چه باشد؛ او همه داشته‌هایش را برای رفع آن حاجت پای کار می‌آورد! حالا برای احمد قدمگاهی از آن زمان که مصمم شد برای زندگی در همسایگی امام‌مهربانی‌ها زادگاهش، باغشن قدمگاه، را به مقصد مشهد ترک کند، 35سال می‌گذرد! سال‌هایی که به قول خودش در آن‌ها چیزی نبوده است که از حضرت بخواهد و خیلی زود و به بهترین شکل برایش جور نشود.
سیدمحمد باقرزاده درباره طرح مدارس شهدایی توضیح می‌دهد: ایده اولیه کار از مسجد قمر بنی هاشم(ع) واقع در هاشمیه62 شروع شد. بچه‌ها در حال بازی بودند و من برای نماز رفته بودم. یاد حدیث پیامبر(ص) افتادم که می‌فرمایند اگر می‌خواهید دعایتان مستجاب شود بچه‌ها را دور خودتان جمع کنید، دعا کنید و آن‌ها آمین بگویند. یک بسته شکلات خریدم و آن‌ها را جمع کردم و به آن‌ها گفتم من دعا می‌کنم، آمین بگویید، من هم به شما شکلات می‌دهم. این شکلات‌دادن همانا و جمع‌شدن بچه‌ها همانا و جلسه قرآن بزرگی تشکیل شد.
آجرهای سه سانت نمای مسجد و چراغ های سبزی که بالای پنجره های آن روشن شده اند، جلوه خاصی به این مکان بخشیده اند. زمان اذان مغرب به آنجا می رسم. نمازگزاران از پیر و جوان در صف های منظم پشت سر امام جماعت ایستاده اند و نماز می خوانند. در پایان نماز بعد از التماس دعا همه از حال هم جویا می شوند. همدلی و آشنایی اهالی را می توان از همین سلام و احوال پرسی ها متوجه شد. نسلی که این مسجد را ساخته اند و فرزندانشان در سرسرای این مسجد بزرگ شده اند، حالا دست نوه های خود را می گیرند و به این فضا می آورند.
مسجد موسی‌بن‌جعفر(ع) بیش از سه دوره بازسازی را به خود دیده است اما با توجه به قدمتی که دارد، هیچ‌کس درباره اینکه مسجد ترک‌ها چطور پا گرفته است چیزی نمی‌داند. سال 1265 مسجد بنا شد و چطور و چگونه‌اش مشخص نیست، اما آب‌انبار قدیمی هنوز هم زیر مسجد است. نخستین بازسازی این مسجد سال 1340 از سوی امام جماعت و خیران انجام شده است . پس از آن آیت‌الله علی فلسفی در سال 1360 بازسازی دوم را انجام می‌دهد.
مسجدالزهرا(س) که در خیابان جلال40 واقع شده اولین و قدیمی‌ترین مسجد منطقه11 است. کلنگ ساخت آن سال1355 بر زمین خورده است. آن‌زمان فقط 10خانوار در محله آزادشهر سکونت داشتند و باقی زمین‌ها یا بایر بوده یا در آن کشاورزی می‌کردند. حدود سال‌های68 یکی از بزرگ‌ترین هیئت‌های عزاداری مشهد، هیئت این مسجد بوده و چند بار توسط مسئولان وقت قدردانی شده است.
همه اهالی، کوچه احزاب در محله پروین را با نام «بی‌بی‌جان» می‌شناسند. قرارمان با بی‌بی جان بعد از نماز ظهر است. حالا پشت در خانه‌اش ایستاده‌ایم، البته کمی زودتر از موعد قرارمان رسیده‌ایم. در حیاط نیمه‌باز است و در همین فاصله کوتاه چند پسربچه در حالی که توپ به دست دارند از داخل منزل بیرون می‌آیند. وارد منزلش می‌شویم. جانمازش پهن است و مقنعه سفید و چادرنمازش را به سر دارد. با لبخندی مادرانه به استقبالمان می‌آید و دعوت‌ به نشستن‌ می‌کند.
تاریخ دقیقی از سال تأسیس این مسجد در دست نداریم، اما با توجه به خاطراتی که پدر‌ها و پدربزرگ‌هایمان تعریف کرده‌اند می‌دانیم که تاریخ تأسیس بنا برمی‌گردد به حول و حوش سال‌۱۲۵۰ هجری شمسی.
جوان‌محور بودن گروه‌ها و تشکل‌های مذهبی، نیازمند نگاهی منعطف از سوی مسئولان این گروه‌هاست. به همین دلیل متولیان این هیئت پیوست‌های فرهنگی و ورزشی را هم به فعالیت‌های مذهبی خود اضافه کرده‌اند. سیدمحمد سیدمحمدی می‌گوید: تدارک برنامه‌های ورزشی عامل خوبی برای جذب جوانان و نوجوانان است. به طور مثال مسئول مذهبی در میدان فوتبال زمان کوتاهی را برای بیان موضوعات مذهبی در اختیار دارد یا مسئول ورزش در دعای ندبه‌ها و جلسات قرآن، نکاتی را به حاضران می‌گوید. به این صورت بخش ورزشی و مذهبی با هم گره خورده است.
قاسم نویدی که به «حاج قاسم شله‌پز» معروف است، از خادمان دستگاه اباعبدالله(ع) بوده که چهار دهه از زندگی خود را در این حرفه و پذیرایی از عزاداران حسینی گذاشته و در هیئت سید‌الشهدا و بسیاری دیگر از هیئت‌های بولوار شاهنامه آشپزی کرده است. او درباره سابقه آشپز شدنش می‌گوید:«آشپز هیئت محله‌مان خیلی پیر بود و مدام با بچه‌ها و حتی وردستای خودش به قول مشهدی‌ها کل‌کل داشت، البته به‌واسطه سن بالا و سختی کار به دنبال تربیت بچه‌های مستعد آشپزی نیز بود تا اجاق هیئت در سال‌های آتی نیز روشن بماند، من که به شدت علاقه‌مند به آشپزی به‌ویژه تهیه شله‌مشهدی بودم، به اصرار با او همراه شدم و او با وجود غرولندهایی که از دست‌پاچگی و کوچکی جثه‌ام داشت، شاگردی من را پذیرفت و چون بچه زرنگ و حرف گوش کنی بودم، اعتمادش را جلب کردم و او نیز بخشی از فوت‌وفن و نحوه پختن شله‌مشهدی را به من آموخت».