همه کاره هیئت «عزاداران حسین مظلوم (ع)» مادر خانواده طلوعیان است، از حمایت مالی تا تهیه مواد اولیه غذا و ترشی، سبزی، نان و شربت به عهده اوست.
کربلاییرجب، پساز زیارت سیدالشهدا (ع) بههمراه پسرعمویش این مسجد را ساخت و بهدلیل ارادتش به امامحسین (ع) وقفی انجام داد که قدمتی ۱۶۲ ساله دارد.
حتی اهالی قدیمی محله دروی که از سال ۱۳۸۰ هر چهارشنبه در جلسات آن شرکت کردهاند، نمیدانند بانی هیئت مذهبی حضرتزهرا (س) تاکسیتلفنیاش را برای این کار فروخته است.
سنت افطاری حسینیه طفلان مسلمبنعقیل عیدگاه از ۲۱ سال قبل با یک نان و تخممرغ ساده سرگرفت و تاکنون تعطیل نشده است.
بزرگترین پشتوانه ما، مرام و درستی حاجی بود که در مدت کمتر از ۲۵سال بیوقفه در زمینه کار و صنعت رشد کردیم و توانستیم در حد توان و بضاعت دست خیلیها را بگیریم.
اینکه نوجوانها پیشقدم شده بودند، خیلی عالی بود. به آنها گفتم هر کمکی بتوانم برای تحقق این تصمیم انجام میدهم. به همین دلیل بود که چندماه پس از آغازبهکار هیئت وقتی دیدم دهها نوجوان به جمع آنها اضافه شده و تا این اندازه توانستهاند بر روحیه معنوی نوجوانان محله اثرگذار باشند، این هیئت را به ثبت رساندم.
یکی از این آیینهای هیئت جاننثاران پنج بابالحوائج در ایام فاطمیه برگزار میشود. روز شهادت حضرتزهرا(س) چندصدهزارنفر از جایجای شهر، خود را به این مسجد میرسانند و برای عرض تسلیت محضر امام هشتم(ع) بهسمت حرم مطهر رضوی حرکت میکنند.
امیرمهدی شایسته دانشجوی ترم پنجم مهندسی پزشکی در دانشگاه امامرضاست و معتقد است که نقطه عطف زندگیاش همان یکسال بوده که او را به فردی اجتماعی و کنشگر تبدیل کرده است، بهطوریکه بهخوبی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. میگوید: من از کودکی اهل ارتباط با دیگران نبودم، چون تحمل نداشتم حرف و رفتاری را خلاف آن چیزی که از نظر من درست است، بشنوم و ببینم. به همین دلیل ترجیح میدادم در تنهایی خودم باشم و فقط درس بخوانم. سال94 پدرم در نمایشگاه بینالمللی، غرفه علوم قرآنی داشت و در همانجا با مؤسسه قرآنی بیتالاحزان آشنا شد؛ مؤسسهای که فعالیتش بر حفظ قرآن متمرکز است.
فاطمهخانم بعد میرود سراغ روضههای مرحوم سیدرضا مؤید که مستمع بسیار داشت و مجالسش زبانزد عام و خاص بود و امسال در خانهاش ادامه دارد. او این نکته را هم اضافه میکند که روضههای خانگی تعدادشان زیاد است، اما برنامهای منظم دارد و طوری تنظیم شدهاند که همزمان نباشند.
هرهفته دوشنبهها که جلسه قرآن «نرجسخاتون» شروع میشود، بانوانی در آن شرکت میکنند که تا سالها پیش، خودشان دختران نوجوانی بودهاند و همراه مادرانشان به این جلسه میآمدهاند. آنها نیز امروز دست دختران نوجوان و خردسال خود را میگیرند و با خود به این محفل میآورند. جلسه قرآن نرجسخاتون در محله احمدآباد از دهه70 برگزار میشود. این جلسه هرسال در دهه فاطمیه بهصورت ویژه برقرار است.
در گذشته تنها مسجد محله، مسجد امامحسن(ع) بود. با افزایش جمعیت محله، خانواده رمضان خاوری، بخشی از زمینشان را وقف مسجد صاحبالزمان(عج) و خانه بهداشت کردند. در زمین مسجد، داربست و چادر برزنتی زدیم تا نمازگزاران بتوانند نماز را اینجا اقامه کنند. بهمرور و با کمک مردم و بهوسیله آجر و شن، یک ساختمان موقت بنا کردیم.
از نوجوانی درکنار پدر، کار آشپزی را یاد میگیرد و میشود سرآشپز. در همه این سالها طوری غذا پخته که حتی در مواردی، غذای مجلس عروسی سهنسل یک خانواده را طبخ کرده است. آشپز باسابقه محله مهرآباد در سالهای دور، طبخ غذای مجلس ترحیم دکترشیخ را برعهده داشته است. علیرضا ولیزاده، بازنشسته آموزشوپرورش، از کوکوی شیرین و خورش کدو میگوید و از روزگاری که همهچیز طعم متفاوتی داشت.
توصیهای قدیمی ازسوی همه استادان مداحی مطرح میشود که آقا سیدحسین تقیزاده هم آن را آویزه گوش کرده است؛ اینکه نرخگذاری برای مجالس، پایان کار یک مداح است. او تعریف میکند: مداحی شغل من نیست و هیچوقت برای آن قیمت تعیین نکردهام و صاحب مجلس هر اندازه کرمش بوده، داده است.
هاجرخانم سالهای اولی که خادم مسجد شد، هنوز بنای آن بازسازی نشده بود؛ پنجرهها چوبی و دیوارها کاهگلی بود. جاروبرقی نداشت و باید با دست جارو میکرد و تمیزکاری بهدلیل قدیمیبودن بنا زمانبر بود ولی هیچگاه در اینزمینه گلایه نمیکرد. جاروی اول هر روز را به نیت سلامتی امامزمان (عج) میزند و همزمان زیر لب برای جوانها، درگذشتگان، دوست و آشنا دعا میکند و صلوات میفرستد؛ خدا را ممنون هستم که گذاشت نوکر خانهاش باشم. نظافت خانه او برایم سخت نبوده و نیست، چون تمام زندگیام از برکت نگاه و لطف و کرم خدا و حضرت ابوالفضل(ع) است.
«پنجشش جوان همسنوسالیم که یکسال پیش تصمیم گرفتیم خیمهای بهنام امام حسنمجتبی(ع) بزنیم. هر شب جمعه سر کوچه شهدای حج3 از اذان مغرب تا ساعت23 به زائران امامرضا(ع) چای میدهیم.»
این روایت دوخطی، داستان گزارش ماست که از زبان یکی از جوانهای هیئتی میشنویم.
پس از فوت او سیدابراهیم باغدار آن را به دست میگیرد. سیدمحمد سادات هم پس از پدر و پدربزرگ چراغ مسجد را روشن نگه میدارد. او حالا در بستر بیماری افتاده است اما محمد شیری، نماینده متولی مسجد، تمام امور آن را به دست گرفته است، دوست و فامیل خانوادگی آنها که از همان دوران کودکی به مسجد رفتوآمد داشته است. حالا در همین فضای کوچک فعالیتهای بزرگی شکل گرفته است.
هیئت ریحانةالحسین(ع) سالها پیش راهاندازی شده و محلی برای کارهای فرهنگی جوانان است اما آقا علیرضا درباره اینکه چرا به فکر راهاندازی و اداره هیئتی مذهبی افتاده است، میگوید: جاذبه امام حسین(ع) هر قلبی را به خود متمایل میکند و میتواند کانونی برای گرد هم آمدن هر قشری بشود که بزرگترین کارها را هم انجام دهند.
خانهها ساخته میشوند و خانوادهها برای سکونت به اینجا میآیند و کوچه هم آباد میشود. نزدیکبودن آن با حرم مطهر رضوی، سالها پیش زائران عاشق اهل بیت(ع) را وسوسه میکند که در آن هیئتشان را بنا کنند. مراسم مذهبی چهار هیئت یتیمان حضرت زهرا(س)، بیتالعباس، هیئت ابوالفضلی بشرویه و هیئت ابوالفضلی روستای نوزاد بیرجند در این کوچه کوچک حال و هوای معنوی به آن بخشیده است.
مرحوم مؤید هر سال در دهه فاطمیه مجلس بزرگ و باشکوهی را با مشارکت برخی از همسایه ها برپا می کرد. مراسم عمومی بود.
کریم کوچهباغی، متولی مسجدالرضا(ع) درباره پیشینه مسجد میگوید: مسجد چندین بار بازسازی شده است. یکبار در سال 65 و همزمان با جنگ تحمیلی، برخی خانوادههای شهدا جمع شدند و با اهدای مبلغی مرمت مسجد را انجام دادند. یکبار دیگر هم در اوایل دهه 80 بود که مسجد به مرور زمان فرسوده شده بود و تصمیم به بازسازی آن گرفتیم. بازهم مردم آستین همت بالا زدند و برای مرمت مسجد با ما همراه شدند. اینطور کارها زمین نمیماند و خداراشکر به سرانجام رسید.