هیئت - صفحه 12

شروع ماجرا و ارتباطش با محله نوده به 30سال قبل برمی‌گردد. زمانی که با همه سرمایه‌اش قطعه زمینی را در محله نوده می‌خرد و خانه‌ای می‌سازد به این امید که آن را بفروشد و در جای دیگری ساکن شود اما هیچ‌کس خانه‌اش را نمی‌خرد و او از روی ناچاری در محله نوده ماندگار می‌شود. 30سال از آن ماجرا گذشته است. او که تحصیل‌کرده حوزه علمیه است حرکتی انقلابی و جهادی را برای ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی محله نوده آغاز می‌کند. حرکتی که 30سال تمام طول کشیده و هنوز هم ادامه دارد. مهدی رحمتی همه زندگی، سرمایه و کارش را وقف کمک به مردم محروم محله نوده کرده است.
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عده‌ای برنج پاک می‌کنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ می‌ریزند و هرچند دقیقه یک‌بار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار می‌کنند و صلوات می‌فرستند.فاطمه احمدنیا سال‌هاست که دیگ غذای هیئت را در خانه‌اش بار می‌گذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن می‌پزند، او بارها پای دیگ‌هایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده‌ است.
محله رضائیه یکی از محله‌های قدیمی منطقه5 مشهد است که مرور تاریخش حکایت از آن دارد که این محله مذهبی‌های زیادی را در خود جای داده و وجه دینی و مذهبی‌اش بر جنبه‌های دیگر آن غلبه دارد. به همین سبب این محله در ایام محرم و صفر از محله‌های شلوغ به شمار می‌رود و هنوز که هنوز است چراغ هیئت قدیمی آن در این ایام روشن و پذیرای عزاداران ابا عبدالله الحسین(ع) است. هیئت مردمی مسجد امام رضا(ع) در این محله مصداقی بر این سخن است. هیئت قدیمی که در دو ماه محرم و صفر شور حسینی در آن به پاست و شش دهه عزاداری می‌کنند.
هیئتی ده ساله که حالا توسط چند جوان فعال اداره می‌شود، جوانانی که ده سال پیش خودشان این هیئت را تشکیل دادند و بزرگ‌ترهای این گروه محسوب می‌شوند. آن‌ها برای پیداکردن مکانی برای عزاداری‌هایشان به هادی هنرپیشه می‌رسند؛ فیروزه‌تراش محله که همان اول پیشنهاد استفاده از زیرزمین خانه‌اش را می‌دهد. از همان روز به بعد اینجا تبدیل به حسینیه کوچک بچه‌های محله می‌شود. به این ترتیب در همین مساحت کم کارهای بزرگ کرده‌اند. هر چهارشنبه جلسه هفتگی خودشان را دارند، به مناسبت اعیاد و شهادت ائمه اطهار(ع) برنامه دارند، عده‌ای از آن‌ها حالا به کمک هادی هنرپیشه در کارگاه مشغول به کار شده‌اند و... این حسینیه کوچک داستان‌های بی‌شماری دارد.
رضا رستمی که مؤسس هیئت منتقم‌الحسین(ع) است، می‌گوید: هیئت ما، هیئت مادر است، یعنی نوجوان‌ها را جمع می‌کنیم، هیئت‌داری را به بچه شیعه‌ها یاد می‌دهیم و بعد می‌فرستیم بروند در کوچه‌پس‌کوچه محله‌شان موکب و هیئت برپا کنند.او وقتی تنها 16سالش بود، هیئت «منتقم‌الحسین(ع)» را به‌عنوان هفتمین هیئت سازمان تبلیغات ثبت کرده و به گفته خودش تاکنون بیش از بیست هیئت از آن منشعب شده‌است.
سیده فاطمه موسوی دومین مسئول هیئت است و تعداد سال‌های همکاری‌اش به 16 می‌رسد. می‌گوید:هیئت را عزت خانم کامل که سال گذشته به رحمت خدا رفت در محله راه انداخت. خودش مداح، سخنران و روضه‌خوان بود. بیست سال پیش حاجتش را می‌گیرد و روز شهادت امام حسن عسکری(ع) شله می‌دهد. بعد از آن تصمیم می‌گیرد با همکاری خانم‌های محله، به نیت فرج و سلامتی امام زمان(عج) هر هفته دوشنبه مجلس بگیرد. از آن زمان هیئت شکل گرفته و عصرهای دوشنبه‌ از ساعت 3 تا 5 مجلس داریم.
پایه‌گذار این خانه قرآنی، زوج مشهدی، زنده‌یادان «هادی تفقد محمدپور و معصومه حسن آبادی» هستند که بعد سال‌ها زندگی مشترک، در زمان حیاتشان قدم در مسیر خیر گذاشتند. آن‌ها تصمیم گرفتند خانه دوطبقه ویلایی‌شان را با مساحت 300مترمربع وقف کار خیر کنند و در اختیار آموزش و پرورش ناحیه5 قراردهند.
داستان هیئت توان‌یابان متوسل به حضرت رقیه(س) که ادعا دارند بزرگ‌ترین هیئت مذهبی این گروه در ایران هستند گاهی روایت شده است اما شاید کمتر کسی بداند این گروه وسیع و گسترده به‌واقع از یک جمع دوستانه چهارنفری در محله گاز پا گرفته است. پاییز است و سه جوان که معلولیت دارند، میهمان یکی از دوستان خود به نام سید محسن نیرومند می‌شوند. سید قرائت دعای توسل را به میهمانانش پیشنهاد می‌دهد. سپس خودش پیش‌قدم می‌شود و آن را قرائت می‌کند. دعا خوانده می‌شود. همه سکوت می‌کنند. معلوم است به دل جمع نشسته است. همه در حال خودند که سید محسن این سکوت را با پیشنهاد دل‌نشین دیگری می‌شکند: «به دلم افتاده است این جمع کوچک آینده خوبی دارد.»
مسعود بهروزیان حدود سال89 که نوجوانی هجده‌ساله و از اعضای فعال هیئت بود، با خانواده‌ای آشنا شد که اهل روضه و روضه‌خوانی بودند. از آن‌ها خواست اجازه دهند مراسم هفتگی‌شان را در منزل این خانواده برگزار کنند. آن‌ها هم موافقت کردند اما به‌مرور آن‌قدر تعداد شرکت‌کنندگان جلسه زیاد شد که دیگر این خانه هم برایشان کوچک بود. چندی نگذشت که پدر خانم مالک خانه که زمینی هزار متری در حاشیه بولوار وکیل‌آباد داشت، 500متر از زمینش را وقف حسینیه کرد و در اختیار این هیئت قرار داد.
اتفاق قشنگی که در محله رسالت افتاده است تشکیل هیئتی خاص دهه نودی‌هاست که خیلی‌ها برای شکل گیری آن آستین بالا زدند: اعضای شورای اجتماعی محله رسالت، بانیان مسجد المهدی و معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری و حتی اعضای شورای شهر. از فروردین و با آغاز ماه مبارک رمضان، هیئت «نسل ظهور» زیر نظر کانون فرهنگی تبلیغی شهید علی لندی فعالیت خود را رسمیت بخشید و جمع چهارصدنفره پرشوری را در محله شکل دادند که در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و تفریحی شهر اجرا داشته است.
17سال بیشتر ندارد اما با همین سنش عشق و ارادت همراه با معرفتی به اهل بیت(ع) در وجودش ریشه دوانده است. دو سال است که مسئولیت هیئت نوجوانان شیعه‌الزهرا(س) را برعهده دارد و صدای خوبش او را یکی از مداحان اصلی مسجد ام‌الائمه فاطمه الزهرا(س) کرده است. امین خزاعی امور داخلی مسجد را در زمینه برگزاری کلاس‌های تابستانی و اردوها برعهده دارد و چهره‌ای شناخته‌شده بین اهالی و مسجدی‌هاست.
از کودکی و همراه پدر با هیئت و مکتب امام حسین(ع) آشنا می‌شود و پیش استادان قدیمی و بنام مداحی را آموزش می‌بیند. پدرش روحانی و محضردار بوده و در مجالس مذهبی هم برای اهل بیت(ع) روضه می‌خوانده است. او در محله طبرسی و در فاصله کوتاهی از بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) در کوچه‌ای به نام کوچه حمام حاج نوروز بزرگ شده است. اولین جایی که برای سینه‌زنی به آنجا می‌رود هیئت جوانان علی اصغر(ع) در همان محله بوده است. همانجا بوده که مسیر زندگی‌اش تعیین می‌شود.
سید مصطفی قدمگاهی می‌گوید: اولین مداحی‌ام را در سال 1375 در مسجد ولی عصر(عج) محله‌مان انجام دادم. نوجوانی هفده‌ساله بودم ترس و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود اولش کمی‌سخت بود اما وقتی چهره‌های مشتاق بچه‌محل‌ها و عزاداران منتظر را دیدم مداحی را با همان ریتم و آهنگی که بارها و بارها تمرین کرده بودم ادامه دادم. مداحی که به پایان رسید با صلوات همه عزاداران مسجد روبه‌رو شدم. چند نفری از بزرگان مجلس به پدرم تبریک گفتند روزها و سال‌های بعد مداحی ماه محرم را ادامه دادم و الان 25سال است که افتخارم مداحی برای امام حسین(ع) است.
هیئت «پارچه بافان آذربایجان» را می توان از قدیمی ترین هیئت های شهرستانی دانست که تأسیس آن به حوالی سال های ابتدایی قرن گذشته برمی گردد. زنجیرزنان این هیئت اغلب از تبریزی ها و اسکویی‌های مجاور در مشهد بوده اند که در محله جوادیه و در خانه مرحوم محمدعلی خوشقولی معروف به «مشتی» پارچه بافی می کردند. این هیئت که محل جدید اسکان آن در چهارراه خواجه ربیع است، همچنان چراغش به عشق امام حسین(ع) روشن است و پرچمش به مدد امام رضا(ع) برافراشته.
تکیه امام حسن مجتبی(ع) چهار سال است که مراسم خود را در کوچه معلم65 در زمینی که یکی از اعضا به طور موقت در اختیار آن‌ها گذاشته است، اجرا می‌کنند. اعضای جوان و پرشور این هیئت امسال تصمیم گرفتند فراتر از پرچم‌های سیاهی که به در و دیوار تکیه می‌زنند، کوچه معلم65 را هم فضاآرایی کنند. بعد از شور و مشورت، داربست‌ سفارش دادند و ده،دوازده نفری شروع به نصب پرچم‌ روی داربست‌ها کردند.
آدم‌های این خانه ،کوچک و بزرگ، دختر و پسر، صفای خاصی دارند. اینجا همه عاشق حسین‌(ع) هستند. رسم خانه‌تکانی از چند روز مانده به محرم و آغاز سال جدید قمری، در این خانه تمام و کمال انجام می‌شود. شست‌وشوی فرش‌ها و نظافت در و دیوارها که برای پذیرایی از میهمانان سفره اهل‌بیت(ع) و روضه حسینی به پایان می‌رسد، نصب پرچم‌ها و سیاه‌پوش‌کردن خانه شروع می‌شود. حالا دو نسل دیگر از این خاندان هم پای کارند. فرهنگ عاشورایی و جلوه‌آرایی محرم به احترام خون سید‌الشهدا(ع) و یاران باوفایش 43سال است در این خانه جریان دارد.
خیمه‌الزهرا(س) که در ورودی زمین ورزشی ابتدای خیابان اندیشه68 برای اباعبدالله سیاه‌پوش شده است، ارادت اعضای این هیئت جوان را به مادر سادات و امام حسین(ع) نشان می‌دهد. بانیان آن از 20سال قبل زمانی که دانشجو بوده‌اند قدم اول هیئت‌داری را برداشته‌اند و هر آنچه از کودکی پای هیئت‌های امام حسین(ع) یاد گرفته بودند در هیئت دانشگاه به نمایش گذاشتند. با گذشت سال‌ها نه‌تنها از کاری که می‌کردند دلسرد نشدند بلکه حالا که همه مهندس‌های مطرحی هستند بیشتر از قبل برای برپایی خیمه عزاداری انگیزه دارند و با پایشی که انجام داده‌اند مردم قاسم‌آباد را در این‌کار خود شریک کرده‌اند.
داستان و روایت درباره محرم و عزاداری هایش زیاد است. البته این روایت ها این روزها فراموش شده و هیئتی های قدیمی دست وپا شکسته چیزهایی در ذهنشان باقی مانده است. یکی از این خاطرات مربوط به عباس شمر است. این عباس شمر، اوایل انقلاب، خیمه گاه کربلا را بعد از نماز ظهر عاشورا آتش می زد. محافظانی داشت که مردم را کنترل می کردند تا از غیظ و خشم به او آسیبی نزنند. یک سال غافل شدند و مردم، عباس شمر را کشتند. یکی از عالمان شنیده بود که این آقا شهید شده. رفته بود کربلا. شبی در خواب او را دید که می گوید: « امام حسین(ع) آمد دیدنم و شفاعت مردم را کرد و گفت این مردم به عشق من احساساتی شدند؛ از آن ها درگذر.» دستگاه امام حسین(ع) این است؛ بد را خوب می کند.
اهالی محله کنه‌بیست حالا پس از گذشت سال‌ها به گروهی همدل و همراه تبدیل شده‌اند تا آیین هر ساله محرم را در کنار هم به بهترین شکل برگزار کنند. آیینی که از سال58 در این محله اجرا می‌شود و آن‌ها تمام تلاششان را برای برپایی و زنده نگه‌داشتن آن می‌کنند. سه سال پیش که کرونا بساط مراسم را جمع کرد و در مساجد را بست، آن‌ها دست روی دست نگذاشتند. به دنبال فضایی روباز گشتند تا با رعایت پروتکل‌ها رسم هر ساله را اجرا کنند. سرانجام دو کوچه بالاتر از مسجد بنی هاشم(ع) به مدرسه منظومه دانش رسیدند.
آقا یدالله سال‌ها شله و حلیم هیئت را می‌پخت وتا 15دیگ و حتی بیشتر را هم می‌توانست آماده کند. نه فقط شله و حلیم بلکه برای هیئت آبگوشت و غذاهای پلویی را هم خیلی خوب درست می‌کرد. کم کم آوازه او در غذا درست‌کردن در هیئت‌ها پیچید و خیلی از محله‌های دیگر مشهد هم غذای هیئت و میهمانی‌هایشان را به او می‌سپردند.