هیئت - صفحه 13

به «پدر بازار» شهرت دارد. پدری که دل‌سوزانه و عاشقانه بار مشکلات ریزودرشت را به‌دوش می‌کشد و خم به ابرو نمی‌آورد! برایش فرقی نمی‌کند نیاز مراجعه‌کننده چه باشد؛ او همه داشته‌هایش را برای رفع آن حاجت پای کار می‌آورد! حالا برای احمد قدمگاهی از آن زمان که مصمم شد برای زندگی در همسایگی امام‌مهربانی‌ها زادگاهش، باغشن قدمگاه، را به مقصد مشهد ترک کند، 35سال می‌گذرد! سال‌هایی که به قول خودش در آن‌ها چیزی نبوده است که از حضرت بخواهد و خیلی زود و به بهترین شکل برایش جور نشود.
سیدمحمد باقرزاده درباره طرح مدارس شهدایی توضیح می‌دهد: ایده اولیه کار از مسجد قمر بنی هاشم(ع) واقع در هاشمیه62 شروع شد. بچه‌ها در حال بازی بودند و من برای نماز رفته بودم. یاد حدیث پیامبر(ص) افتادم که می‌فرمایند اگر می‌خواهید دعایتان مستجاب شود بچه‌ها را دور خودتان جمع کنید، دعا کنید و آن‌ها آمین بگویند. یک بسته شکلات خریدم و آن‌ها را جمع کردم و به آن‌ها گفتم من دعا می‌کنم، آمین بگویید، من هم به شما شکلات می‌دهم. این شکلات‌دادن همانا و جمع‌شدن بچه‌ها همانا و جلسه قرآن بزرگی تشکیل شد.
آجرهای سه سانت نمای مسجد و چراغ های سبزی که بالای پنجره های آن روشن شده اند، جلوه خاصی به این مکان بخشیده اند. زمان اذان مغرب به آنجا می رسم. نمازگزاران از پیر و جوان در صف های منظم پشت سر امام جماعت ایستاده اند و نماز می خوانند. در پایان نماز بعد از التماس دعا همه از حال هم جویا می شوند. همدلی و آشنایی اهالی را می توان از همین سلام و احوال پرسی ها متوجه شد. نسلی که این مسجد را ساخته اند و فرزندانشان در سرسرای این مسجد بزرگ شده اند، حالا دست نوه های خود را می گیرند و به این فضا می آورند.
مسجد موسی‌بن‌جعفر(ع) بیش از سه دوره بازسازی را به خود دیده است اما با توجه به قدمتی که دارد، هیچ‌کس درباره اینکه مسجد ترک‌ها چطور پا گرفته است چیزی نمی‌داند. سال 1265 مسجد بنا شد و چطور و چگونه‌اش مشخص نیست، اما آب‌انبار قدیمی هنوز هم زیر مسجد است. نخستین بازسازی این مسجد سال 1340 از سوی امام جماعت و خیران انجام شده است . پس از آن آیت‌الله علی فلسفی در سال 1360 بازسازی دوم را انجام می‌دهد.
مسجدالزهرا(س) که در خیابان جلال40 واقع شده اولین و قدیمی‌ترین مسجد منطقه11 است. کلنگ ساخت آن سال1355 بر زمین خورده است. آن‌زمان فقط 10خانوار در محله آزادشهر سکونت داشتند و باقی زمین‌ها یا بایر بوده یا در آن کشاورزی می‌کردند. حدود سال‌های68 یکی از بزرگ‌ترین هیئت‌های عزاداری مشهد، هیئت این مسجد بوده و چند بار توسط مسئولان وقت قدردانی شده است.
همه اهالی، کوچه احزاب در محله پروین را با نام «بی‌بی‌جان» می‌شناسند. قرارمان با بی‌بی جان بعد از نماز ظهر است. حالا پشت در خانه‌اش ایستاده‌ایم، البته کمی زودتر از موعد قرارمان رسیده‌ایم. در حیاط نیمه‌باز است و در همین فاصله کوتاه چند پسربچه در حالی که توپ به دست دارند از داخل منزل بیرون می‌آیند. وارد منزلش می‌شویم. جانمازش پهن است و مقنعه سفید و چادرنمازش را به سر دارد. با لبخندی مادرانه به استقبالمان می‌آید و دعوت‌ به نشستن‌ می‌کند.
تاریخ دقیقی از سال تأسیس این مسجد در دست نداریم، اما با توجه به خاطراتی که پدر‌ها و پدربزرگ‌هایمان تعریف کرده‌اند می‌دانیم که تاریخ تأسیس بنا برمی‌گردد به حول و حوش سال‌۱۲۵۰ هجری شمسی.
جوان‌محور بودن گروه‌ها و تشکل‌های مذهبی، نیازمند نگاهی منعطف از سوی مسئولان این گروه‌هاست. به همین دلیل متولیان این هیئت پیوست‌های فرهنگی و ورزشی را هم به فعالیت‌های مذهبی خود اضافه کرده‌اند. سیدمحمد سیدمحمدی می‌گوید: تدارک برنامه‌های ورزشی عامل خوبی برای جذب جوانان و نوجوانان است. به طور مثال مسئول مذهبی در میدان فوتبال زمان کوتاهی را برای بیان موضوعات مذهبی در اختیار دارد یا مسئول ورزش در دعای ندبه‌ها و جلسات قرآن، نکاتی را به حاضران می‌گوید. به این صورت بخش ورزشی و مذهبی با هم گره خورده است.
قاسم نویدی که به «حاج قاسم شله‌پز» معروف است، از خادمان دستگاه اباعبدالله(ع) بوده که چهار دهه از زندگی خود را در این حرفه و پذیرایی از عزاداران حسینی گذاشته و در هیئت سید‌الشهدا و بسیاری دیگر از هیئت‌های بولوار شاهنامه آشپزی کرده است. او درباره سابقه آشپز شدنش می‌گوید:«آشپز هیئت محله‌مان خیلی پیر بود و مدام با بچه‌ها و حتی وردستای خودش به قول مشهدی‌ها کل‌کل داشت، البته به‌واسطه سن بالا و سختی کار به دنبال تربیت بچه‌های مستعد آشپزی نیز بود تا اجاق هیئت در سال‌های آتی نیز روشن بماند، من که به شدت علاقه‌مند به آشپزی به‌ویژه تهیه شله‌مشهدی بودم، به اصرار با او همراه شدم و او با وجود غرولندهایی که از دست‌پاچگی و کوچکی جثه‌ام داشت، شاگردی من را پذیرفت و چون بچه زرنگ و حرف گوش کنی بودم، اعتمادش را جلب کردم و او نیز بخشی از فوت‌وفن و نحوه پختن شله‌مشهدی را به من آموخت».
سال‌هاست که این کوچه قربانی همین نوسازی شده و جز یک مسجد از آن چیزی باقی نمانده‌است؛ جایی که تا همین چندسال پیش یکی از حمام‌های قدیمی مشهد را با چهارصدسال قدمت در دل خود داشت و داستانش هم از وقف مرحوم محمد‌حسن صاحبکار مشهدی آغاز می‌شد؛ مردی باخدا و مردم‌دار که چهارصدسال پیش 1400متر از ملکش را حمام و مسجد ساخت و وقف کرد؛ وقفی که امروز پنجمین نسل او آن را اداره می‌کنند.
تا همین یک سال‌و‌خرده‌ای پیش که حاج‌محمود اکبرزاده از دنیا رفت، قطعا می‌شد او را مجموعه بی‌نظیری از روایت‌های شفاهی هیئت‌های مشهد دانست؛ روایت‌هایی با جزئیات فراوان که فقط از یکی مثل او توقع می‌رفت. یکی مثل او یعنی آدم خوش‌حافظه‌ای که از ریز خاطرات انجمن «نگارنده» و «فرخ» گرفته تا خرده‌اتفاقات هیئت‌های دوران شاه را خیلی خوب به یاد داشت و آن‌چنان‌که خودش تعریف می‌کرد، یک روز که لازم بود، 272‌بیت شعر را در اتوبوس بین راه یزد و تهران حفظ کرده بود. متن پیش رو که برگرفته از گفت وگویی منتشر نشده با ایشان در سال‌های گذشته است، کلیاتی است از آنچه حاج‌محمود از هیئت و انقلاب در دهه‌40 و 50 در خاطر داشت و حالا برای نخستین‌بار منتشر می‌شود.
هیئت فاطمیون مشهدالرضا(ع) در دل یک محله کم‌برخوردار شکل گرفته است، این هیئت کاملا مردمی است. سابقه پاگرفتن این هیئت مذهبی به محرم سال1387 برمی‌گردد که گروهی از جوانان محله با همه چالش‌هایی که پیش‌رویشان بود، سنگ‌بنای آن را با عشق گذاشتند. گروهشان مختص آدم‌های خاصی نیست و ورود همه افراد آزاد است. فقط هرکسی به آن وارد می‌شود، باید عشق به خدمت داشته باشد.
فضای بازی ویژه کودکان توان‌یاب در بوستان بزرگ منطقه3 افتتاح شد.
هنگام ظهر در خیابان فیاض‌بخش طنین الله اکبر به گوش می‌رسد، هر چه نگاه می‌کنیم مسجدی نمی‌بینیم، به سمت صدا می‌رویم و از رهگذران درباره‌اش می‌پرسیم. یکی از ساکنان محله با انگشت اشاره ساختمانی را نشانمان می‌دهد که هیچ شباهتی به مسجد یا حسینیه ندارد، بنایی 4طبقه نزدیک شهرداری منطقه که شبیه ساختمان‌های دیگر است و هیچ کاشی‌کاری یا تزیینات دیگری در آن به چشم نمی‌خورد، فقط روی سر در بنا نوشته شده است «مسجد 14معصوم(ع) به یاد شهید حسین دلدار، ساخت 1386».
ساخت بنای جامعه الحسین(ع) برمی‌گردد به سال‌ها پیش. به روزهایی که خبری از شلوغ بازار راسته مصلی در محله شیرودی نبود، خیابان مصلی یک جاده خشک و خالی و بی‌آب و علف بیشتر نبود و پرنده اینجا پر نمی‌زد. اعضای هیئت رزمندگان جامعه الحسین(ع) در همان روزها تصمیم گرفتند که پایگاه خودشان را اینجا بسازند. آن سال‌ها اعضای هیئت برای اجرای مراسمشان از این مسجد به آن مسجد کوچ می‌کردند. مکان واحدی نداشتند و دلشان می‌خواست فعالیت متمرکز داشته باشند.شهید نورعلی شوشتری که مؤسس این هیئت است همان سال‌ها پیشنهاد ساخت بنای جامعه الحسین(ع) را می‌دهد. یکی 2نفر واقف پیدا می‌شوند که زمین‌های ملکی خودشان را وقف می‌کنند. زمین‌های اطراف هم توسط رزمندگان و خیران خریده می‌شوند. این می‌شود که بنای جامعه الحسین(ع) ساخته می‌شود.
جنبش رحیل، سال 1396 از سوی فعالان فرهنگی برای جبران جای خالی مسئولان دغدغه‌مند در محله خواجه‌ربیع شکل‌گرفته و برکات فراوانی داشته است.ناصر مرادیان و دوستانش با راه‌اندازی «جنبش رحیل» در محله خواجه ربیع، فارغ از همه بازی‌های سیاسی آستین همت بالا زده و با تمام وجود برای رفع مشکلات و مسائل محله، مجاهدت می‌کنند.
از بین هیئتی‌هایی که بیشتر نوجوان و جوان بودند، یک تیم فوتبال به همین نام تشکیل شد، این جریان به 20سال قبل برمی‌گردد. روزبه‌روز هم‌بستگی بین اعضای تیم بیشتر می‌شد و آن‌هایی که فوت‌وفن فوتبال را نمی‌دانستند و نابلد بودند، تکل‌زدن و شوت‌کردن دقیق را یاد گرفتند. دفاع، حمله و گل‌زدن، از بچه‌های طفلان مسلم فوتبالیست‌های حرفه‌ای ساخت. بعضی‌هایشان به تیم‌های شهری راه یافتند و خیلی‌هایشان برای همین تیم مقام آوردند. این داستان روایت همان کسانی است که نوجوانی‌شان را در زمین‌های خاکی به بزرگ‌سالی شیرین و خاطره‌انگیز رساندند.
سید دانیال حسینی‌کارگر ماجرای جذب قلدر محله را این‌گونه روایت می‌کند: یک درگیری لفظی اتفاق افتاد. در همین حین خادم پیر مسجد که شاهد این ماجرا بود از مسجد بیرون آمد و چون اکبر قلدر را می‌شناخت از او خواست که با او به داخل مسجد برود. بعد از نیم‌ساعت اکبر بیرون آمد و به نوچه‌هاش گفت: بچه‌ها من می‌خواهم به سید دانیال در نصب پرچم‌های ماه محرم کمک کنم. اگر شما هم هستید بسم‌ا.... نوچه‌ها هم که جرئت نه گفتن نداشتند قبول کردند. بعد از این ماجرا او به هیئت نوجوانان محله احمدآباد پیوست و خالصانه به هیئت کمک می‌کرد و تحول زیادی در اخلاق و رفتارش به وجود آمد و هنوز هم رابطه دوستی‌مان ادامه دارد.
کربلایی علی رجب‌پور، استاد مداحی هیئت جنت الحسین (ع) می‌گوید: در سال‌های گذشته برخی مداحانی پا به عرصه گذاشته‌اند که گاه اخلاقیات را رعایت نمی‌کنند. ما به این نوجوانان آگاهی می‌دهیم تا الگوهایی را برای خود برگزینند که مایه آبروداری اسلام هستند. خصوصیت مداح اهل بیت این است که انقلابی و مذهبی و ولایی باشد. به بچه‌های هیئت یاد می‌دهیم که عزاداری صحیح را یاد بگیرند عزاداری‌ای که مایه وهن اسلام نباشد و اسلام ناب محمدی را خشن معرفی نکند. تمام آنچه ما به نوجوانان هدیه می‌دهیم آموزه‌های اخلاقی اسلام و عشق به اهل بیت(ع) است.
مشهد و همه افراد ساکن در محله‌ها روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند. محرم امسال با یک بحران بزرگ همراه است و یکه‌تازی ویروس منحوس و جان‌باختن شمار زیادی از افراد، برگزاری مراسم و برنامه‌های مذهبی و عزاداری را تحت‌تأثیر قرار داده است. برخی تلاش می‌کنند با رعایت دستورات بهداشتی و تغییر در شکل ظاهری مراسم، عزاداری را برپا کنند، اما برخی هم بر این باورند که هر خانه یک حسینیه است و مردم باید در خانه‌هایشان عزاداری کنند. با این حال پرچم آزادی‌خواهی شهدای کربلا همیشه بلند است.