امیر سرتیپ دوم خلبان ستاد، محمدرضا بهرام نژاد، با ۱۵۰۰ ساعت تجربه موفق پرواز طی سه دهه، حالا سه سالی میشود که در کسوت فرماندهی پایگاه چهاردهم شکاری شهیدحبیبی مشهد، مشق خدمت میکند.
فتحالله برسیپور یکی از همافرانی بود که همراه با همکاران خود در دهه طلایی پیروزی انقلاب در نیروی هوایی تهران توانست نقش بسزایی در آزادسازی ارتش از رژیم طاغوت داشته باشد.
خلبان آزاده غلامرضا مرادیفر میگوید: با برج مراقبت تماس گرفتیم و تقاضا کردیم چراغهای باند را روشن کنند ولی برج به ما تذکر داد اگر چراغهای باند را روشن کنیم، فرودگاه را میزنند.
علیاکبر جلالی درباره همبستگی مردم و نیروی هوایی در ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ میگوید: تمام پرسنل نیروی هوایی مستقر در ایستگاه رادار مشهد، حرکت میکردیم. ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر میشدیم. در طی مسیر با تشویقها و کفزدنهای مردم مواجه شدیم بهویژه در خیابان خسروی.
سرهنگ خلبان، سیدمحمود مقدمنائینی سابقه ۳۰ سال پرواز دارد و در جنگ تحمیلی خدمات فراوانی را برای مردم جنگزده انجام داده است. او در طول سالهای خدمتش بیبش از ۶۰۰ ساعت پرواز انجام داده است.
سرهنگ فتحالله برسیپور، از پرسنل بازنشسته نیروی هوایی است که در زمان عملیات آزادسازی خرمشهر در پایگاه هوایی بوشهر مشغول به خدمت بوده است.
«کاشف قهرمان» که از افسران بازنشسته نیروی هوایی و نخستین متخصص دوره رادار ایران است در سال ۱۳۳۵ بهعنوان نخستین اکیپ منتخب، وارد نیروی هوایی میشود.
علیاصغر عرفانیان، از مهندسان پرواز هوانیروز محله نوفللوشاتو که در روزهای جنگ تحمیلی، به مردم جنگزده، بسیار خدمت کرده و رشادتها آفریده است. او پدر شهیدجواد عرفانیان، از شهدای نیرویهوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
شهید هوشنگ نیکزاد یکی از ۱۰۴ افسر درجهدار نیروی هوایی بود که در سقوط هواپیمایc۱۳۰ در ۲۳ اسفند سال۷۴، به درجه رفیع شهادت نائل شد. هفت روز لاشه این هواپیما پیدا نشد و روزهای سختی بر خانوادهها گذشت.
غلامحسن قائمی، افسر فنی بازنشسته نیروی هوایی و متولی مسجد امام حسین (ع) محله چهنو به زبانهای روسی و انگلیسی و ترکی و عربی مسلط بوده است.
روایتها میگویند، نخستین هواپیمایی که آسمان ایران را شیار زده، نیمه دیماه1292خورشیدی از نیلی بینهایت این فلات گذشته است، البته این هواپیما، یک طیاره قدیمی یک یا چند سرنشین و عموما نظامی بوده که در اختیار ارتش دول خارجی قرار داشته و ایران تا آن زمان از آن بینصیب بوده است. همین مناسبت هم سبب شد تا در سطرهای بعدی از نخستین هواپیما در آسمان ایران و مشهد بگوییم.
اینها تنی چند از هزاران زندانی دوران پهلویها هستند که به جرم بیان عقیده، سالها در بند بودند و با پیروزی انقلاب اسلامی از بند رژیم شاهنشاهی رها شدند. مردانی که با وجود بر تن داشتن لباس خدمت مقابل فشارهای آن دوران سر خم نکردند و دین خود را به اسلام و انقلاب ادا کردند. میهمان چند تن از اعضای کانون زندانیان سیاسی نظامی قبل از انقلاب هستیم.
سرتیپ دوم خلبان محمدرضا قربانیفر همیشه آماده رزم بود و به همین خاطر دوستانش به او لقب «رضا کیف به دست» را داده بودند. رضا دوست داشت در عملیات پاکسازی اشرار شرق کشور در مقابل افرادی که جوانان را هدف قرار دادهاند و میخواستند همه را آلوده کنند، بایستد.
سهیلا نوریان، همسر شهید میگوید: یکبار استاندار وقت کرمان یک دستگاه تلویزیون تماشا به او هدیه داد. آن موقعها تلویزیون تماشا بسیار باارزش بود و تنها دلخوشی ما در سایت هوانیروز کرمان محسوب میشد، اما رضا از پذیرفتن این هدیه طفره رفت و گفت: «افراد بسیاری در انجام موفق این مأموریتها به من کمک میکنند، یا همه را تشویق کنید یا من هدیه شما را نمیپذیرم». عاقبت استاندار به خاطر رضا تمامی گروه انجام مأموریت را تشویق کرد و به همه یک تلویزیون تماشا هدیه داد.
ما امروز پای صحبت کسی نشستهایم که او هم کودکیاش به آرزوی پرواز و دنبال کردن خطوط سفید آسمان گذشت، اما نگذاشت آرزوهایش رؤیایی دور از دسترس بماند. او امیر سرتیپ دوم، خلبان حمید مصطفوی؛ فرمانده پایگاه شکاری شهید حبیبی مشهد؛ است که بر مسند فرماندهی یکی از پایگاههای مهم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نشسته است.