نیروی دریایی

رضا رک‌جان، شهید ناو دنا سال ۹۷ در نوزده‌سالگی، با جست‌و‌جو‌های فراوان، مادرش را پیدا کرد. فاطمه‌خانم سال‌ها بود ازدواج کرده و آن‌موقع چهارمین فرزندش را باردار بود.
همایون نورافزا، شهید ناو دنا به همسر و پسرش گفته بود: ان‌شاءالله این مأموریت هفتاد‌روزه و دریای آخر را می‌روم و عید فطر کنار شما هستم و تمام نبودن‌هایم را در بازنشستگی جبران می‌کنم؛ فقط کمی صبور باشید.
در شرایط جزیره لاوان و با وجود همه سختی‌هایش، هیچ گاه عباس صباح به برگشت فکر نکرد. می‌گوید: بر‌حسب وظیفه باید می‌ماندیم. وقتی روی سکو‍‌ها بودیم، هواپیما‌های دشمن شلیک می‌کردند.
ناخدا فریدون لنگرا، افسر بازنشسته نیروی دریایی و ساکن محله فرهنگیان است که از شروع تا پایان جنگ ۸ ساله در مناطق پرخطر عملیاتی حضور و در همه این سال‌ها، مسئولیت فرماندهی توپخانه را برعهده داشت. 
ناخدایکم علی‌اصغر زارعی، شهروند محله ایثارگران است که ۲۸ سال از عمر خود را در خدمت نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی سپری کرده است.
نیروی دریایی ایران طی سال‌های جنگ تحمیلی بیش‌از ۱۰ هزار فروند کشتی نفت‌کش و تجاری را اسکورت کردند تا اقتصاد کشورمان دچار مشکل نشود.
شاید تعداد کمی از مردم بدانند که ناخدا‌صمدی و تکاورانش  به‌همراه مردم خرمشهر ۳۴ روز ابتدای جنگ، نیرو‌های بعث را پشت دیوار‌های شهر خرمشهر نگه داشتند.
از تکاوران بازنشسته نیروی دریایی ارتش است که در طول 8سال دفاع مقدس در نوک پیکان نبردها قرار داشته است. در نوجوانی عاشق تیپ و استایل نیروهای دریایی ارتش شد و به استخدام این ارگان درآمد. فکر می‌کرد قرار است سوار کشتی‌های قاره‌پیمای غول‌پیکر شود، لباس‌های ملوانی بپوشد و کل دنیا را سیاحت کند، اما دیدن جنگ و جنگیدن نصیبش شد. علیرضا دیبا ناوسران بازنشسته نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، مثل بیشتر نظامی‌ها مرتب لباس پوشیده‌ است، صاف راه می‌رود و شمرده حرف می‌زند. می‌گوید این فقط ظاهر است و از درون با بیماری‌های زیادی دست به گریبان است. کارت جانبازی 25درصدی ارتش و 15درصدی بنیاد جانبازان را نشانم می‌دهد و می‌گوید در طول جنگ جراحت‌های زیادی داشته است که اصلا فرصت پی‌گرفتن آن‌ها را نداشته است.
روز عجیبی بود.دریا رنگ خون گرفته بود و حالت طوفانی داشت. خورشید در حال غروب بود و ناو سهند آرام‌آرام غرق می‌شد. همنوایی عجیبی بود بین غروب آسمان و غروب ناوشکن سهند! غم‌انگیزترین لحظه‌ای که بتوانید تصورش را بکنید. فکری به ذهنم خطور کرد، گفتم «به احترام ناو همیشه‌قهرمان و جاوید سهند، خبردار!» بچه‌ها احترام نظامی گذاشتند و «سهند» زیر آب رفت.