روزی که مرحوم سرهنگ «دهکدهاحمدی» نیت کرد روضهخوانی راه بیندازد، تصورش را هم نمیکرد که هیئتی به نام او پا بگیرد و مسجدی به نام همین هیئت بنا شود؛ هیئتی که با گذشت حدود نودسال همچنان رونق دارد.
خاطرات شبیهخوانی هیچگاه برای بیبیعفت کمرنگ نشده و بهخوبی آن روزها را به یاد میآورد؛ اینکه چطور بزرگترها با اسب وارد میدان میشدهاند و اتفاقات کربلا را در لباس رزم برای دیگران با صدایی رسا و بلند میخواندهاند.
حسینیه کرمانیها که دو قرن پیش توسط پناهندگان به امامرضا (ع) شکل گرفت هنوز برای سوگواری امامحسین (ع) خیمه کشی میکند.
اولین مراسمی که بهطور رسمی و دستوری ممنوع میشود، رسم تعزیه و شبیهخوانی، قمهزنی و زنجیرزنی [ازجمله زنجیرهای تیغدار]است.
هیچکس در هیئت محبان حسین(ع)، رهروان شهدا» اهل تو و من نیست و همه یکدل هستند و به یکدیگر کمک میکنند و هرکس گوشهای از کار را میگیرد.
هیئت مذهبی معلولان مشهد با نام متوسلان به حضرت رقیه (س)، اولین هیئتی است که در کل ایران ویژه معلولان و به همت این گروه اداره میشود.
۷ سال پیش با ۳ نفر کارشان را شروع میکنند و اکنون با ۳۰ عضو ثابت، هیئت نوجوانان حسینی محبان حضرت زینب (س) را اداره میکنند.
مراسم آیینی سینیگردانی «عرس القاسم» حدود چهاردهه بیوقفه در شهرک عربها برگزار میشود.
شواهد امر نشان میدهد عزاداری که حاج عباس قدیری قصابان و حسن اردکانی برگزار کردند نخستین عزاداری رسمی مشهدیها در دوران ممنوعیت رضاخانی است.
یکی از این آیینهای هیئت جاننثاران پنج بابالحوائج در ایام فاطمیه برگزار میشود. روز شهادت حضرتزهرا(س) چندصدهزارنفر از جایجای شهر، خود را به این مسجد میرسانند و برای عرض تسلیت محضر امام هشتم(ع) بهسمت حرم مطهر رضوی حرکت میکنند.
فاطمهخانم بعد میرود سراغ روضههای مرحوم سیدرضا مؤید که مستمع بسیار داشت و مجالسش زبانزد عام و خاص بود و امسال در خانهاش ادامه دارد. او این نکته را هم اضافه میکند که روضههای خانگی تعدادشان زیاد است، اما برنامهای منظم دارد و طوری تنظیم شدهاند که همزمان نباشند.
هیئت ریحانةالحسین(ع) سالها پیش راهاندازی شده و محلی برای کارهای فرهنگی جوانان است اما آقا علیرضا درباره اینکه چرا به فکر راهاندازی و اداره هیئتی مذهبی افتاده است، میگوید: جاذبه امام حسین(ع) هر قلبی را به خود متمایل میکند و میتواند کانونی برای گرد هم آمدن هر قشری بشود که بزرگترین کارها را هم انجام دهند.
دایی شهید در حالیکه نگاهش به تصویر خواهرزادهاش خیره مانده است، میگوید: اگر میخواهید از دانیال بدانید بروید سراغ آنهایی که با او در برنامههای جهادی بودهاند، دوستانش در پایگاه بسیج که از نوجوانی با هم بزرگ شدهاند. چهارم آذر سالگرد عقدشان است. تازه شش ماهی بود که برای خودش در شرکتی کاری دست و پا کرده بود و داشت برای برگزاری مراسم عروسی آماده میشد. با رفتن دانیال چراغ این خانه خاموش شد.
در خیابان شاهنامه31، همانجا که تابلو حاجیآباد هم دیده میشود، از کنار درختهای توت چندصدساله که میگذریم، وارد محدودهای میشویم که چند سالی میشود از حوزه روستا به حوزه شهری وارد شده است، اما هنوز میتوان حالوهوای روستا را در آن دید. این درختها در ابتدای مسیر به هر عابر و سوارهای از قدمت این روستا میگویند و نشان میدهند که در گذر تاریخ چه مکان آبادی در اینجا بوده است.
خانواده فتحانی به محض ساکن شدن در منطقه11 که به حدود 15سال قبل برمیگردد، تلاش برای برپایی روضهها و مراسم مذهبی را به همراه بقیه ساکنان شهرک ارمغان آغاز کردهاند. مهدی آقا میگوید: ما در آنزمان در این اطراف، نه مسجد داشتیم و نه هیچ فضایی برای برگزاری مراسم مذهبی. به همین دلیل از فضای کنار خیابان و پارکینگ ساختمانها مراسم را شروع کردیم و تاکنون که مسجد فتاح به بهرهبرداری رسیده این برنامهها را پیش بردهایم.
در محله ایثارگران زوج عاشقی هستند که چشم انتظار مهمان هستند. محمدرضا قمری مقدم و ملیحه ماکوکار درب خانهشان را در دهه اول و آخر صفر به روی عزاداران باز میکنند. آن دو که دخترخاله و پسرخاله هستند، رسم دیرینه مادربزرگ را زنده نگه داشتهاند و روضه دهه اول صفر را که قدمتی پنجاهساله دارد برگزار میکنند. هر دلشکستهای میتواند به این روضه بیاید. سخنرانی، خواندن زیارت عاشورا و مداحی از برنامههای دهه اول صفر است.هشتسالی میشود که روضه خانوادگی حاج محمدرضا و ملیحه خانم گره خورده است به میزبانی از زائران پیاده امام رضا (ع).
روزهای آخر ماه صفر حال و هوای پایانه مسافربری امام رضا(ع) متفاوت است. جمعیت زیادی با گویشها و لباسهای مختلف دیده میشوند. همه در حال رفت و آمد هستند برخی به شهرهای خود بازمیگردند و برخی دیگر برای زیارت آمدهاند. از همان بدو ورود با دیدن گنبد امام مهربانیها از ضلع خیابان امام رضا(ع) عرض ارادتی به مولای خود میکنند و سپس چمدان به دست وارد شهر میشوند.
محله رضائیه یکی از محلههای قدیمی منطقه5 مشهد است که مرور تاریخش حکایت از آن دارد که این محله مذهبیهای زیادی را در خود جای داده و وجه دینی و مذهبیاش بر جنبههای دیگر آن غلبه دارد. به همین سبب این محله در ایام محرم و صفر از محلههای شلوغ به شمار میرود و هنوز که هنوز است چراغ هیئت قدیمی آن در این ایام روشن و پذیرای عزاداران ابا عبدالله الحسین(ع) است. هیئت مردمی مسجد امام رضا(ع) در این محله مصداقی بر این سخن است. هیئت قدیمی که در دو ماه محرم و صفر شور حسینی در آن به پاست و شش دهه عزاداری میکنند.
رضا رستمی که مؤسس هیئت منتقمالحسین(ع) است، میگوید: هیئت ما، هیئت مادر است، یعنی نوجوانها را جمع میکنیم، هیئتداری را به بچه شیعهها یاد میدهیم و بعد میفرستیم بروند در کوچهپسکوچه محلهشان موکب و هیئت برپا کنند.او وقتی تنها 16سالش بود، هیئت «منتقمالحسین(ع)» را بهعنوان هفتمین هیئت سازمان تبلیغات ثبت کرده و به گفته خودش تاکنون بیش از بیست هیئت از آن منشعب شدهاست.
داستان هیئت توانیابان متوسل به حضرت رقیه(س) که ادعا دارند بزرگترین هیئت مذهبی این گروه در ایران هستند گاهی روایت شده است اما شاید کمتر کسی بداند این گروه وسیع و گسترده بهواقع از یک جمع دوستانه چهارنفری در محله گاز پا گرفته است.
پاییز است و سه جوان که معلولیت دارند، میهمان یکی از دوستان خود به نام سید محسن نیرومند میشوند. سید قرائت دعای توسل را به میهمانانش پیشنهاد میدهد. سپس خودش پیشقدم میشود و آن را قرائت میکند. دعا خوانده میشود. همه سکوت میکنند. معلوم است به دل جمع نشسته است. همه در حال خودند که سید محسن این سکوت را با پیشنهاد دلنشین دیگری میشکند: «به دلم افتاده است این جمع کوچک آینده خوبی دارد.»