محله سیس آباد

محله

سیس آباد

محله سیس‌آباد

در لغت‌نامه دهخدا «سیس» به‌معنای اسب جلد و تند‌و‌تیز معنا شده است و شاید بتوان با این معنا پیشینه نام این مزرعه تاریخی را به وجود اسب‌های تند‌وتیزش نسبت داد. اما اگر از اهالی محله سیس‌آباد درباره وجه تسمیه محل زندگی‌شان بپرسید، بیشترشان به ماجرای با‌سواد‌بودن سی نفر از اهالی محله‌شان در روزگار گذشته اشاره می‌کنند که مردم آن را به نام «سی‌سواد» می‌شناختند.

محله سیس آباد
فاطمه ارضی می‌گوید: احساس می‌کردم دختران محله فضایی برای بازی و سرگرمی ندارند، به همین دلیل تصمیم گرفتیم کاری کنیم که دختران محله ما بتوانند ساعاتی را کنار هم با‌نشاط و انرژی سپری کنند.
شماری از طلاب و دانشجویان محله سیس‌آباد برای کمک‌رسانی مستقیم راهی شهر‌های جنگ‌زده به‌ویژه تهران شده‌اند. سجاد هنری می‌گوید: تهران را مانند خرمشهر دهه ۶۰، خط مقدم جنگ می‌دیدم.
سال‌۹۰ بالاخره پیکر شهید ابراهیم قائمی پیدا شد، اما چون قابل شناسایی نبود، به عنوان شهید‌گمنام در دانشگاه علامه‌طباطبایی تهران به خاک سپرده شد؛ همان روز‌ها خیلی اتفاقی نمونه‌DNA والدین هم ثبت و مقدمه‌ای شد برای شناسایی.
کلانتر سال‌ها کشتی‌گیر اول محله‌ سیس‌آباد بوده. از همان روز‌ها که گود‌های کشتی در هر محله دایر بود، با رقبایش سرشاخ می‌شد و بیشتر وقت‌ها هم اول از گود بیرون می‌آمد. می‌گوید اندازه یک گله بره و قوچ، جایزه آن پهلوانی‌ها بود.
در گذشته زمین کانون، آسیابی بوده است برای آرد‌کردن گندم‌ها. صاحبش آقای نوغانی اوایل جنگ، اینجا را برای پایگاه بسیج اهدا می‌کند و با مشارکت مردم این ساختمان بنا می‌شود. بسیاری از ۲۲ نفر شهید محله ساخت و گچ‌کاری‌اش را انجام داده‌اند.
در بازی‌های پارا المپیک ۲۰۰۴ آتن، برای نخستین‌بار سه نفر از ایران در مسابقات دوچرخه‌سواری حضور پیدا کردند. محمود میلی، ورزشکار اصالتا خرمشهری ساکن محله سیس‌آباد مشهد، یکی از آن سه توان‌یاب بود.
ساعت۱۱ ظهر بیست‌وششم مهر سال۶۰ کوی دکترا می‌شود قتلگاه پسرم؛ منافقان کوردل سد راه او و سه همکارش به نام‌های سلطانی و باغبانی و کریمی شده بودند و آن‌ها را به گلوله بسته و محمود و دوستانش را به شهادت رساندند.
یاسمین رضایی، ورزش را با ژیمناستیک شروع کرد و در ادامه به کاراته، پیوست. او کمربند مشکی دان یک دارد و افتخارات استانی، ملی و فراملی‌اش در رشته‌های مختلف ورزشی، آن‌قدر متعدد است که به‌راحتی نمی‌توان شمرد.
سفارش‌هایی که مریم خانم در حال حاضر مشغول بافتن آنهاست مربوط به مشتریان خارج از کشور است. می‌گوید: مدارک و سوابق کاری‌ام را در سایت‌های مخصوصی که برای ارائه هنر و توانایی‌هاست بارگذاری کرد‌م.
برگه‌ای که حدود شش‌سال پیش به داخل حیاط منزلشان انداخته شده بود، همان گمشده‌ای بود که سحر به‌دنبال آن می‌گشت. کلاس کاراته مسجد جوادالائمه (ع) در رسالت ۱۰۵ را تبلیغ کرده بود.
در این روز‌های اوج مصرف برق، تلاش می‌کنیم به‌جای استفاده از برق، از جایگزین‌های آن استفاده کنیم؛ مثلا کتری را جایگزین چای‌ساز و اجاق گاز را جایگزین پلوپز می‌کنیم.
این هنرمند در بیست‌نمایشگاه گروهی شرکت داشته که مهم‌ترینش، شرکت در فستیوال‌۲۰۰۹ در کشور عمان (مسقط) به‌عنوان نماینده برگزیده اداره بهزیستی استان تهران بوده است.
سهیل رحمت‌نژاد می‌گوید: ساندا در رشته ووشو همه‌اش مبارزه است؛ من هم عاشق مبارزه‌ام. تصمیم دارم با این سبک ورزشی موفقیت‌های بسیاری به دست آورم. استرس به‌سراغم که می‌آید، سعی می‌کنم بر ترس و استرسم غلبه کنم.
سیس‌آباد یکی از شمالی‌ترین محلات شهر مشهد است که زمانی مزرعه‌ای حاصلخیز بود. قدیمی‌ترین سندی که در آن نامی از سیس‌آباد برده شده، مربوط به دوره شاه‌سلیمان صفوی است.
فاطمه ارضی فراز‌و‌نشیب‌های بسیاری را در زندگی پشت سر گذاشته است. هر مرحله از آن تجربه زیسته، به رشد او در زندگی کمک کرده است و حالا توانایی برقراری ارتباطی مثبت و مؤثر با همه اقشار جامعه را دارد.
همه‌چیز از اشتیاق بی‌حد‌و‌حصر الهام فیضی‌پور شروع شد؛ بانوی جوانی که از کودکی به موسیقی، اجرای گروهی و جمع‌خوانی علاقه وافر داشت تا این‌که ۳ سال پیش گروه سرود بچه‌های جاده سیمان را راه انداخت.
طبرسی‌شمالی‌۳۸ همسایگانی دارد که تمام یا بخش زیادی از عمرشان را در‌کنار هم سپری کرده‌اند. علی پاکدل، ۳۴‌سال از عمر چهل‌ودو‌ساله‌اش را در محله طبرسی شمالی سپری کرده است.
سیدحسن اولیایی می‌توانست به‌عنوان معلول بنشیند تا بزرگ‌تر‌ها خرجی‌اش را بدهند، اما او حالا علاوه‌بر تولید و کارآفرینی در مکانی کم‌برخوردار، در لیست صادرکنندگان هم قرار گرفته است.
فریبا شریفی مشکلات روحی و پیش از آن مشکلات ریوی داشته و با ورزش بر این موانع غلبه کرده است، بانویی که مادر و همسری دلسوز و مهربان است و «ایمان و اراده» حرف اول را در زندگی اش می‌زند.
رضا نظامی‌موظف، پژوهشگر و نخبه مشهدی که هواپیمای فوق‌سبک می‌ساخت، بعد از تزریق یکی از واکسن‌های کرونا فلج شد و حالا کنار خیابان روی ویلچر می‌‎نشیند و ملودیکا می‌نوازد.