محله خواجه ربیع

محله

خواجه ربیع

محله خواجه‌ربیع

آرامگاه خواجه‌ربیع یکی از زیارتگاه‌های معروف مشهد است و دومین آرامستان عمومی شهر نیز در آن قرار دارد. این آرامگاه که از زمره پرزائرترین زیارتگاه‌های شهر  است، در اراضی روستای حسین‌آباد خواجه‌ربیع قرار دارد. این روستا جزو موقوفه مزار خواجه‌ربیع است. این محدوده پیش از انقلاب یکی از مکان‌های تفریحی مشهد بود.

محله خواجه ربیع
دختران دانش‌آموز مدرسه تخصصی حفظ قرآن حضرت مهدی (عج) به‌عنوان نخستین نسل از دانش‌آموختگان این مدرسه، سال تحصیلی خود را با دستاورد‌هایی درخشان به پایان رسانده‌اند.
سال‌هاست با یکدیگر هم محله‌ای‌اند و تفریحشان، تئاتر بازی کردن است. البته از همان ابتدا شاکی‌اند که چرا جایی برای تمرین ندارند؟! این جوانان فعال ساکن محله خواجه ربیع مشهد، حدود ۲ سال است در برخی جشن‌های محله‌ای، تئاتر اجرا می‌کنند.
سن مش‌حبیب حالا ۱۰ سال است که از یک قرن هم عبور کرده. خودش می‌گوید متولدسال ۱۲۸۰ در شهرستان میانه استان آذربایجان شرقی است وسال ۱۳۱۰ بوده که ابتدا به درگز و سپس به مشهد آمده و این‌جا ماندگار شده.
منطقه ۳ قهرمانان زیادی را به تیم‌های ورزشی خراسان رضوی معرفی کرده است. یکی از این افراد، سید علی معراجی، قهرمان و مربی ووشو استان می‌باشد که از دوران کودکی با این رشته آشنا شده است.
چهار سالی می‌شود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجه‌ربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا می‌پردازند.
سالن آمفی‌تئاتر، کتابخانه تخصصی فرهنگ و هنر، نگارخانه باران و فضایی برای آموزش از جمله امکانات مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی (ره) است که در سال ۱۳۷۹ و از سوی آستان قدس رضوی به بهره‌برداری رسید.
هادی تنها، چوخه‌کار نامی محله خواجه ربیع است که پهلوانی را از پدرش به ارث برده است و فاتح قند سوم گودهای چوخه استان خراسان رضوی است.
خواجه‌ربیع‌۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» می‌شناسند. این نام به روستایی بازمی‌گردد که سال‌ها پیش با بیش از پانصد‌خانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجه‌ربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازه‌شان در محله خواجه‌ربیع همراه با پدر کار می‌کنند.
علیرضا ارجمندی پس از دو دهه فعالیت در مراکز فرهنگی شهر، حدود هشت‌سال است که هر روز از کوثر شمالی خودش را به کتابخانه امام‌خمینی(ره) در محله دوران کودکی‌اش می‌رساند؛ هدفش بالا‌بردن سطح فرهنگی کودکان محله است.
باشگاه ووشوی منتظران قائم (عج) تنها یک مکان ورزشی برای استفاده اهالی محله خواجه‌ربیع نیست بلکه در این باشگاه کودکان، نوجوانان و جوانان ورزشکار در کنار ورزش توجه به معنویات و منش پهلوانی را یاد می‌گیرند.
بانوان مدرسه علمیه حضرت زینب(س) در محله خواجه‌ربیع با اینکه سن و سال بیشتری دارند، اما دست از کسب علم برنداشته اند. این مرکز به دنبال پیگیری‌های مکرر ‌‌تلفنی و حضوری بانوان محله خواجه‌ربیع راه‌اندازی شده است.
مغازه محمد برزو، برای خیلی‌ها جذاب است، او کارهای بسیاری می‌کند؛ حکاکی روی سنگ قبر، قلم‌زنی بر ظروف مختلف، ساخت و فروش صنایع دستی و...اما مهم‌ترین هنری که ما او را با آن می‌شناسیم، نقاشی است.
نمایش عروسکی به‌نام «چطور یک مترسک پرواز می‌کند»، ۱۴ عروسک‌گردان‌ دارند، دختران نوجوانی از مدرسه راهنمایی حجاب، واقع در محله خواجه‌ربیع مشهد. این نمایش در مسابقات تئاتر آموزش و پرورش خراسان رضوی، مقام اول را به‌دست آورده است. 
من از سال۸۷ به این رشته روی آوردم و قبل از آن کشتی می‌گرفتم. یک روز مربی‌مان آقای قنبری به من و دوستان کشتی‌گیرم پیشنهاد بازی کبدی را داد که ما قبول کردیم. تجربه بسیار لذت بخشی بود.
جواد امیری، کودک ووشوکار محله خواجه‌ربیع جواد دوبار در رقابت‌های انتخابی تیم استان رتبه دوم را به‌دست آورده و یک‌بار هم در مسابقات سبکی کشور اول شده است.
کتابخانه امام‌خمینی (ره) با برگزاری کارگاه‌های مشاوره‌ای، به یکی از پایگاه‌های اجتماعی مهم در محله خواجه‌ربیع و مهرمادر تبدیل شده ست. این برنامه‌ها از آبان‌۱۴۰۰ و هم‌زمان با روز دانش‌آموز آغاز شد و تاکنون صد‌ها جلسه مشاوره فردی و گروهی برگزار شده است.
نمایش عروسکی «فرمانده فردا»، ماجرای معروف ضامن آهو است. شخصیت‌ها تیر‌هایی بوده‌اند که باید به سمت آهو پرتاپ می‌شدند و نفیسه نداف، عروسگ‌گردانِ تیری است که شخصیت خپل و خنگ و دروغگویی داشت.
مهدی لوک‌زاده طلبه است؛ هرچند که به ورزش و فعالیت‌های فرهنگی هم علاقه و توجه دارد. او سال سوم راهنمایی در بخش دست‌سازه‌های حرفه و فن جشنواره خوارزمی، نفر اول ناحیه تبادکان شد.
گفت‌و‌گو با اسماعیل راست‌کردار فرزند محمد به شماره شناسنامه یک و متولد سال ۱۳۳۲ که به اندازه مو‌های سرش قبر ساخته و اتفاقا همین امسال بازنشسته شده، تا حد زیادی ترس شما را از مرگ خواهد ریخت.