کد خبر: ۱۴۳۶۸
۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
تعزیه خوانان هرهفته مهمان اهالی محله خواجه‌ربیع هستند

تعزیه خوانان هرهفته مهمان اهالی محله خواجه‌ربیع هستند

چهار سالی می‌شود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجه‌ربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا می‌پردازند.

روی نیمکت‌های اطراف محوطه و بین سایه درختان جا برای سوزن انداختن نیست. دسته دسته مردم از دور و نزدیک می‌آیند و حلقه وار اطراف محوطه می‌نشینند. یکی تسبیح می-گرداند و زیرلب ذکر می‌گوید.

عده‌ای اشک می‌ریزند. عده‌ای هم موبایل به دست فیلم می‌گیرند. این حال و هوای عصر هر پنج‌شنبه در محوطه بیرونی آرامگاه خواجه ربیع در محله خواجه ربیع مشهد است، وقتی گروه تعزیه‌خوانی دل هزار بی قرار عاشق را به میدان کربلا می‌کشاند.

چهار سالی می‌شود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجه‌ربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا می‌پردازند. قبل ازآن، تنها در تکایا و حسینیه‌های سطح شهر مشهد، آن هم با هماهنگی و دعوت قبلی می‌توانستی چنین صحنه‌هایی ببینی.

اجدادم سال‌ها تعزیه خوانی می‌کردند

این را سیدجعفر پورعطایی می‌گوید که خودش ۱۷ سال است یکی از تعزیه خوانان و متصدیان این گروه تعزیه خوان است. او اضافه می‌کند: اجدادم سال‌ها تعزیه خوانی می‌کردند و این هنر در خانواده ما موروثی است، اما در سال‌های اخیر به دلیل نداشتن فضا و امکانات به راحتی قادر به اجرای برنامه نبودیم. لازمه کار تعزیه خوانی، فضای وسیع و باز است. اگر هم قرار می‌شد برنامه‌ای درخیابان‌ها یا محلات مشهد اجرا کنیم، نیاز به اجازه شهرداری داشتیم. اما از وقتی زیر نظر ارشاد هستیم، دیگر مشکل فضا و مکان نداریم.

 

تعزیه خوانان هرهفته مهمان اهالی محله خواجه ربیع هستند

 

از زادگاهمان شروع کردیم

پورعطایی از برنامه‌هایی که تا کنون با همکارانش اجرا کرده‌اند، این طور یاد می‌کند: سال‌ها پیش از این، برنامه‌های ما فقط در زادگاه پدرم، روستای کاهو برگزار می‌شد. بعد برنامه‌ها به تکایا و مساجد مشهد کشیده شد. از وقتی زیرنظر ارشاد هستیم، درتهران، سرخس، کرمان، قم، شیراز، کاشمر، نیشابور و طرقبه و شاندیز و همچنین در چند نقطه مشهد تعزیه خوانی کرده‌ایم. به جز این، صبح و عصر روز‌های جمعه در بهشت‌رضا اجرای شبیه خوانی داریم.

 

عشق تنها دلیل ماست

او در ادامه به نسبت فامیلی گروه اشاره می‌کند؛ گروهی که تعداد اعضای آن ۱۸ تا ۲۰ نفر است، اما در ماه محرم و روز عاشورا به ۸۰ تا ۱۰۰ نفر هم می‌رسد. این تعزیه خوان عشق به امام حسین (ع) را تنها دلیل دور هم جمع شدن و نقطه اتصال گروه می‌داند که باعث شده بدون کوچک‌ترین چشم‌داشت مادی و با وجود مشغله بسیار کاری به اینجا بیایند و هر بار راوی گوشه‌ای از مظلومیت امامشان باشند.

تعداد اعضای گروه ما ۱۸ تا ۲۰ نفر است، اما در ماه محرم و روز عاشورا به ۸۰ تا ۱۰۰ نفر هم می‌رسد

 

آقا حاجتم را داد و روسیاهم نکرد

چندین سال پیش از این هم در مجالس تعزیه بودم، اما به قولی کج دار و مریز حاضر می‌شدم و حضورم همیشگی نبود، تا اینکه درست در شب عاشورا، پسرم که تازه به دنیا آمده بود به سختی بیمار شد؛ طوری که به زنده ماندنش امید نداشتم. همان شب از امام حسین (ع) شفایش را خواستم و آقا حاجتم را داد و روسیاهم نکرد و پسرم که حالا ۱۳ سال دارد و خودش از اعضای تعزیه است، شفا پیدا کرد. از آن روز با خودم عهد کردم هیچ گاه خدمت در تعزیه را ترک نکنم.

 

تعزیه خوانان هرهفته مهمان اهالی محله خواجه ربیع هستند

 

نقش هایم با من بزرگ می‌شدند

اعضای گروه یکی یکی برای اجرای نقش می‌روند و در این میان پیرغلام اباعبدا...، سید قاسم پورعطایی، که در لباس امام حسین (ع) تعزیه خوانی می‌کند، در گوشه خیمه‌ای که برای استراحت اعضا درست شده آرام می‌نشیند و از خودش این طور می‌گوید: ۶۰ سال پیش، درست وقتی که هفت سال بیشتر نداشتم، کار تعزیه خوانی را شروع کردم و تا حالا لحظه‌ای ترکش نکردم. هرچه بزرگ‌تر می‌شدم نقش هایم با من بزرگ می‌شدند؛ مثلا در ابتدا نقش حضرت سکینه (ع) را شبیه‌خوانی می‌کردم و بعد حضرت علی اکبر (ع) و بعد‌ها مسلم‌بن‌عقیل و حالا هم چند سالی می‌شود نقش امام حسین (ع) را می‌خوانم.

۶۰ سال پیش، درست وقتی که هفت سال بیشتر نداشتم، کار تعزیه خوانی را شروع کردم و تا حالا لحظه‌ای ترکش نکردم

 

تعزیه خوان که شدم، پدرم شیرینی پخش کرد

خاطرات، آقای پورعطایی را به سال‌ها قبل می‌برد که رسم بوده است کسی که وارد کار تعزیه می‌شود، در بین همسایه‌ها شیرینی پخش کند: پدرم دست مرا گرفت و برد داخل گروه تعزیه و شیرینی پخش کرد و من از همان روز تا حالا این کار را دنبال می‌کنم و پسر‌ها و نوه هایم را هم به انجام آن تشویق کرده‌ام. او در ادامه با بیان اینکه مهم نیست کدام نقش را بخوانی و مهم نیت است که برای امام حسین (ع) باشد، می‌گوید: وقتی کار حسینی باشد، آقا خودشان عنایت می‌کنند و همه چیز درست می‌شود. مثلا من خیلی از اعضای فعلی گروه را نمی‌شناختم. خودشان آمدند و گفتند می‌خواهند در گروه تعزیه باشند و حالا جزو همین نقش خوان‌ها هستند.

 

تعزیه خوانان هرهفته مهمان اهالی محله خواجه ربیع هستند

 

شعر‌هایی از روزگار میرعزا می‌خوانیم

این تعزیه خوان پیشکسوت با اشاره به کمرنگ شدن اهمیت تعزیه به عنوان یکی از هنر‌های دیرین ایرانی، می‌گوید: قدمت اشعاری که ما در نقش‌ها می‌خوانیم به زمان قاجار می‌رسد و منسوب به شخصی به نام «میرعزا» ست و این یعنی یک اصالت و قدمت دیرین در هنر تعزیه خوانی. زمان‌های گذشته جمعیت کمتر بود و امکاناتی برای معرفی و گسترش تعزیه خوانی وجود نداشت، اما حالا ما جمعیت جوان و امکانات مناسب را داریم. کاش سازمان‌ها و نهاد‌های مربوط بیشتر به تعزیه و حفظ و معرفی آن به جوانان اهمیت می‌دادند تا این هنر قدیمی و اصیل ایرانی قدرت ماندگاری بیشتری پیدا کند.

غروب از راه می‌رسد و تعزیه خوان‌ها پرده‌ای دیگر از حماسه کربلا را به پایان می‌برند. مجلس تا آخرین دقیقه‌ها همچنان با حضور مردم پرشور و گرم است. انگار هیچ چیز نمی‌تواند ارادت این مردم را به آقایشان امام حسین (ع) کمرنگ کند. مردمی که در برابر صحنه‌هایی از جنس آنچه در ادامه شرح خواهیم داد، خالصانه ابراز احساسات می‌کنند.

 

صدای گریه تمام محوطه را پر می‌کند

حوض کوچک کنار محوطه هم امروز برای نقش خوان‌ها فرات شده است. عباس به لب رود فرات که می‌رسد، دست در آب می‌برد. اندکی بعد مشک از دست عباس رها می‌شود. انگار تمام محوطه بی قرار بازگشت عباس هستند. شبیه خوانی به این نقطه از تاریخ که می‌رسد، مردم همراه با صدای «الاَخی» گفتن عباس سینه می-زنند و صدای گریه تمام محوطه را پر می‌کند...

 

*این گزارش یکشنبه، ۲۸ خرداد ۹۱ در شماره ۹ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام