درمیان تمامی رخدادهای سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطهای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد بهشمار میرود؛ زمانی که نام «امامخمینی» در سنت دیرینه «خطبهخوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
داستان«شیر فضه» که از ۱۵۰ سال پیش در حسینیه کرمانیها اجرا میشود، در دهمین روز از ماه محرم سال ۶۱هجری قمری در کربلا اتفاق میافتد.
«پرده خوانی» به عنوان یکی از قویترین رسانههای انتقال مفاهیم دینی و حماسی، حال و روز خوشی ندارد. قاسم سیدی میگوید: این هنر به صورت جدی اجرا نمیشود و هنرمندان توانمندی که بخواهند این راه را یاد بگیرند و ترویج دهند، حضور ندارند.
شبیهخوانی واقعه کربلا و روز عاشورا ۷ ساعت طول میکشد، این شبیهخوانی بیشتر در روستاها کامل خوانده میشود، اما در چهارراه آزادشهر مشهد نیز داستان مصیبت امام حسین (ع) با حضور پنجهزار نفر کامل شبیهخوانی شد.
روز عاشورا تمامی دستههای عزاداری حسینهها و مساجد محله طرق، همزمان با سینهزنی و زنجیرزنی، از محل مسجد و حسینیه خود حرکت میکنند و به آرامستان قدیمی محله میروند و سر مزار عزیزانشان فاتحهای میخوانند.
منطقه یک مشهد بعضی از بزرگترین هیاتها و گروههای عزاداری را در دل خود جای داده است. دهه اول و دوم محرم در هر کوچه پرچمی به بهانه برگزاری روضهای بالا رفته یا بوی نذری از خانهای بلند شده است.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
چهار سالی میشود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجهربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا میپردازند.
هیئت «رایهالعباس (ع)» زاده جلسات خانگی پنجشنبهشبها در محله صاحبالزمان (عج) بود که ازسوی رزمندگانی که دل درگرو اهلبیت (ع) داشتند، در دهه۶۰ شکل گرفت.
مهدی تقدیمی را تقریبا همه هیئتیها و قدیمیهای مشهد میشناسند. از پیرهای تعزیهخوانی است و بیش از نیمقرن در این حرفه فعالیت دارد. خودش میگوید این هنر در خانواه آنها موروثی است.
پدربزرگم غلامرضا طیّرانیدستمالچی از کودکی در اطراف حرم به دستفروشی پارچههای عزای دهه محرم مشغول بود، او بعدها حجرهای در آن محدوده میخرد و در آن به کلیشهدوزی و شمایلدوزی مشغول میشود.
عمدهترین و به نوعی بزرگترین مراسم آیینی روستای بیوهژن مراسم خیمه پوشان است که از صبح تا ظهر تداوم دارد. این مراسم با حرکت علمهای روستا آغاز میشود و با برپایی خیمه و بیرق گردانی به اوج خود میرسد.
این گزارش روایتی تاریخی از هجوم به زائران و مجاوران حرمرضوی در محرم ۹ قرن پیش است. این نخستین واقعهای است که در تاریخ مشهد، در روز عاشورا رقم خورد و تلخی آن در حافظه تاریخی این شهر مقدس باقی ماند.
کلهپزها که تعدادشان به ۲۰ نفر میرسید، از ظهر شروع میکردند به پاککردن کلهپاچهها و ۲۰ دیگ بارمیگذاشتند. کلهها تا ۴ صبح فردا میپخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در میایستادند، تقسیم میشد.
ساعت۱۴:۲۶ بعدازظهر، صدای مهیب انفجار به گوش میرسد، اما حیرت از چنین جنایتی آن هم در زمین مقدس مشهد و در روز عاشورا سبب میشود تا همه دیر و سخت باور کنند که در حرم بمبی منفجر شده است.
حمیدرضا غفاری معروف به حمید شیردل جوان ۳۰ سالهای که ۹ سال است هر تاسوعا با لباس تعزیهخوانی وارد روستای آباواجدادیاش میشود تا ارادتش به آستان حضرت دوست را با رسم دیگری بهجا آورد.
جواد همایونی گردآورنده گروه تعزیه خوان «عاشقان حرم» میگوید: من عادت پدربزرگ را سرلوحه کار خودم قرار دادم و نهتنها در هیچ نمایشی از تماشاگران پول نگرفتم که گاهی نیز با کمک سایر اعضای گروه، به حاضران خرج دادم.
گروه تعزیهخوانی جوانان بنیهاشم (ع) جزء ۱۰ گروه تعزیه خوانی برتر کشور است که کار آنها در سوگواره ملی عاشوراییان خیلی به چشم آمد.
محمود تدینیفر از تعزیه خوانان قدیمی مشهد است که این هنر در خانواده شان موروثی است. او برادرش محمود را در روز عاشورا و سر مراسم تعزیه از دست داد و از آن سال به بعد تعزیه را هر روز عاشورا اجرا میکند.
دغدغه حجت الاسلام سیدمحسن موسوی زاده جزایری و دیگر طلبههایی که در شعبههای مرکز اسلامی زامبیا فعالیت میکنند، این است که از تاریخ عاشورا بگویند.