عاشورا - صفحه 2

قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفته‌اند و میزبانی عراقی‌ها را دیده‌اند، با خود گفته‌اند چرا ما مشهدی‌ها زائران امام رضا(ع) را همان‌طور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهمان‌نوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدی‌ها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم‌ خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)
محله رضائیه یکی از محله‌های قدیمی منطقه5 مشهد است که مرور تاریخش حکایت از آن دارد که این محله مذهبی‌های زیادی را در خود جای داده و وجه دینی و مذهبی‌اش بر جنبه‌های دیگر آن غلبه دارد. به همین سبب این محله در ایام محرم و صفر از محله‌های شلوغ به شمار می‌رود و هنوز که هنوز است چراغ هیئت قدیمی آن در این ایام روشن و پذیرای عزاداران ابا عبدالله الحسین(ع) است. هیئت مردمی مسجد امام رضا(ع) در این محله مصداقی بر این سخن است. هیئت قدیمی که در دو ماه محرم و صفر شور حسینی در آن به پاست و شش دهه عزاداری می‌کنند.
در این میان، خانه‌هایی هستند که سال‌هاست تبدیل به محافل روضه‌خوانی زنانه شده‌‌اند. خانه‌هایی صمیمی که اضطراب دنیای مدرن هنوز به دلشان رخنه نکرده و در عین سادگی پر از ملایمت و مهربانی هستند. آرامش این خانه‌ها ریشه در وجود صاحبانشان دارد، زنان مؤمن و معتمدی که سال‌هاست روضه‌دار محله خودشان هستند.
اتفاق قشنگی که در محله رسالت افتاده است تشکیل هیئتی خاص دهه نودی‌هاست که خیلی‌ها برای شکل گیری آن آستین بالا زدند: اعضای شورای اجتماعی محله رسالت، بانیان مسجد المهدی و معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری و حتی اعضای شورای شهر. از فروردین و با آغاز ماه مبارک رمضان، هیئت «نسل ظهور» زیر نظر کانون فرهنگی تبلیغی شهید علی لندی فعالیت خود را رسمیت بخشید و جمع چهارصدنفره پرشوری را در محله شکل دادند که در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و تفریحی شهر اجرا داشته است.
سیدمولا مردی مخلص و بی‌پیرایه‌ بود که نامش به نام امام حسین( ع) مهر شده بود و ناداری او را از میزبانی زائران امام هشتم غافل نکرده بود؛ مردی که خودش را وقف هیئت سیدالشهدا( ع) کرده بود و درِ خانه‌اش در محله قدیمی قبر میر در پایین‌خیابان به روی زائران حضرت رضا( ع) باز بود.سیداحمد گلابگیران که میان هیئت‌های مذهبی و مردم کوچه و بازار به سیدمولا معروف بود، در ساخت یکی از درهای چوبی حرم نیز مشارکت داشت تا یادگارش در حرم مطهر رضوی نیز باقی بماند.
بنت الرقیه(س) در بولوار شهید کریمی15به مدت 10شب حال و هوای دیگری داشت. رفت و آمد از طرف‌های عصر آغاز می‌شد و تا 10شب ادامه داشت. درست از شب شام غریبان امام حسین(ع)بنت الرقیه میزبان بانوان روشندلی بود که از سراسر شهر آمده بودند تا در روضه‌های اباعبدالله(ع) شرکت کنند.این خانه وقف برگزاری مراسم‌های مذهبی برای بانوان است. واقف آن هم مرحوم حاج علی اشکذری است که از اهالی همین کوچه است. خانه از آنچه از بیرون به نظر می‌رسد دلبازتر و زیباتر است و حیاط پر از درخت و گل و گیاه آن همان ابتدای ورود چشم را می‌نوازد.
آن‌طور که قدیمی‌ترها می‌گویند، قدمتش به 250 سال پیش برمی‌گردد و موقوفه آن به سیدابوالفضل زنبورکی متعلق بوده است. صدسال از ساخت بنای اولیه می‌گذرد که با فوت واقف و بعدها متولیانش، به حالت مخروبه درمی‌آید. هم‌جواری‌ بنا با بارگاه حضرت رضا(ع) موجب می‌شود که به‌تدریج به کاروان‌سرا تبدیل شود. مسافران و زائرانی که از راه‌های دور و نزدیک به مشهد می‌آمدند، در این محل اتراق می‌کردند.
پس از مقتل‌خوانی، پیرمرد از منبر پایین می‌آید و عمامه‌اش را میان جمعیت پرت می‌کند. میان مردم راه می‌رود و سینه می‌زند. دیدن شیخ روی‌سپید‌کرده و قد‌خمیده با جسمی نحیف و حالی نزار در عزای روز عاشورا مستمعان را نیز منقلب و فریاد یا حسین‌شان را بلندتر می‌کند. این توصیف، تنها یکی از فیلم‌هایی است که از مقتل‌خوانی آیت‌الله محمدحسین سیبویه حائری باقی مانده است. مردی که سال57 به کشور آبا و اجدادی‌اش بازمی‌گردد تا پایه‌های مقتل‌خوانی روز عاشورا را در ایران بگذارد.
با خبر شدیم در محله امام خمینی(ره) روضه‌ خانگی‌ای برگزار می‌شود که برای اولین سال برنامه‌ای نیز برای بهره‌مندی کودکان از فضای محرم دارد. در این روضه فضایی برای نقاشی کردن کودکان در نظرگرفته شده است. این ایده را امیرمهدی و امیرحسین خوشرو دو برادر دوقلوی یازده ساله به مادرشان داده‌اند و با تأیید او آن را اجرا کرده‌اند.
سال87 بود. کلاس پنجم. زنگ ادبیات. درسی داشتند که درباره تعزیه‌خوانی مختصر توضیحی می‌داد. از کودکی در روستایشان مراسم تعزیه‌خوانی را دیده بود. عاشق آن بود اما هر بار سمت اعضای این گروه و وسایلشان می‌رفت با این تصور که او بچه است، دورش می‌کردند. این کلاس و درس، آتش آن علاقه را شعله‌ور کرد. به همکلاسی‌اش گفت بیا یک گروه تعزیه تشکیل دهیم. همین ایده، محمد ابراهیمیان را وارد عرصه تازه‌ای کرد و از آن‌زمان که یک گروه تعزیه پنج‌نفری تشکیل داد تا امروز که گروهی 35نفری هستند، هر سال مراسم تعزیه‌خوانی دارند.
یک‌‌دفعه دنیایم عوض شد. یک روز در کارگاه لباس عروس مشغول کار بودم که دو خانم وارد شدند و گفتند: از سر تا ته بازار پرس‌وجو کردیم، گفتند فقط گلثومه‌خانم می‌تواند از پَسَش بربیاید. گفتم: از پس چه‌کاری؟ یک عکس شبیه عکس کتاب نقاشی بچه‌ها نشانم دادند و گفتند: از این خیمه‌ها می‌خواهیم؛‌ برای نمایشگاه مدرسه در ایام محرم. می‌توانید برایمان بدوزید؟ کار خدا بود که بدون هیچ تجربه‌ای گفتم: بله
آدم‌های این خانه ،کوچک و بزرگ، دختر و پسر، صفای خاصی دارند. اینجا همه عاشق حسین‌(ع) هستند. رسم خانه‌تکانی از چند روز مانده به محرم و آغاز سال جدید قمری، در این خانه تمام و کمال انجام می‌شود. شست‌وشوی فرش‌ها و نظافت در و دیوارها که برای پذیرایی از میهمانان سفره اهل‌بیت(ع) و روضه حسینی به پایان می‌رسد، نصب پرچم‌ها و سیاه‌پوش‌کردن خانه شروع می‌شود. حالا دو نسل دیگر از این خاندان هم پای کارند. فرهنگ عاشورایی و جلوه‌آرایی محرم به احترام خون سید‌الشهدا(ع) و یاران باوفایش 43سال است در این خانه جریان دارد.
داستان حسینیه ممد(محمد) سرخه شنیدن دارد. حسینیه‌ای که 100سال پیش ساخته شده و یکی از حسینیه‌های به‌نام محله عیدگاه است. دلیل انتخاب این حسینیه معماری آن نیست، چرا که این حسینیه معماری خاص یا معمار به‌نامی ندارد، بلکه دلیلش به خاطر نام حسینیه است. حسینیه‌ای که تا دلتان بخواهد، حرف و روایت دارد. روایت‌ها از بانی و خیری که اتفاقا مشهدی هم نبوده و در این شهر غریب بوده است
قاسم نویدی که به «حاج قاسم شله‌پز» معروف است، از خادمان دستگاه اباعبدالله(ع) بوده که چهار دهه از زندگی خود را در این حرفه و پذیرایی از عزاداران حسینی گذاشته و در هیئت سید‌الشهدا و بسیاری دیگر از هیئت‌های بولوار شاهنامه آشپزی کرده است. او درباره سابقه آشپز شدنش می‌گوید:«آشپز هیئت محله‌مان خیلی پیر بود و مدام با بچه‌ها و حتی وردستای خودش به قول مشهدی‌ها کل‌کل داشت، البته به‌واسطه سن بالا و سختی کار به دنبال تربیت بچه‌های مستعد آشپزی نیز بود تا اجاق هیئت در سال‌های آتی نیز روشن بماند، من که به شدت علاقه‌مند به آشپزی به‌ویژه تهیه شله‌مشهدی بودم، به اصرار با او همراه شدم و او با وجود غرولندهایی که از دست‌پاچگی و کوچکی جثه‌ام داشت، شاگردی من را پذیرفت و چون بچه زرنگ و حرف گوش کنی بودم، اعتمادش را جلب کردم و او نیز بخشی از فوت‌وفن و نحوه پختن شله‌مشهدی را به من آموخت».
سید محمد تقی رضوی، مداح قدیمی چهاربرج را همه اهالی محل می‌شناسند و بارها و بارها همراه و همگام با مداحی‌های سوزناکش عزاداری و سینه‌زنی کرده‌اند، سید که بیش از 50سال از عمرش را به مداحی برای امام حسین(ع) گذرانده، معتقد است که با نظر و لطف امام رضا(ع)، نوکری خانه و مداحی در وصف ارباب نصیب او شده است. سید چهاربرجی شاگردان زیادی را تربیت کرده که هرکدام از آن‌ها الان برای خودشان یک پا مداح هستند، علی اسلامی نژاد یکی از این افراد است که از سن 12سالگی مداحی را آغاز کرده و علم‌گردانی هم می‌کند. این دو مداح از دونسل متفاوت، ما را با آداب و رسوم اهالی چهابرج در آغاز ماه محرم و عزاداری امام حسین(ع) آشنا می‌کنند.
مجید پهلوان از 30سال پیش علاوه بر تئاتر در چندین فیلم سینمایی کوتاه و تلویزیونی هم حضور داشته که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به فیلم تلویزیونی «شب شوم» اشاره کرد، درامی که با همدردی و حس عمیق به بررسی معضل اعتیاد می‌پردازد. او سال‌هاست هر تاسوعا با لباس تعزیه‌خوانی وارد روستای آبا و اجدادی‎اش می‌شود تا ارادتش به ائمه اطهار(س) را با لباس دیگری به ‌جای آورد، رسمی که او را «شمر» گروه تعزیه‌خوانی روستای حسین‌آباد شیروان کرده‌ است. هنرمند ساکن محله الهیه در رادیو هم کار می‌کند و از ساخت نمایش‌های رادیویی تا گزارشگری و مجریگری را تجربه کرده ‌است. خودش می‌گوید آچار فرانسه رادیو است و هرجا بخواهند، «نه» نمی‌گوید.
در عاشورای سال 1357 و در آذرماه خواندن خطبه به نام امام خمینی(ره) ازسوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای اتفاق افتاد.
در بحبوحه انقلاب، راهپیمایی و تظاهرات‌ از هر نقطه‌ مشهد که آغاز شده‌بود، به حرم منتهی می‌شد؛ با این باور که حرم امام‌رضا(ع) سنگری برای روشنگری مردم مذهبی به آنچه در حکومت می‌گذرد، خواهدبود. به واسطه همین در آخرین ماه‌های مبارزات (آبان تا بهمن) حرم پایگاهی برای فعالان انقلاب شده‌بود و بیشتر سخنرانی‌ها هم در همین مکان برگزار و قطع‌نامه‌های پایانی قرائت می‌شد. نقش حرم در سال 1357 باعث شده‌بود تا سرآغاز یا پایان‌ ماجراهای زیادی به این مکان برگردد؛ وقایعی که به عنوان رویدادهای تاریخی در حافظه این مکان ثبت شده‌است.
مسئولان حوزه فرهنگی واجتماعی شهرداری مشهد المان های موقت و دائم را در شهر با توجه به موقعیت معابر، بافت محدوده و جمعیت حاضر برای نصب جای گذاری می کردند. عرصه ایستگاه راه آهن مشهد به دلیل جنبه گردشگری و همچنین نزدیک بودن به بافت حرم مطهر، نقطه راهبردی و حساسی است. علاوه بر این، ایستگاه راه آهن مشهد المان ثابتی دارد؛ المانی به نام «همیشه به سوی او» اثر یعقوب دانش دوست که سال1351 نصب شده و سال1397 بازطراحی و استحکام بخشی شده است تا جذابیتی دوباره پیدا کند.
همه اهالی محله کلاته‌برفی سیدعلی‌اکبر زارعی را می‌شناسند، سال‌هاست که به شغل گچ‌کاری مشغول است. ۲۸ سال است که با شروع ماه محرم و عزاداری امام‌حسین (ع) در و دیوار خانه‌اش را سیاه‌پوش می‌کند و در این حسینیه کوچک به‌اقامه عزای جدش می‌پردازد. دو نسل از اهالی محله با خاطرات این حسینیه عزاداری کرده و بزرگ شده‌اند.