هفت ساعت شبیهخوانی در چهارراه آزادشهر
صبح عاشوراست و هیچ نیازی نیست که بگویم در مشهدالرضا چه غوغایی برپاست. شهر پر شده از هیئتهایی که برای عزاداری آمدهاند و راه حرم را در پیش گرفتهاند. هر کسی به شکلی ارادت خود را به امام حسین (ع) نشان میدهد؛ یکی با سینهزنی و زنجیرزنی، یکی با نذری پخشکردن، یکی با برپایی خیمه و توزیع چای، یکی هم با اجرای برنامه شبیهخوانی؛ و اینجا صبح عاشوراست جایی که مردم در چهارراه آزادشهر و محله آزادشهر مشهد گرد مجلسی جمع شدهاند.
از ۵۰۰۰ عزادار حسینی پذیرایی میشود
خاطرم نیست، اما به گمانم این اولینباری است که در این محل به همت شهرداری مجلسی به این بزرگی برپا میشود. چهارراه را از صبح زود بستهاند تا فضای آن را برای شبیهخوانی ظهر عاشورا آماده کنند، لابهلای مردم میگردم، خیلیهایشان مال این منطقه نیستند و از جایجای شهر به اینجا آمدهاند تا مراسم شبیهخوانی ظهر عاشورا را که از سوزناکترین شبیهخوانیهاست تماشا کنند و در ماتم امام خود اشک بریزند.
یکی از طبرسی آمده و میگوید: دیروز داخل پارک ملت برنامه شبیهخوانی اجرا کردهاند و آنهایی که دیده بودند خیلی تعریفش را میکردند، خیلی دوست داشتم در ظهر عاشورا شبیهخوانی ظهر عاشورا را تماشا کنم. در ادامه حرفهای این جوان یکی از دستاندرکاران اجرایی مراسم هم میگوید: دیروز در محل پارک ملت مراسم شبیهخوانی برپا بود و به همت خیرین و ورزشکاران پارک ملت از ۳۰۰۰ نفر پذیرایی شد و امروز نیز قرار است از ۵۰۰۰ عزادار حسینی بعد از مراسم پذیرایی شود.
شهرداری منطقه جلسات زیادی برای هماهنگی این مراسم گذاشته شده و همان طور که میبیند مراسم عظیمی برپا شده است. لابهلای جمعیت برمیگردم، مادر دیگری که از قاسمآباد خودش را به محل شبیهخوانی رسانده، میگوید: برای من سخت است تا حرم بروم و عزاداری کنم، همینجا با دیدن صحنههای عاشورا میتوانم عزاداری کنم. خیلی وقت بود که شبیهخوانی ندیده بودم.
شبیهخوانی روزعاشورا ۷ ساعت طول میکشد
پیرزن اشکهایش را پاک میکند و به سمت شبیهخوانها که وارد میدان میشوند، برمیگردد که تازه شبیهخوانی روز تاسوعا را به پایان بردهاند و حالا برای شبیهخوانی داستان حضرت ابوالفضل(ع) دوباره وارد میدان میشوند.
شبیهخوانها همانهایی هستند که دو روز قبل در محل باغ نادری برنامه اجرا کردهاند، به سراغ براتمحمد دلبری که سرپرستی گروه را دارد میروم و از شبیهخوانی امروز میپرسم. او با اشاره به صحنه میگوید: مردم داستان حضرت ابوالفضل را خیلی دوست دارند، چون این بزرگوار هم شجاع بوده و هم فداکار. امروز ابتدای داستان روز تاسوعا را اجرا کردیم و الان داستان حضرت ابولفضل را و پس از آن داستان حضرت علیاکبر و در آخر هم داستان ظهر عاشورا و قتل امام حسین (ع) را شبیهخوانی میکنیم.
او ادامه میدهد: معمولا در شهرها به دلیل کمبود وقت کمتر پیش میآید واقعه کربلا و روز عاشورا را کامل شبیهخوانی کرد، چون ۷ ساعت طول میکشد، این شبیهخوانی بیشتر در روستاها کامل خوانده میشود، اما امروز با وقتی که در اختیار ما قرار دادهاند میتوانیم داستان مصیبت امام حسین (ع) را کامل شبیهخوانی کنیم. از ساعت ۷ شروع کردهایم و تا ۴ بعدازظهر شبیهخوانی طول خواهد کشید.
موضوعات شبیهخوانی بیشتر از ۲۵۰ مورد است
جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود و دلبری برایم میگوید: موضوعهای شبیهخوانی و تعزیه بیشتر از ۲۵۰ مورد است که برخی از آنها مثل شرح مصایب طفلان مسلم، ماجرای حربنیزید ریاحی و شهادت وی، داستان وهب، شهادت عبدالله پسر امام حسن (ع)، طفلان زینب (س)، حماسه آفرینی حضرت ابوالفضلالعباس (ع) در روز عاشورا، شهادت حضرت علی اکبر (ع) و قاسم بن حسن (ع) بیشتر خوانده میشوند.
موضوعهای شبیهخوانی و تعزیه بیشتر از ۲۵۰ مورد است که مصائب طفلان مسلم و حربنیزید بیشتر خوانده میشود
او همینطور نقشها را معرفی میکند؛ سیدقاسم عطایی نقش امام حسین (ع)، مهدی اردلانپور نقش حضرت ابوالفضل، الیاس حلیمی، علیاکبر میشود و سیدسجاد عطایی نقش سکینه را بازی میکند. سیدجعفر عطایی نقش شمر، سید صادق عطایی نقش ابن سعد، سیدیزدان عطایی نقش عبدا...، سید مهدی شفاپور نقش اولیاخان، ماشاا... شرقی نقش مخالف و سیدجعفر شفاپور که نوجوانی است نقش حضرت زینب (س) را عهده دار است. اکبرپور و جواد فتحی هم طبل و شیپور میزنند.
چرخاندن علم پهلوانان خراسان در پارک ملت
نزدیک ظهر است و شبیهخوانی به سوزناکترین لحظات خود رسیدهاست جایی که شمر تیغ برگلوی امام حسین (ع) میگذارد و صدای ناله جمعیت را بلند میکند. با شهادت امام حسین (ع) شبیهخوانی ظهر عاشورا ظاهرا به پایان میرسد، اما با آتشزدن خیمههایی که در محل مراسم آماده کردهاند دوباره جمعیتی که برای لحظاتی آرام شده بود به جوش میآید. در این قسمت همان اعضای شبیهخوان در نقشها مخالف به صورت نمادین خیمههای اردوگاه امام حسین (ع) را به آتش میکشند.
بعد از اتمام شبیهخوانی که به قول دلبری با حضور مردم خیلی پرشور برگزار شده بود نوبت به عزاداری گروه ورزشکاران پارک ملت میرسد که با علم یازده تیغهای وارد میدان عزاداری شوند. علم بزرگی است که به علم پهلوانان خراسان معروف است و چند تن از ورزشکاران باشگاهی به همین نام مثل محمد حیدری، داریوش حقیقی، علی حقیقی، فضلا... حقیقی، احمد زارع، محمود زارع و محمد حقیقی آن را حمل میکنند.
حالا سکوت مردم شکسته است و آنها هم همراه گروه پهلوانان به عزاداری میپردازند تا شکوه خاصی به مراسم امروز بدهند. بعد از اتمام عزاداری به سراغ محمد حقیقی میرویم که هم سرپرستی باشگاه پهلوانان را به عهده دارد و هم مسئولیت گروه ورزش پارک ملت را. او در خصوص این مراسم میگوید: ما سالهاست که در عزاداری مولایمان شرکت میکنیم و با توجه به همکاریهایی که با شهرداری داریم امروز هم در خدمت شهرداری به مردم خدمت کردیم.
او ادامه میدهد: خیلی از ورزشکاران پارک ملت امروز اینجا همکاری دارند، اما از آنجا که بخش اصلی کار ما حمل علم بود برای همین از اعضای باشگاه پهلوانان خراسان استفاده کردیم. این علم که امروز در مراسم گردانده شدف بسیار سنگین است و کار هر کسی نیست که آن را بلند کند.
گروه نشاط از عزاداران پذیرایی میکنند
نوبت به پذیرایی مردم رسیده است و حالا میشود بسیاری از ورزشکاران پارک ملت را که حقیقی هم به آنها اشاره کرده بود، لابهلای جمعیت دید که از عزاداران پذیرایی میکنند. عده زیادی از این ورزشکاران را خانمها تشکیل میدهند که برای اولینبار است در چنین مراسمی مشارکت دارند.
خانم تیموری که مسئولیت بانوان گروه نشاط پارک ملت یا همان بانوان ورزشکار پارک را به عهده دارد، میگوید: برای ما جای افتخار دارد که با لباس خدمتگذار در خدمت عزاداران عاشورایی باشیم. ۳۰ تا ۴۰ نفر از خانمهای ورزشکار امروز اینجا فعال هستند؛ معمولا ما در داخل پارک فعالیت میکنیم، اما این اولینباری است که با هماهنگی شهرداری منطقه در چنین حرکتی شرکت میکنیم. نمیتوانم زیاد با خانم تیموری صحبت کنم چرا که عزادار زیادی باید با غذای نذری امام حسین (ع) پذیرایی شوند، غذایی میگیرم و از شلوغی جمعیت میگذرم.
*این گزارش آذر سال ۹۰ در شماره ۴ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

