علیاصغر کربلایی پورصفری سال ۳۶ مغازهاش را در خیابان آیتالله عبادی راهاندازی کرد و از ۲۵ سال پیش فقط تعمیر ساعت انجام میدهد.
محله
راه آهن
ایستگاه و محله راهآهن روی سه مزرعه بزرگ مشهد قدیم به نامهای امینآباد، عشرتآباد و علیآباد قرار میگیرند. در این میان عشرتآباد مزرعهای بزرگ شبیه شهرچهای در شمال غرب باروی شهر مشهد بوده که بخشی از آن در داخل باره قرار داشته است. زمینهای مزرعه امینآباد نیز جزو موقوفه علیشاه افشار بوده است.
شیخالاسلامی پساز دهسال، با استفاده از الگوی «من محروم نیستم» تلاش کرده جمعیتها و افراد دغدغهمند بسیاری، دست به کارهای عظیمی بزنند و یکی از نتایج این تغییر، ایجاد شبکه منظمی از تولید و فروش صنایعدستی دختران سیستانوبلوچستان است.
کوچه یدالله، مانند بسیاری دیگر از مسیرهای درونشهری مشهد، در سالهای پس از پیروزی انقلاب با روند نوسازی شدیدی روبهرو شد. بسیاری از خانههای حیاطدار قدیمی این مسیر تخریب شده و جای خود را به آپارتمانهای چندطبقه دادهاند.
در بازدید و معاینه جسد، آثار گلولهها و رد داسی که با آن سر کلنل را از بدن جدا کرده بودند، مشاهده و شناسایی شد. برای محل دفن سه مکان حرم مطهر، باغ رضوان و باغ نادری پیشنهاد شده بود که ظاهرا با نظر نخست وزیر وقت، پیکر کلنل را در جایگاه قبلی آن به خاک سپردند.
سیدمحمود حدود هفتادسال است که در کوچه پژمان زندگی میکند و هر گوشه آن برایش یادآور خاطرهای است؛ از باغهای سرسبز و زمینهای کشاورزی گرفته تا صدای آرام کوچهها و همسایههای صمیمی.
گلهای مغازه محمدرضاثابتبیرجندی که در جوار بیمارستانامالبنین است، مصنوعیاند. او میگوید: گلهای طبیعی برای برخی بیماران حساسیت ایجاد میکند و مشکلزاست؛ بنابراین گل مصنوعی را برای هدیه به بیماران مناسبتر دیدم.
محمدعلی میگوید: سه چهار ماهی که برای تبلیغ میروم، همسرم به تنهایی خانواده را راه میبرد و نمیتوانم بچهها را با خود ببرم، زیرا هزینه رفت و برگشت سنگین شده و با شهریه طلبگی نمیشود آن را تأمین کرد.
محمد اعلمینیا، بزرگِ هیئت جاننثاران از کودکی هم فانوس نفت میکرد و هم آبگوشت مجلس را میپخت. میگوید: آن زمان که معلم بودم باسوادترین آدم هیئت بودم و حسابکتابهای نذورات را انجام میدادم.
«مجموعه باغ موزه نادری» در چهارراه نادری واقع شده و اصلیترین بخش آن هم خود آرامگاه نادرشاه است؛ بنایی که مهندس هوشنگ سیحون به یادبود نادرشاه افشار در سال۱۳۴۲ خورشیدی طراحی کرد و ساخت.
جاودانی معتقد است: اموال را خدا به امانت میدهد تا ببیند جنبهاش را داری یا نه. اگر منم منم بکنی و سهمی برای دیگران در اموالت درنظر نگیری، به قول قدیمیها قابلمهات برعکس میشود.
تاچندی پیش در فاصله حدود ۱۰۰ متری شمال شرقی ایستگاه راه آهن مشهد و ۱۰ متری آخرین ریل قطار، مقبره «مَیلی مشهدی» یکی از شاعران دوره صفوی هنوز باقی بود، اما در سنگ قبر این شاعر اکنون به هارونیه منتقل شده است.
سید محمدحامد موسویان که تحصیلکرده دانشسرا بوده است، بهجز اینکه موسس مدرسه خصوصی «ابنسینا»ی در محله راهآهن مشهد بوده، به خواسته مسئولان آموزشی آن زمان، ریاضی هم تدریس میکرده است.
حاجی عطری قدیمیترین کفشدوز خیابان شهیدمحسن کاشانی، در ۷۶ سالگی درفش و چکش و گَزَن در دست میگیرد و چرم به قالب میکشد تا کفشهای دستدوز تولید کند.
اشرف محمودآبادی، بانوی بسیجی محله راهآهن در دوران جنگ از تهیه و بستهبندی خوراک و پوشاک موردنیاز رزمندهها تا خبررسانی شهادت رزمندگان را برعهده داشت.
شهید سیدمهدی خورشیدی معروف شده بود به سید صدپارهتن! بعد از دوسه عمل سنگین هنوز از دستش عفونت خارج میشد. باز هم رفت جبهه و تازه سال نو شده بود که چشمش را از دست داد.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
سیدمحمدابراهیم اصغرزادهموسوی؛ بازیگر فیلم «مهاجر» حاتمیکیا و مستندساز مطرح کشورمان ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ در حالی که برای تصویربرداری فیلم مستندش درباره مادر شهدای جاویدالاثر به خرمآباد میرفت، بر اثر سقوط هواپیما به آسمان عروج کرد.
در یکی از روزهای بهاری سال ۴۵ و نزدیکیهای ظهر بود که صدای مهیبی توی کوچهها پیچید، و پس از آن همهمه مردم که با شنیدن این صدا به کوچهها آمده بودند. این صدای اولین بوق قطاری است که به مشهد میرسد.
خیریه آبشار عاطفهها سال ۱۳۸۰ تأسیس شده است. دفتر مرکزی سهسال است که به چهارراه راهآهن منتقل شده؛ چون در این محل، هم به تمام شعبات نزدیک است و هم به حرم که درنتیجه دردسترس زائران هم هست.
این کوچه روزگاری مسیرش از میان اراضی سرسبز «میرزاجعفر سروقد» میگذشت. قدیمیترین نام بهکار رفته در اسناد برای این مسیر در حدفاصل کنونی خیابان شهیدهاشمینژاد تا کوچه پشت مقبره نادرشاه، کوچه سلطانمحمد است.