محله راه آهن - صفحه 5

محله

راه آهن

محله راه‌آهن

ایستگاه و محله راه‌آهن روی سه مزرعه بزرگ مشهد قدیم به نام‌های امین‌آباد، عشرت‌آباد و علی‌آباد قرار می‌گیرند. در این میان عشرت‌آباد مزرعه‌ای بزرگ شبیه شهرچه‌ای در شمال غرب باروی شهر مشهد بوده که بخشی از آن در داخل باره قرار داشته است. زمین‌های مزرعه امین‌آباد نیز جزو موقوفه علیشاه افشار بوده است.

محله راه آهن
ساختمان ایستگاه راه‌آهن مشهد سال ۱۳۴۵ به‌عنوان یکی از بیست شاهکار معماری بعد از جنگ جهانی دوم در آسیا و زیباترین و مجهزترین ایستگاه راه‌آهن ایران افتتاح شد.
وقتی احمد وفادار بازوبند پهلوانی را به شاه نداد، آزار و اذیت دولتی‌ها و وابستگان حکومت آغاز شد. اول از همه حق سفره‌اش را که امتیاز ویژه پهلوان کشور بود، قطع کردند.
نادر که پایه‌های حکومت سلطنت شرق را به لرزه درآورد، اکنون پس از مرگ، از تقدیم یک باغ کوچک به وی دریغ می‌شود؛ این جملات را آلکس بارنز انگلیسی، مأمور عالی‌رتبه کمپانی هند شرقی، در بازدید از مقبره نادر می‌گوید.
مشهد در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی شاهد فجایع و وقایعی بود که تنها در اعلامیه‌ها و اخبار روزنامه‌ها منعکس شده‌اند. حوادث آذرماه و ۹ و ۱۰ دی ماه مشهد که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم شد، موجب شد تا چهره واقعی حکومت پهلوی شناخته شود.
حسن رأفتی می‌گوید: اینکه جیوه و چند مایع دیگر با چه میزانی و درصدی باید با هم ترکیب شوند، تا شیشه به آینه تبدیل شود، جزو اسرار آینه‌ساز‌ها بود. همیشه این کار را در پستوی مغازه انجام می‌دادند.
محمدرضا کیهانی یزدی پهلوان نود ساله محله راه آهن یکی از معدود پهلوانان صاحب زنگ در زورخانه است.
در کوچه باریک و کم‌عرض آیت‌الله بهجت ۲ هنوز هم صحبت از مرام و معرفت و خیرخواهی خاندان سالاری است که جزو اولین پزشکان مشهد بوده‌اند.
کریم جشنی در نمایش رادیویی «یک‌تکه از ماه» داستان مقطعی از زندگی جهادگر شهیدمهندس محمد طرحچی را روایت می‌کند. شهید نخبۀ محلۀ «شهیدهاشمی‌نژاد» که کمتر از او شنیده‌ایم.
قدیمی‌ها هنوز فراموش نکرده‌اند که برادران مهاجرانی از همینجا ابومسلم را تشکیل داده‌اند و درست همین‌جا بود که حاج حسین حامدمقدم یکی از قدیمی‌ترین مغازه‌های بستنی و فالوده‌فروشی مشهد را راه انداخت.
مادر شهیدان رجب‌پور تعریف می‌کند: گوشی تلفن را کنارم گذاشته و منتظر بودم که  محمد زنگ بزند. از خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که پدرش درحالی‌که تاج گلی به سرش گذاشته، وارد خانه شد.
عبدالله رضوی معروف به میرزای ناظر یکی از بزرگ‌ترین واقفان خراسان است که سال ۱۳۴۳ خورشیدی همه زمین‌ها و قنات‌های مزرعه سوران را وقف می‌کند.
اسمش خانه است نه مرکز؛ وقتی می‌خواهند آدرس بدهند می‌گویند خانه صدقیان، حسینیان؛ نمی‌گویند مرکز نگهداری بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست. خانه‌ای که از سال ۹۲ به وسیله یک زن و شوهر خیر وقف بچه‌های بی‌سرپرست شده است.
سید محمدتقی ضیاء الحق از آن آدم‌هایی است که دل و روده همه چیز را بیرون می‌ریزند و دوباره سرهم می‌کنند و در این سرهم کردن یک چیز‌هایی اضافه می‌آورند و یک چیز‌هایی هم کشف می‌کنند!
بین همکاران خیلی‌ها هستند که نذر می‌کنند در برخی مناسبت‌ها مانند ولادت و شهادت امام رضا (ع)، روز عاشورا و... بار زائران را رایگان جابه جا کنند.
جنگ یک هفته‌ای صدام، ۸ سال طول کشید و بالاخره در تیرماه ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ امضا شد و یک ماه بعدش هم آتش بس برقرار و جنگ تمام شد.
قدیم‌ پاچنار برای خودش محله‌ای بوده؛ البته نه به اندازه نوغان یا عیدگاه. محله‌ای کوچک اما شناخته‌شده که یکی از بناهای معروفش بیمارستان آمریکایی‌ها بوده است.
یکی از آن ماجرا‌هایی که در طول سال‌های پس از دفاع مقدس گم شده، نقش راه‌آهن و کارمندان آن در پشتیبانی از جنگ تحمیلی بوده است.
داستان سه دوست لوکوموتیو ران قطار که وقتی به اقتضای کارشان سفر می‌روند، کوله کوهنوردی جزو ضروریات فراموش‌نشدنی مسافرتشان است.
مهم‌ترین عنصر هویتی کوچه ثبت، خیریه «عمید صفوی» است که بی‌بی‌فاطمه، دختر ارشد سیدعبدالله رضوی، معروف به «میرزای ناظر» وقف کرده است.
میرزا ابراهیم صحاف‌باشی مؤسس اولین سینمای عمومی ایران است که برخی روایت می‌کنند در باغ نادری مشهد دفن است و روایتی دیگر محل مقبره او را هندوستان می‌داند.