از سال۹۷ تاکنون صدای شیرینِ حدود پنجاه «بله» در سالن بزرگ خانه عصمتخانم اشرفی بلند شده است؛ خانهای که قصه زندگی بانوی آن از صدای یک چرخ خیاطی شروع شده و به سالها خیرخواهی رسیده است.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغالزایی کند.
سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
طاهره صفارکاخکی طی سیسال خدمت، علاوهبر تدریس و مدیریت مدارس مختلف، هنرش را هم به شاگردانش آموزش داده است. او در زمان جنگ برای رزمندگان کلاه و شال میبافت و حالا هم برای پاکبانان محلهاش کلاه بافته است.
به فاصله یکیدوسال، دیواربهدیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسبابکشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایههایشان آنقدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیکتر از خواهر باشند.
علاقه مرحوم زهرا دهنوی به قرآن آنقدر بود که از زمان شیرخوارگی فرزندانش، زیر لب آیهای از قرآن، زیارت عاشورا یا دعای توسل میخواند. همین پیگیریهای او باعث شده بود محمدطاها پیش از رفتن به مدرسه، حافظ جزء سیام شود.
دورهمی کتابخوانی بانوانی که صبحهای سهشنبه، خود را به مسجد المهدی محله مهرگان میرسانند، با هدف میل به بهتر شدن، عمیق بودن و بیشتر دانستن درباره آنچه که به زندگی، معنا میدهد، برگزار میشود.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت. کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
معصومه هراتیصادق در آستانه شروع پنجمین دهه از زندگیاش، بهترین و درستترین کار عمرش را انجام داده و مشغول نوشتن شده و کتابهای «رؤیای ابریشم» و «غریبهای در کوهستان» دو اثر اصلی اوست.
سیده راضیه حلاجزاده خودش را به سبک خاص هنری محدود نمیکند و از هر چیزی و هر سوژهای ایده میگیرد، از گلسازی و نقاشی روی بوم و لباس گرفته تا سفرهآرایی و میوهآرایی و چیدمان و حتی مجسمهسازی.
کوچه حجاب ۷۱ از آن کوچههایی است که هنوز بوی آشنایی میدهد، جایی که سلامها واقعی هستند و درها فقط به روی خانهها باز نمیشود و به دل همسایهها هم راه دارد. اینجا خاطره آدمها مثل پیچک به دیوارهای کوچه چسبیده است.
اعظم برومند از همان بانوانی است که علاقهاش به کارهای هنری، او را از بیکاری به خلاقیت رسانده است و امروز گل سرهایی میسازد که طرفداران خاص خودش را دارد.
حوزه علمیه حضرت زینب (س) با مدیریت زهراسادات حسینی نهتنها مرکزی برای آموزش قرآن و تربیت دینی، که پایگاهی برای فعالیتهای فرهنگی و ورزشی است. در طول ۱۲ سال پانصدحافظ قرآن در این حوزه پرورش یافتند.
داستان بدری تیمورتاش، اولین دندانپزشک زن ایرانی، نه اوجی دارد و نه افولی. بیسروصدا و بدون هیاهو و احتمالا آگاهانه چنین کرده و نمیخواسته همچون برادرش، قربانی شود.
خدیجه سرناآبادی، بانوی نود و شش سالهای است که با وجود سن زیاد هنوز هر روز جانماز میدوزد و برای تامین مخارج زندگی دستدوزهایش را بساط میکند.
فاطمه سلطانفریمانیسپهر میگوید: قدیم رسم بود دخترها وقتی که مدرک کلاس ششم خود را میگرفتند، دو سال دوره فراگیری خیاطی میگذراندند و بعد هم ازدواج میکردند، اما من خلاف این قانون عمل کردم.
«شهربانو خالقی» ساکن محله کاشانی است و مادر خیلی از اهالی محل، به درِ خانهاش که میرسم بوی عطر درختان تازه روییده به استقبالم میآیند و در را که برایم باز میکند سالهای سال خاطره را در چهرهاش میتوان دید.
خدیجه عرفاتی بانوی انقلابی از خاطرات انقلاب و دفاع مقدس میگوید: بهترین خاطره من در زندگی، جاریشدن خطبه عقدمان توسط امام راحل در مهرماه ۱۳۵۹ و در جماران است.
زهرا سهرابی دارنده مقام دوم کشوری شمشیربازی بچه محله سعدآباد است. او میگوید: شمشیربازی سه مدل اسلحه دارد که هرکدام رشتهای مجزا به خود دارد؛ سابِر، اِپه و فلوره که بازی با هرکدام از این شمشیرها فوتوفن و قوانین خاصی دارد.