ورزش را با فوتبال در مدرسه شروع می کند تا اینکه با کاراته آشنا می شود. اولین روزهای ورود او به کاراته هم زمان می شود با شیوع کرونا و بسته شدن باشگاه ها. او نیز به ناچار از این ورزش دور می ماند اما با کمرنگ شدن کرونا و عادی شدن اوضاع از یک سال قبل به طور جدی آن را دنبال می کند. علی رضا اکبری متولد سال1387 که ساکن محله نوده است در همین مدت کوتاه با کسب دو مقام دوم و سومی در مسابقات استانی کاراته استعدادش را نشان می دهد.
محله
نوده
محله نوده که امروز بخش زیادی از حاشیه شهر را در خود جا داده، یکی از محلات آسیبپذیر مشهد است که گهگاه خبرهای منفی از آن در روزنامهها به چشم میخورد. اما این محله در روزگار صفویه یکی از اراضی شاهانه بوده است. ۱۸۰ هکتار از اراضی نوده از سوی میرزا محسن رضوی، داماد شاه عباس اول وقف اولاد شده است.
سالن ورزشی امام علی(ع) نوده، تنها سالن ورزشی فوتسال در بولوار توس است که بخشی از اوقات فراغت دانش آموزان در آن پر می شود. در این مجموعه ورزشی تیمی به شکوفایی رسیده است که توانسته نقش زیادی در شناسایی استعدادهای کودکان و نوجوانان این محدوده داشته باشد و آن ها را از آسیب های اجتماعی دور نگه دارد.حسین حاجی پور، مسئول سالن ورزشی امام علی(ع) میگوید: برای یک ساعت ونیم 120هزارتومان هزینه اجاره زمین است. این کمترین میزان هزینه ای است که باشگاه ها دریافت می کنند. از طرف دیگر چون سالن مناسب و استاندارد دیگری در این محدوده وجود ندارد، تقاضا برای اجاره بسیار زیاد است. ظرفیت ما هم محدود است.
امیرحسین گنجی میگوید: ما بچههای حاشیه شهر که برای رسیدن به آرزوهایمان باید مبارزه کنیم زندگی را نوعی مبارزه دائمی میدانیم. خاطرم هست زمانی که هفتسالم بود با یکی از دوستانم برای دیدن یک مبارزه دوستانه کاراته به باشگاه محله رفتم من محو تماشای دو حریف بودم. یک لحظه خودم را جای یکی از آنها که در ظاهر قویتر بود قراردادم. از لحاظ من چون او قویتر بود میتوانست در این مبارزه برنده شود. اما در پایان این مبارزه دوستانه حریفی که من خیلی به پیروزیاش امید بسته بودم در لحظاتی کوتاه با ضربات ناگهانی شکست خورد.
علیرضا رضایی ابتدا ورزش کاراته را شروع و بعد از مدتی به سبک کیوکوشین علاقهمند میشود. او که جدیت و تلاش خاصی در انجام تمرینات داشته است بهزودی نظر استادش را جلب میکند. در این سه سال همیشه تمام تمرکز و انرژیام را سر کلاس روی تمرینات و حرفهای استادم گذاشتهام و حتی بعد از اتمام کلاس نیز سؤالاتی را که برایم پیش آمده است از او میپرسم.
تولید سوغات زیارت از آن موضوعاتی است که همیشه از حد حرف فراتر نرفته و کمتر مشهدی بهصورت تخصصی به آن ورود کرده است. بههمین دلیل وقتی تولیدات یک گروه جوان مشهدی را در فضای مجازی میبینیم، توجهمان جلب میشود. ساخت گنبد و بارگاه امام رضا(ع)، زینبیه، تندیس سردار سلیمانی، شمعدان رضوان تنها بخشی از محصولات آنهاست که ازسوی زائران با استقبال روبهرو شده است.
امیرحسین فروتن بعد از چندسال حضور موفق در مسابقات قرآنی به دعوت حسین بازودار، مربی قرآن و مسئول دارالقرآن یحیی بن زید(ع)، به عضویت گروه همخوانی منتظران موعود در می آید و در ساخت نماهنگها و سرودهای مختلف با این گروه همراه است. گروه منتظران موعود یکی از 10 گروه سرود برتر دانش آموزی کشوراست و سال گذشته در اولین حضورخود در مسابقات کشوری رتبه 5مسابقات را کسب کرد.
تازه فهمیدم زندگی به چه معناست؟ اینکه آدم کنار آدم زندگی کند، یعنی چی؟ معنی همبستگی و احساس مسئولیت را درک میکنم و فهمیدم که مشکلات آدمها به یکدیگر ربط دارد. زمانی که من بیمارستان بستری بودم، تمام همسایهها برای اینکه شب مراقب من باشند، از هم پیشی میگرفتند و با وجود مشکلات فقر و نداری مرا تنها نگذاشتند؛ به همین دلیل من هم به این اهالی وابستگی بسیاری دارم و دلم به آنها خوش است. اینها بخشی از گفتههای سمانه عرفانیان است که سالها زندگیاش را وقف سرو سامان دادن اهالی محله کرده است.
کوچه شافعی9 در بولوار توس55قرار دارد. این کوچه که در گذشته به کوچه مسجد معروف بوده است از گذشتههای خیلی دور، داخل بافت قدیمی روستای مهدیآباد قرار داشته است. بیشتر ساکنان این کوچه از کشاورزان قدیمی هستند. بعد از الحاق محله به شهر، این کوچه توسط شهرداری به نام کوچه شهید محمدباقر ترک نامگذاری شده است. درخت توت تناوری در این معبر هست که به عقیده اهالی بیش از 300سال قدمت دارد. این درخت تنها بازمانده درختان توت قدیمی است.
کوچه نجف9 بخشی از نوده علیاست. این معبر در گذشته قسمتی از باغ «تازهبهار» ارباب نوده بود و در آن درختان و گلهای زیادی وجود داشت. بعد از پیروزی انقلاب بهتدریج افرادی که بیشترشان غیربومی بودند زمینهای این خیابان را خریداری و در آن ساکن شدند. به همین دلیل این کوچه نسبت به سایر نقاط محله جدیدتر است. در نزدیکی این کوچه شهرداری برای مردم محله بوستان احداث کرده است.
برای پذیرفتهشدن و کار در یک آژانس وجود چند شرط برای راننده لازم است. امید اقبالی در اینباره میگوید: راننده آژانس سابقه اعتیاد و موادمخدر نباید داشته باشد. بومی و محلی باشد از این لحاظ که با شرایط محله و خلقیات و منش مردم محل آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند با آنها تعامل بیشتری برقرار کند. مهارت کافی در رانندگی وآشنایی کامل با محلات و کوچهپسکوچههای شهر را داشته باشد تا بتواند مسافر را به سلامت و بهسرعت به مقصد برساند. مهمترین شرط برای یک راننده آژانس این است که باید محرم اسرار مشتری باشد.
کوچه نجف44 از گذشتههای دور به نام کوچه قبرستان معروف بوده است. کوچهای است بنبست که سمت راست آن قبرستان و انتهای آن منتهی به زمینهای آستان قدس رضوی است. شلوغترین روز این کوچه هنگام عاشوراست. هر سال همزمان با روز عاشورا هیئتهای عزاداری از محلات نوده، کوشکمهدی و پرکندآباد مقابل این قبرستان جمع شده و عزاداری میکنند. قولی که سینه به سینه در بین اهالی این منطقه نقل شده این است که این قبرستان از زمان امام رضا(ع) وجود داشته و امام رضا(ع) هنگام عبور از این قبرستان برای مردههای آن دعا کرده است.
علی غلامنژاد میگوید: بعضی از مردم فکر میکنند حرفه ما کار آسانی است و همین که لباس را داخل لباسشویی بیندازی و کلیدش را روشن کنی کافی است. اما در واقع اینطور نیست و این شغل ریزهکاریها و فوتوفن زیادی دارد و تا زمانی که آن را نیاموختهای نباید به آن ورود کنی. درمجموع حداقل 2سال شاگردی برای آشنایی با فوتوفن شغل لباسشویی لازم است. به مرور زمان و هنگام کار با ریزهکاریهای آن نیز آشنا خواهید شد.
فرهاد سعیدی پارچه فروش محله، میگوید: از چند سال قبل و حتی قبل از شیوع کرونا بازار پارچه در حالت رکود و کسادی بود و شیوع کرونا این کسادی را سرعت بخشید. گرانشدن دلار و تحریمهای غیرعادلانه باعث افزایش قیمت پارچه شد. بیشتر وقتها خانوادهها به مغازه میآیند اما با شنیدن قیمت گران پارچه بدون خرید خارج میشوند. هزینه دوخت را هم حساب کنید برای مشتری صرف به خرید لباس آماده است. شاید با رفتن کرونا فروش بهتر شود اما این تأثیر اندک است. چون دلیل اصلی کسادی بازار پارچه، نبود پول و درآمد کم است و تا این مشکل حل نشود رونقی نخواهد بود.
بعد از گذشت مدتی استعداد مهرانه در دوخت لباسهای عروسکی آشکار شد و مهرانه از مادرش خواست که خیاطی را به او بیاموزد. برای مادرش باورکردنی نبود چون مهرانه سن و سالی نداشت و کار با چرخ خیاطی صنعتی و برقی بسیار سخت بود. مادر با هماهنگی پدر، بخشهای آسان و ساده خیاطی را به او آموخت و مهرانه نیز با علاقه و جدیت پیگیری میکرد.
بخش مهمی از شیرینی تولید شده ما در مراسم عروسی، جشنهای تولد و فارغالتحصیلی به فروش میرسید. برای هرکدام از این مراسمها بین 50 تا 400کیلو شیرینی استفاده میشود. برای تهیه این مقدار شیرینی ما باید چند شیفت اضافه کار میکردیم. با ممنوعیت برگزاری مراسم عروسی و جشنها و به دنبال آن تعطیلی تمامی باغ تالارها، تولید و فروش شیرینی بین 50 تا 60درصد کاهش یافت. در همین شیرینی فروشی ما در قبل از کرونا بین 5 تا 8نفر مشغول به کار بودند، اما بعد از کرونا به دلیل نداشتن فروش، عذر چند نفرشان را خواستیم.این گفته یکی از قنادهای شهر است.
نجف25 در نوده سفلی قرار دارد و در گذشتههای دور زمینهای آن متعلق به فردی به نام جلیل یهود بود. بعد از پیروزی انقلاب و فرار صاحب زمینها به خارج از کشور تعدادی از غربتها در بخشی از زمینهایش ساکن شدند. به همین دلیل این کوچه مشهور به کوچه غربتهاست. 50سال قبل اولین ساندویچی نوده در ورودی این کوچه ایجادشد. کوچه ساندویچی نام دیگر این کوچه است در حالیکه الان اثری از این ساندویچی نیست.
برابر اعلام گروهان مرزی پیشین مقارن ساعت 9 صبح 21 مهر سال 81 اکیپ گشتی از گروهان پیشین، درحین گشت زنی در محور پاسگاه مرزی ردیک و پاسگاه مرزی عدالت در نوار مرز با اشرار مسلح که در ارتفاعات مشرف به نوار مرز کمین کرده بودند، برخورد و آن ها به محض مشاهده مأموران، اقدام به اجرای آتش شدید به طرف مأموران کردند و به طور متقابل مأموران با اقدام سریع به اجرای آتش بر روی اشرار اقدام کردند. اما این وسط سرباز وظیفه محسن فغانی بایگی از نواحی مختلف بدن دچار جراحت شدید و به فیض عظیم شهادت نائل شد.
کوچه شهید موسی رحیمی که در گذشته به دلیل قرارگرفتن زمینها و موتور آب آستانه به کوچه موتور آستانه معروف بود، هسته اصلی نوده سفلی (پایین) را تشکیل میدهد. به گفته اهالی صدسال قبل دو قلعه اربابی در اینجا قرار داشت که ورود و خروج به آن از همین کوچه موتور آستانه قدیم و نجف30 فعلی بوده است.
نوجوان ورزشکار محله تا به امروز 5مقام قهرمانی کاراته مسابقات استانی و یک مقام دومی استان را کسب کرده و به عنوان یکی از گزینههای اصلی برای حضور در مسابقات کشوری کاراته معرفی شده است. اما شیوع کرونا باعث میشود مسابقات به تعویق بیفتد؛ با این حال نوجوان موفق محله در این شرایط هم به تمرین مشغول است تا پس از پایان این دوراه به مسابقات برگردد.
حمید غریب قصه علاقهمندیاش به آرایشگری را اینطور تعریف میکند: آرایشگر روستای ما مرد میانسالی بود که برخلاف دیگر اهالی روستا که لباسهای خاکی و کهنهای به تن داشتند، لباسهای نو و اتوکردهای میپوشید. به دلیل همین علاقه هر روز بعد از آمدن از مدرسه به مغازه آرایشگری میرفتم و از پشت پنجره به حرکات دست استاد سلمانی که با قیچی و شانه موهای ژولیده و پریشان اهالی روستا را کوتاه میکرد نگاه میکردم.