مستند - صفحه 2

دکتر سیدصابر مرجائی می‌گوید: اینجا مانند بخش پاتولوژی است که دلیل مریضی افراد را تشخیص می‌دهند و تلاش می‌کنند مریضی کتاب را درمان کنند.
سیدحسن ایزانلو می‌گوید: فیلم‌ساز اگر بخواهد در حوزه اجتماعی کار کند، باید ارتباط نزدیکی با مردم کوچه و خیابان داشته باشد. او بی‌تردید اثر این تلاش را در خروجی کارش خواهد دید.
صادق داوری‌فر، جوان مستندسازی که از محله طلاب مشهد راهی تهران شده است، او که دوست داشت طلبه شود حالا موضوع مستندهایش را به زندگی طلبه‌ها اختصاص داده است.
علی‌نجات عباسی که یک خمپاره، چهره و بدنش را دگرگون کرد، می‌گوید: آقای دهکردی زندگی ما را بازی می‌کرد. هفتاد نفر بودیم و در همان جایی که به آن خانه ایرانیان می‌گفتند، زندگی می‌کردیم.
جشنواره‌ها به خودیِ خود، ملاک و معیار نیستند، اما باعث می‌شوند فیلم‌های خوب دور هم جمع و دیده شوند؛ به همین دلیل به سینمای کوتاه، سینمای دلی می‌گویند.
بهزاد وزیری‌نسب، فیلمساز جوان حدود سه ماهی است که به منطقه ۵ آمده و می‌خواهد سوژه‌هایش را با نگاه‌کردن و نشست و برخاست با همین مردم بیرون بکشد.
حسین اکبری از خاطره دیدارش با شهید آوینی می‌گوید: پشت دستگاه مویلای فیلم شانزده‌اش بود و کار مونتاژ می‌کرد. توصیه می‌کرد تصاویری که می‌‌گیرید واقعی باشد و حس‌و‌حال را منتقل کند.
امیر اطهر سهیلی می‌گوید: با دیدن دغدغه‌های پدر و عموهایم در رفتن سر لوکیشن، فیلم‌نامه‌نویسی و کتابخانه‌های پروپیمانی که داشتند، ابتدا به پردۀ جادو و بعد هم به نویسندگی علاقه‌مند شدم.
بخشی از آنچه امروز ما از دفاع مقدس می‌دانیم، نتیجه زحمات خبرنگاران و عکاسانی است که چشم بیدار مردم در مناطق جنگی بوده‌اند؛ آن‌هایی که دوربین و قلم، سلاحشان بود. به خط مقدم می‌رفتند، دوربین را مقابل تانک‌های دشمن علم می‌کردند و با هر شات و یادداشتی، گزارشگر یک جنگ نابرابر می‌شدند.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم به‌ویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیه‌ای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانه‌های مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
ابوالفضل جغتایی ساکن و متولد مشهد (1387) است. او یک فعال محیط زیست، و حوزه علاقه مندی اش حیات وحش است. اطلاعات زیادش چندی پیش پای او را به یک برنامه تلویزیونی باز کرد. به گفته مادرش، بعد از برنامه «شگفت انگیزان»، دنبال کنندگان ابوالفضل در فضای مجازی خیلی زیاد شدند و پیشنهادهای مختلفی برای اجرای مستندهای تلویزیونی به او داده شد.
سال 1368 به‌طور خیلی اتفاقی با کارگردان و فیلمنامه‌نویس مشهور سینما، محمدرضا هنرمند برخورد داشتم. ماجرا از این قرار بود که به همراه دو دخترم برای دیدن فیلم دزد عروسک‌ها به کارگردانی ایشان به سینما قدس رفته بودم. در سالن انتظار که منتظر رفتن به سالن سینما بودم ناگهان چشمم به ایشان افتاد. بلافاصله شناختمش و به‌سراغش رفتم. خودم را معرفی کردم و به او گفتم که من فیلم‌های شما را دیده‌ام و تحلیل‌های آن‌ها را در مجلات مختلف سینما خوانده‌ام. خیلی خوشحال شد. درجریان این گفت‌وگو به او گفتم که چند فیلم کوتاه هم ساخته‌ام. خیلی دوست دارم که این هنر را ادامه بدهم اما تجربه کافی ندارم.
گروه «شمسه فیلم» خودشان را مدیون آن‌هایی می‌دانند که دست خالی با تانک‌های دشمن جنگیده‌اند و برای اینکه نام و یاد آن‌ها را که تا پای جان مبارزه کرده‌اند زنده نگه‌دارند تصمیم گرفته‌اند با روایت‌های مستند و فیلم‌سازی راوی آن روز‌های آن پاک‌باختگان باشند. این جمع مستندساز جوان با کشف یکدیگر و درست‌کردن یک گروه با کمترین امکانات شروع به ساخت مستند‌هایی درباره جنگ و دفاع مقدس به نام «سیزده پنجاه و نه» کرده‌اند.
خانواده جیرانی از مفاخر فرهنگی‌هنری مشهد و خراسان‌رضوی هستند که در سینمای ایران درخشیده‌اند و تأثیرگذار بوده‌اند. شاید این خانواده هنرمند و فرهیخته بیشتر با فریدون جیرانی شناخته‌شده باشند، اما هیچ هنردوست و عاشق سینمایی نمی‌تواند خدمات هنری فرزاد، فرامرز و فرزین جیرانی را در تئاتر و سینمای مشهد و حتی ایران نادیده بگیرد. ته‌تغاری این خانواده، فرزین جیرانی 41ساله است که خیلی‌ها او را یک مستندساز تمام‌عیار می‌دانند.