حمید سلطان آبادیان میگوید: عکاسی خیابانی تاریخ مصور هر کشور و شهری است. در عکاسی خیابانی اتفاقات روزمره بی پرده و صریح به نمایش کشیده میشود.
زینب رحیمی که از حدود یکسال پیش وارد عرصه مجریگری شده، بعداز جنگ دوازدهروزه در مستند «مردم مقاوم» رجزخوانی کرد و اجرایش از شبکههای یک، دو، سه و خراسان رضوی پخش شد.
علیرضا و مریم تا قبل ازدواج هرکدام دنیای متفاوت هنری را تجربه کردند؛ ولی درنهایت توانمندی و استعدادشان آنها را به مسیری مشترک رسانده که به اجرای نمایشها و مستندهای عروسکی برای کودکان ختم شده است.
سارا طالبیان مستندساز مشهدی در سالهای اخیر با تمرکز بر سوژههای اجتماعی و انسانی، مسیر رو به رشدی را در سینمای مستند طی کرده است. او با مستند «رؤیای ناتمام» دیپلم افتخار بهترین کارگردانی و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره «حقیقت» را از آن خود کرد.
سروش فرهادینیا امسال با ساخت مستند و کسب ستاره، نامش در فهرست برگزیدگان کشوری در رقابت دانشآموزی ساخت فیلم بلند قرار گرفت و به افتخاراتش افزود. او ساخت تیزرهای تبلیغی و تدوین فیلم کوتاه را در کارنامه هنری خود دارد.
محمد عقیلی، تصویربردار و فیلمساز و روایتگری است که به عمق ماجراها مینگرد و لحظههایی را ثبت میکند که اغلب از چشمها پنهان میماند. او در این مسیر دستاوردهای زیادی نیز بهدست آورده است.
سیدمحمدابراهیم اصغرزادهموسوی؛ بازیگر فیلم «مهاجر» حاتمیکیا و مستندساز مطرح کشورمان ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ در حالی که برای تصویربرداری فیلم مستندش درباره مادر شهدای جاویدالاثر به خرمآباد میرفت، بر اثر سقوط هواپیما به آسمان عروج کرد.
جمعی از جوانان جلسه فرهنگیمذهبی انصارالمهدی (عج) مسجد بلال در کنار چندی از پیشکسوتان مسجد برای ثبت خاطرات و مستندسازی سیره شهدای محله بلال اقدام کردهاند. این مسجد ۶۰ شهید گلگونکفن داشته است.
علی اصغر محراب سال ۱۳۶۰ عازم جبهههاى نبرد شد و در کردستان با شهید محمود کاوه آشنا شد. نقش شهیدکاوه در سازندگى محراب انکارناپذیر است. دوستان محراب این جمله را از او زیاد شنیده بودند: «هرچه دارم، از کاوه دارم».
عبدالرضا طیبی که خودش در نوجوانی جبهه رفته میگوید: یک روز به خانه شهیدطحان رفتم و مادر شهید درخواست کرد که اسم فرزندش را روی حلب روغن بنویسم و سر کوچه بزنم. همین باعث به فکر مستندسازی بیفتم.
شفای یک بیمار لبنانی مبتلا به سرطان پیشرفته در حرمرضوی و سرنوشتش، ماجرایی است که در مستند «من محمدحسن را دوست دارم» روایت میشود. سیدمحمد محمدیسرشت میگوید: تلاشمان این بود که روایتمان شعاری نباشد و به قصه وفادار باشیم.
فاطمه عباسی در زمان جنگ پرستان مجروحان بود، سوادی نداشت که خاطراتش با رزمندگان را در دفتری ثبت کند، اما آن قدر عزیز بود که مجروحان جنگ، دفتری به او بدهند و خاطراتشان را برایش بنویسند.
«علینجات» جانباز ۷۰ درصدی که بدون یک دست و یک چشم و البته با صورتی که بعد هفده عمل جراحی سنگین سر جایش نشسته، همه این سالها را به جمعکردن خاطرهها و ساختن مستندهای جنگ گذرانده.
حسین نژادموسی از ۱۰ سالگی با دوربین آنالوگی که در خانهشان بوده عکاسی طبیعت و منظره انجام داده است. او حالا کاگردان و مدیر تولید است و مستند «سپهر»، «بانی خیر» و «به توان چهل» از آثار اوست.
جمشید مجددی از مستندسازان قدیمی مشهدی است، برخی آثار او مانند «دستهای خسته» و «مایا» در جشنوارههای بین المللی اکران شده و رتبههای برتر را به دست آورده است.
سیدمحمد محمدی سرشت میگوید: زیستن در فضایی که بزرگانی مثل فردوسی و عطار تا معاصرانی مثل مطهری، رهبر انقلاب و ... در آن زیسته اند، الهام بخش است. مشهد مستندسازخیز است؛ چون چنین عقبهای دارد.
نعمتالله و مهدی سرگلزایی برادران فیلمساز و کارگردانی هستند که در ساخت فیلمها و مستندهای کوتاه چند دقیقهای تبحر دارند. آنها از وقتی تلویزیون به خانهها آمد، علاقه عجیبی به کشف مراحل ساخت یک فیلم داشتند.
ساجده باوندی، دانشآموز محله تربیت میگوید: بهخاطر علاقه پدرم به گل و گیاه، در خانه گلدانهای زیادی داریم که باعث شده توجه من هم به این موضوع جلب شود.
حمید صدوقی در سالهای ابتدایی دهه ۸۰، مستندی با عنوان «قدمگاه» درباره معراج شهدا ساخت که باعث شد محله امامهادی (ع) بعد از ۲۶ سال معراج شهدا را بازیابد.
با تماشای فیلم مستند ۱۴ دقیقهای از شهدای محله خاتمالانبیا درمییابیم که مقاممعظمرهبری، در سال۸۹، بهصورت غیرمنتظره با سهخانواده شهیدان محمود وطنخواه، قربانعلی جلایر و موسی محمودی شمسآبادی دیدارکردهاند.