کد خبر: ۱۱۶۶۲
۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
شهید علی اصغر محراب می گفت: هرچه دارم، از کاوه دارم

شهید علی اصغر محراب می گفت: هرچه دارم، از کاوه دارم

علی اصغر محراب سال ۱۳۶۰ عازم جبهه‏‌هاى نبرد شد و در کردستان با شهید محمود کاوه آشنا شد. نقش شهیدکاوه در سازندگى محراب انکارناپذیر است. دوستان محراب این جمله را از او زیاد شنیده بودند: «هرچه دارم، از کاوه دارم».

فاطمه رفیعی پور| این‌که در سالگرد شهادت سردار حسینی‌محراب برنامه خاصی از سوی نهادهای متولی و مدعی فرهنگی در شهر و منطقه‌مان نمی‌بینیم؛ برای ما هم جای تعجب است! اما کوشیده‌ایم تا حد بضاعت‌مان نگاهی بیندازیم به زندگی پرماجرای این شهید افتحارآفرین. «نرم‌افزار محراب آسمانی» و مستند «محراب» نیز برای ارجاع شما مخاطبان عزیز به اطلاعات تکمیلی و جامع‌تر نسبت به شهیدحسینی محراب معرفی شده‌است. 

 

پهلوان و قهرمان

پدر على اصغر در محله طلاب مشهد مغازه‏ خواربار فروشى داشت و از همین کسب حلال، امرار معاش می‌کرد. على‌اصغر در نوجوانی علاقه‏ى بسیارى به فعالیت‏هاى ورزشى از خود نشان داده و کشتى حرفه‏اى را از ۱۴ سالگى زیر نظر بهترین مربیان کشتى کشور - زرینى و هادى عامل - آغاز کرده بود.

در دوران تحصیل عضو تیم کشتى و فوتبال مدرسه بود و در زمینه کشتى چندین‌بار در وزن خود به مقام قهرمانى در خراسان رسیده بود. در اوج مبارزات مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی، اصغر و هم‌کلاسی‌هایش خودشان را با مردم همگام کرده بودند و حتی به خاطر فعالیت‏هاى بى‌وقفه‏اش توسط عمال حکومت دستگیر هم شد که با واسطه پدرش آزاد گردید؛ مسجد رضوی، پاتوق فعالیت‏هاى انقلابى محراب، دوستانش و مردم بود.

 

آشنایی با کاوه

اصغر در سال ۱۳۶۰ عازم جبهه‏‌هاى نبرد شده و در کردستان با شهید محمود کاوه آشنا می‌شود.  نقش شهید کاوه در سازندگى محراب انکارناپذیر است. دوستان محراب این جمله را از او زیاد شنیده بودند: «هرچه دارم، از کاوه دارم».  او پس از بروز قابلیت‏ها و توانایى‏هایش به عنوان یک رزمنده، از سوى کاوه به سِمَت جانشینى سرگروه و بعد از سیر مراحل مسئولیتی در گردان‌های رزمی سرانجام به جانشینی معاونت اطلاعات تیپ ویژه‏ شهدا برگزیده شد.

 

شهید علی اصغر محراب مدام می گفت: «هرچه دارم، از کاوه دارم»

 

وصال محراب

عملیات کربلای ۵ از راه رسید. از شب چهارم عملیات کربلای ۵، محراب به عنوان فرماندهی محور عملیاتى لشکر ویژه‏ شهدا عمل مى‏کرد. او و راننده‌اش سوار بر موتور به پل شهر «دوعیجى عراق» نزدیک مى‌‏شدند که توسط راکت‌‏هاى هواپیمای عراقى هدف‌گیری و بمباران می‌شوند.  

از وجود محراب و یار همراهش هیچ چیز باقى نماند؛ چند قطعه باقیمانده از وجود پاکش در قسمت شهداى انصارالمجاهدین - نزدیک آرامگاه شهید کاوه - به خاک سپرده شد.

محراب سوار بر موتور به پل شهر «دوعیجى عراق» نزدیک مى‌‏شد که توسط راکت‌‏هاى هواپیمای عراقى هدف‌گیری و بمباران شد

 

«محراب» یعنی

به شرق و غرب بگویید اگر خانه‌‏ام را به آتش بکشند و قلبم را سوراخ سوراخ کنند، آرزوى اظهار ضعف و شکست اسلام را و دینم را به گور خواهند برد و اگر پیکرم را زنده زنده قطعه قطعه و پاره پاره کنند و پاره‏‌هاى تنم را بسوزانند، باز فریاد خواهم زد: اسلام پیروز است، کفر و منافق نابود است. (فرازی از وصیت‌نامه)

 

علی محراب (برادر)

علی‌اصغر از طریق بسیج به کردستان رفت؛ در سپاه سقز مستقر بود که با کاوه آشنا شد و دیگر تا آخر با هم بودند. سخت‌ترین کار در سقز، اسکورت یگان‌ها بود؛ برای این‌که یگان‌ها سالم به مقصد برسند. کاوه معاون عملیات سپاه سقز بود و مسئولیت اسکورت هم زیر نظر ایشان بود. وقتی کاوه، قابلیت‌های اصغر را دید، فرماندهی اسکورت را به او داد. دیگر ضدانقلاب نتوانست به کاروانی ضربه بزند.

در علمیات کربلای ۵ عراقی‌ها با یک تک سنگین تپه‌های ۲۵۱۹ پیرانشهر را از بچه‌های ما گرفته‌بوند. البته ما مجددا تپه را پس گرفتیم. یادم هست شب عملیات بی‌سیم‌ها صدا می‌کرد که  اصغر آمد؛ اصغر آمد؛ فرماندهان خیلی خوشحال بودند. من قرارگاه تاکتیکی بودم.

اصغر با نیروهایش رفت سمت تپه‌ها. بعد از این، دیدم فرماندهان یگان‌ها، از جمله آقای منصوری که الان فرمانده قرارگاه قدس زاهدان هستند، دارند برمی‌گردند. گفتم چرا برمی‌گردید؟ جواب می‌دادند: اصغر آمده، دیگر همه چیز مطمئن است. این‌قدر روی اصغر حساب باز می‌شد.

وقتی علی‌اصغر با خانمش ازدواج کرد؛ می‌خواستیم به بهانه ازدواجش، چند وقتی پشت جبهه بماند. خودش قبول نمی‌کرد. می‌گفت اگر کاوه راضی بشود حرفی نیست. پدرم به من گفت که بروم با کاوه صحبت کنم. آن موقع کاوه مشهد بود. بعد از هماهنگی‌های لازم، رفتم پیش کاوه و جریان را گفتم. کاوه با همان چهره خندانی که داشت گفت: «ما با جنگ ازدواج کردیم! با این چیز‌ها هم دست برنمی‌داریم». دست خالی برگشتیم

 

حمیدرضا صدوقی(دوست و هم‌رزم صمیمی محراب)

من با شهید محراب در تیپ ویژه شهدا و در واحد اطلاعات عملیات، سال ۶۲ آشنا شدم. محراب معاون واحد اطلاعات عملیات و جزو باتجربه‌ترین افرادی که در نبرد با ضدانقلاب کار کرده بود. زبان‌زد دیگران بود. علاوه بر این مسئولیت آموزش و اعزام نیرو‌های گشت و شناسایی هم با او بود.

از جمله خصوصیت‌های شهید محراب این بود که بسیار پای‌ِ کار و اهل عملیات بود. یعنی وقتی قرار بود تیپ ویژه شهدا وارد عمل بشود؛ پیش‌قراول همه گردان‌ها، بچه‌های اطلاعات عملیات بودند و جلودار آنها اصغرمحراب بود؛ با آن اندام تنومندش. شجاعتش زبان‌زد بچه‌ها بود. بسیار ساده و صمیمی با نیرو‌های تحت امرش رفتار می‌کرد و برای همین خیلی عزیز و دوست‌داشتنی بود. کاملا فهمیده بود که مسئله روز کشور جنگ است.

علاقه محراب به کاوه، یکی از نکات اساسی در زندگی اوست. البته کاوه با همه بچه‌های لشکر ویژه شهدا دست و صمیمی بود؛ اما با مجید ایافت، ناصر ظریف، علی قمی، جواد حامد، قلی محبوب‌خواه و مشخصا با اصغر محراب رابطه ویژه‌ای داشت.

کاوه برای محراب خیلی عزیز و محترم بود. من درباره جنگ تحقیقاتی انجام داده‌ام و به جرأت می‌گویم؛ کسی را مثل محراب ندیدم که این‌قدر تابع فرمانده خودش باشد. کاوه نقش تاثیرگذاری در تکامل شخصیت شهیدمحراب داشت.

 

همسر 

ما با خانواده شهیدمحراب در طلاب همسایه بودیم؛ برادرهایم با او همکلاسی بودند و رفت‌وآمد داشتیم. تا این‌که در اسفندماه ۶۲ ازدواج کردیم. زندگی مشترک‌مان زیاد طول نکشید. ۶۲ تا دی‌ماه ۶۵. در این مدت هم محراب همیشه در خط بود.

محراب خیلی به خانواده‌اش اهمیت می‌داد و همیشه نگران آسایش من بود. البته جبهه را مهم‌تر کار زندگی‌اش می‌دانست و هیچ‌چیز نمی‌توانست مانع رفتنش به خط بشود. محراب و همه شهدا از بهترین بندگان خدا بودند و در واقع با خدا معامله کردند و برای رضایت او جنگیدند و آسمانی شدند.

از کار‌هایی که در جبهه انجام می‌داد برای من تعریف نمی‌کرد. نمی‌دانستم در جبهه چه‌کاره است و چه‌می‌کند. حتی از عملیات‌ها هم چیزی نمی‌گفت. به این طریق می‌خواست من کم‌تر نگران بشوم.

 

علیرضا محراب(فرزند)

باید تا جایی که می‌توانیم در ترویج سبک زندگی شهدا بکوشیم. این‌که سالی یک‌بار، یادواره‌ای برگزار شود و تا سال بعد کاری نشود؛ تاثیر چندانی روی مخاطب جوان نخواهد گذاشت. بایستی کارهایی اصولی در خط ارزش‌های شهدا تعریف کرد و انجام داد. شهدا را باید به نسل جوان امروز به صورت صحیح و درست معرفی کرد تا جوان‌ها بتوانند با شهیدان ارتباط برقرار کنند.

 

علیرضا دلبریان(راوی و فعال عرصه دفاع‌مقدس)

امروز ما باید محراب‌ها را که در واقع مغز «محراب» به معنای حرب و جنگ با لذت ها و خوشی‌ها هستند؛ را بیاوریم وسط میدان و به مردم و جوانان عرضه کنیم. متاسفانه شهید محراب مظلوم است. هنوز او را آن‌طور که باید نشناختیم. محراب پهلوان بود.

کاوه و نیروهایش از جمله محراب اهل عمل بودند نه ادعا و حرف

 پهلوان واقعی، باصفا و با معرفت. اهل عمل و بسیار متواضع. البته شهیدکاوه همه آدم‌های باصفا را دور خودش جمع کرده بود. کاوه و نیروهایش از جمله محراب اهل عمل بودند نه ادعا و حرف.

در مزار شهیدمحراب، تکه‌ای حلب با میلگرد برای شناساندن مزارش گذاشته‌ایم! آیا نباید آ‌‌‌ن‌جا گنبد و بارگاه ساخته شود. این قدر در شهر ساختمان و برج وجود دارد؛ اگر این ها نبودند این‌ها را داشتیم؟! یک تکه حلب برای معرفی این شهید والامقام! این ظلم نیست! بعد به اسم یکسان‌سازی، قبور شهدا پاک‌سازی می‌شود!

 

محسن اسلام‌زاده(کارگردان مستند محراب)

محراب جوانی است که خیلی هم با دفاع مقدس مانوس نبوده؛ مثل خیلی از جوانان امروزی بوده‌است. ولی به دلیل ریشه‌های مذهبی خانواده و خصلت ضد‌ظلم بودنش، جذب جبهه، دانشگاه انسان‌سازی می‌شود تا یک جوان معمولی به یک سردار آسمانی تبدیل بشود.

یک دیالوگ طلایی شهید که معرفت بالای او را می‌رساند و ما در فیلم آن را کارکردیم؛ این بود: «من خجالت می‌کشم با پیکر سالم روز قیامت در حضور ائمه، امام حسین‌(ع)، حضرت علی‌اصغر(ع) حاضر بشوم». نیت شهید محراب این بودکه در شهادتش اثری از او باقی نمانَد. خب محراب به آروزیش می‌رسد و طوری به شهادت می‌رسد که اثری از او نمی‌ماند.

شهید محراب عاشق گمنامی بوده‌است. آروزیش این بوده که بین شهدای گمنام دفن بشود. البته وقتی پیکرش آورده می‌شود؛ بین آن شلوغی‌ها به این وصیت شهید بنا بر وضعیتی که بوده‌است، عمل نمی‌شود اما برای هفتم و چهلم و مراسم‌ها که سر مزار شهید می‌آیند، می‌بینند کسی به قبور شهدای اطراف محراب سر نمی‌زند و غریب هستند. بعد از پیگیری معلوم می‌‌شود که او بین شهدای مجاهد عراقی دفن شده‌است؛ شهدای گمنامی که در ایران هیچ‌کسی را ندارند.

 

شهید علی اصغر محراب مدام می گفت: «هرچه دارم، از کاوه دارم»

 

محراب آسمانی

نرم افزار چندرسانه‌ای «محراب آسمانی» جامع‌ترین نرم‌افزار موجود پیرامون زندگی و شخصیت شهیدحسینی محراب است. زندگی نامه، وصیتنامه، سخنرانی‌های شهیدمحراب به همراه خاطراتی از همرزمان و خانواده‌اش بخش اصلی این نرم‌افزار است که در قالب‌های مختلف متنی، صوتی و فیلم گردآوری شده‌است.

معرفی یاران و فرماندهان آن شــهید، معرفی کتاب و مجموعه کامل عکس و اســناد مرتبط با وی از دیگر بخش‌های نرم‌افزار محراب آســمانی اســت. این نرم‌افزار با حمایت ستاد یادواره شــهدای اطلاعات عملیات لشکر ویژه شــهدا توسط موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان تولید شدهاست.

مستند «محراب»

تهیه شده در: موسسه روایت فتح / تهیه کننده: مرتضی شعبانی / کارگردانی و تدوین: محسن اسلام زاده. مســتند ۴۰ دقیقه‌ای محراب با موضوع زندگی و مبارزات شهید حسینی محراب در جنگ ساخته شده‌است. این مستند ابعاد مختلف زندگی و مبارازت شهید محراب را توسط همرزمان و آشنایانش روایت می‌کند. تصویربرداری مستند محراب که شامل خاطرات رزمندگان و دوستان شهید حسینی محراب از اوست در مشهد، کردســتان و خوزستان که محل شهادت شهیدمحراب است، انجام شده‌است.

 

* این گزارش یکشنبه، ۵ بهمن ۹۳ در شماره ۱۳۷ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام