کاروان سرا

بازار عباس‌قلی‌خان شاملو و فرش‌های فراموش شده‌اش بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد. این کاروان‌سرا سال ۱۰۷۰ هجری به دستور عباس‌قلی‌خان برای استراحت زائران ساخته شده است.
کاروان‌سرا یا سرای ملک در شهر مشهد از جمله کاروان‌سرا‌های درون‌شهری است که پس از عهد ناصری، در دوره مظفرالدین‌شاه قاجار ساخته شده و تا اواخر دوره پهلوی نیز پابرجا بوده است.
علی‌قلی‌خان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لات‌ها و گردن‌کشان شهر قدرتی در شهر به‌هم بزنند تا آنجاکه کار از دست علی‌قلی‌خان و نیروهایش در رفت. یکی از مهم‌ترینِ این اوباش، حاجی‌محمد باباقدرتی بود.
روستای رباط خاکستری در حاشیه جاده آسفالت قدیم مشهد-نیشابور و تقریبا در هفده‌کیلومتری مشهد قرار دارد. از سمت نیشابور و ملک‌آباد، رباط خاکستری اولین کاروان‌سرای این مسیر برای استراحت زائران بوده‌اند.
کنار بانک ملی فعلی در خیابان سعدی کوچه باریکی قرار داشت که گوارگاه سراب نامیده می‌شد. گوارگاه مکانی بود که احشامی مانند گاو و گوسفند در آنجا نگهداری می‌شد. گاری‌های اسب‌ها در این کوچه استقرار داشتند.
رباط طرق را به شاه‌سلیمان صفوی نسبت می‌دهند و درحقیقت الحاقی به کاروان‌سرای شاه‌عباس بوده، سالم باقی مانده است؛ کتیبه بنای الحاقی، ساخت آن را به تاریخ ۱۰۸۰قمری نسبت می‌دهد.  
در کاروان‌سرا‌ها هیچ‌گونه اسباب زندگی وجود نداشته است؛ آن‌چنان که کف اتاق‌ها را تنها با یک تکه گلیم می‌پوشاندند و مسافران مجبور بودند تمام وسایل زندگی و حتی وسایل آشپزی خود را همراهشان بیاورند.
پایین‌خیابان از قدیم، محله جنب‌وجوش علافی‌ها بوده است. هنوز هم مغازه‌دار‌های فراوانی میراث‌دار همین پیشه قدیمی هستند. «سیدمحمد آشگران» یکی از همان‌هاست که هنوز به «بارفروشی» مشغول است.
حاج‌محمد خسروی، پیرِ نوغان از آن روزگاران می‌گوید: وقتی کاروان‌سرا‌های نوغان از رونق افتادند که میدان‌بار در مشهد ساخته شد. در دهه ۱۳۵۰ حق‌العمل‌کاری در سرا‌ها ممنوع و اعلام شد.
محمود یغمایی، هنرمندی که در کاروانسرای بابا قدرت مغازه دارد می‌گوید: ما مشتری‌های غیروطنی زیادی داشتیم که علاقه‌مندترین‌شان آمریکایی‌ها بودند. آمریکایی‌ها عاشق چاروق بودند.
زمانی انتهای شهر مشهد دروازه قوچان بود، در آن زمان گاراژ‌های فعلی این حوالی کاروان‌سرا بودند، پس از آنکه شهر رشد کرد، گاراژ‌ها تبدیل به محلی برای فروش محصولات کشاورزی به ویژه غلات شد.
تشکیلات اطفائیه اواخر دهه اول قرن گذشته، در مشهد پامی‌گیرد. در این دوره، نیرو‌های تنظیف اداره احتسابیه بلدیه ضمن نظافت شهر، وظیفه کمک برای اطفای حریق را نیز برعهده دارند.
درودیوار کاهگلی‌ سرای تاریخی احمدیان‌یزدی در محاصره ساختمان‌های بلند و نوساز است و بیشتر غرفه‌های طبقه دوم آن به‌دلیل مرمت‌نشدن رو به خرابی رفته‌اند.
یکی از عکس‌های ماری تِرِز اولنس دو شوتن، تصویری است از گنبد و گلدسته طلا که از ضلع شرق و رو به غرب، از فراز سرای «وزیرنظام» گرفته شده است.
سال ۱۳۶۹ به اتفاق حاج‌آقا مسگران کاروان‌سرا را که محل انبار و خرید‌و‌فروش خشکبار و حبوبات و... بوده است، خریداری می‌کنند و سال ۷۹ و در روز میلاد علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) در دو فاز با نام بازار بهشت به بهره‌برداری رسید.
سرای اردکانیان از مغازه‌ای شروع می‌شود که پر است از ادویه‌های رنگ‌رنگی با بو‌های مختلف در شکل‌های گوناگون.
در گذر زمان علافی‌ها و پشم فروشی‌ها جمع شد و درحال حاضر سرای شاهرودی بیشتر به فروش کلی خواروبار و حبوبات شهرت دارد.
می توان گفت کوچه روشن عمری 150ساله دارد، ولی با این همه کمتر از بیست سال پیش، در جریان طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهررضوی نابود می شود تا بخشی از زمین های اطراف آن به خیابان آیت الله طبسی اختصاص پیدا کند و بخشی هم در یکی از پروژه های بلندمرتبه منطقه قرار بگیرد. ناگفته نماند این کوچه قدیمی را مردم محلی به دلیل مجاورت با بنای ثبت ملی تخریب شده سرای ترکمن ها از جانب کوچه مخابرات به نام «کوچه ترکمن ها» هم می شناختند.
محله ای که خود در طول زمان هر روز کوچک تر از دیروز خود شده است آن چنان که در سده معاصر نه تنها با ایجاد خیابان و میدان طبرسی، بخشی از آن به محله «چهارسوی نوغان » تبدیل می شود، بلکه محلاتی چون «ته پل محله»، «جوادیه»،«حمام باغ»، « تکیه علی اکبری ها» و « بهاء التولیه» نیز از آن جدا می شوند تا به این ترتیب، امروز از آن محدوده وسیع تنها یک کوچه بزرگی معروف به راسته نوغان(حدفاصل میدان طبرسی و خیابان آیت الله کاشانی که از یک سو نوغان و از دیگر سو آیت ا لله کاشانی 6 خوانده می شود) باقی بماند.
در این مسیرِ هزاراتفاق، همیشه مأمن و سرپناهی باید می‌بوده است تا غبار خستگی راه از سر شانه‌هاشان بتکاند و تاول پاهای به خاشاک نشسته‌شان را التیام دهد. این رسم میهمان‌نوازی بوده است خاصه آنکه میهمان عزم مشهد کرده باشد. همین امر هم عامل و اسبابی بوده است برای ساخت کاروان‌سراهایی که حالا دیگر کمتر نشانی از آن‌ها باقی است.