مشهد - صفحه 14

حدود ۸۳‌سال پیش هوای سرد مشهد تن بی‌خانمان‌های بسیاری را می‌لرزاند و حضور قوای سرخ هم هر‌روز بر تعداد گرسنگان شهر می‌افزود، آن‌چنان‌که نیکوکاران شهر در پی ایجاد سقفی برای مردم بی‌پناه شهر شدند.
مادر شهیدحسن عباسی می‌گوید: پای تشت لباس که می‌نشستم، شروع می‌کرد که «مادر رضایت می‌دهی بروم؟ مادر لطفا بگذار من بروم.» یک روز بالاخره گفتم «من و پدرت راضی هستیم، خیالت راحت، تو برو.»
پسوند نام مساجد، تکایا و حسینیه‌های تاریخی مشهد محکم‌ترین سند تاریخی است که گواه آنست مشهد در همه تاریخ بلندش، شهر مهربانی و مدارا و شهر هم‌زیستی و صلح‌طلبی بوده است.
بانوان عیدگاه از فامیل به هم نزدیک‌تر هستند و در همه مشکلات به فکر یکدیگر بوده‌اند؛ از مبارزه با شیوع سالک گرفته تا بنایی و کار خانه‌هایشان را با کمک هم انجام می‌دهند. زهره خسروی‌راد می‌گوید: مشکل مردم مثل مشکل خودم است.
تور بازدید از باغات پسته فیض آباد، ظرفیتی برای جذب گردشگر است، که تا کنون کمتر اجرایی شده. ایجاد شغل‌هایی بر مبنای گردشگری پسته شاید یکی از راه حل‌های جبران بیکاری و ایجاد شغل در فیض آباد باشد.
حوریه اسکندری و احسان امارلو، زوج ایران گرد مشهدی هستند که به ایده‌ای که در ذهنشان بوده پر و بال داده‌اند و جاذبه‌های تاریخی و طبیعی ایران را در بسته بندی‌های نو و خلاقانه به ایرانی‌ها و مردم جهان معرفی می‌کنند.
امین موسوی از پانزده‌سالگی دوربین به دست شده و حالا برگزیده جشنواره‌های مختلف کشوری و بین‌المللی است که یکی از مهم‌ترین آنها جشنواره عکاسی بین‌المللی حیات وحش با درجه «فیاپ» است.
دکتر علوی تعریف می‌کند: سال ۷۱، برای اولین بار بود که یک زن از یک شهر مذهبی خود را مطرح می‌کرد و نامزد نمایندگی شده بود. آن سال برای اولین بار بود که خانمی از شهرستان در مجلس حاضر می‌شد.
حاج قربان سال‌۱۳۷۰ به‌عنوان سفیر موسیقی ایران در جنوب فرانسه برابر جمعیتی مشتاق در حاشیه رود سن، هنرنمایی کرد و عکسش با تیتر «گنجینه راستین موسیقی ملی ایران» روی جلد نشریات فرانسه آمد.
شهر مشهد در جایگاه مرکز ایالت خراسان همیشه موردتوجه حاکمیت بوده و از عصر تیموری سکه‌های فراوانی با نام این شهر تابع نظام پولی حکومتی، به ضرب رسیده است.
همه حاج‌کاظم را به امور عام‌المنفعه‌اش می‌شناختند. کمتر کسی باور می‌کرد همین مرد بی‌ریا، روز‌های بسیاری توی یکی از اتاق‌های خانه‌اش با مبارزان حلقه اصلی انقلاب همچون چهره رهبر معظم انقلاب هم‌سفره می‌شود.
سرگرم کردن مردم توی خون محمدرضا مدبری است. مردی که سال‌ها مردم را با اجراهایش در پارک «ملت» مشهد سرگرم کرده است حالا می‌خواهد به خواهش ما دوباره روی صحنه برود و خاطره‌هایش را مرور کنند.
میرزامحمد آقازاده خراسانی در دوران حضور در مشهد، باشکوه‌ترین درس خارج فقه و اصول روزگار خود را داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. آیت‌الله قمی در واکنش به شهادت ایشان گفت: «میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان نبود؛ آقای کل ایران بود.»
عصر ۱۶ دی‌۱۳۵۶ نامه‌های لاک‌ومهر‌شده محتوی برگه‌های «مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه» از وزارت اطلاعات و جهانگردی به دو روزنامه اطلاعات و کیهان می‌رسد تا در شماره روز بعد به مناسبت سالگرد کشف حجاب به چاپ برسد.
برخلاف گمان برخی، «تپه‌سلام» مشهد تنها به یک نقطه اطلاق نمی‌شده، بلکه چند تپه وجود داشته که زائران بر فراز آن آداب زیارت را به‌جا می‌آورده‌اند.
محمد رنجبر یکی از پاکبان‌های زحمت کش محله طلاب است که هر روز ساعت ۲:۴۵ بامداد شروع به کار می‌کند و تا ساعت یازده مشغول به کار است.
سید‌رضا علوی‌منش می‌گوید: ما اصلا همسایه بد نداریم. اصلا اینجا ماندگار شدیم برای مسجد المهدی (عج) و آدم‌های خوب مسجدی‌اش. رابطه با همسایه‌ها برای من که پا به سن گذاشته‌ام، مثل رابطه پدر و فرزندی است.
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش می‌نشیند، با اهالی خوش‌وبش می‌کند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون می‌آورد و چندبیتی می‌نویسد. شعر‌های زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.
سال‌۱۳۴۲؛ حضور حسین پوری در مشهد، آن‌قدر عجیب بود که شهر را به‌هم‌ریخت و به تیتر اول روزنامه‌ها بدل گشت. او ۲۳۰‌سانتی‌متر قد و ۱۷۵‌کیلو وزن داشت و برای همین در چشم مردم مشهد همچون یکی از عجایب خلقت بود.
علی‌اصغر حسن‌پور تعریف می‌کند: مرحوم مادرم دختر یکی از حاجی‌های محله را برایم در نظر گرفته بود. من آوازه او را شنیده بودم، اما ندیده بودمش. مادرم تنهایی رفته بود و حسابی حاجی را آماده کرده بود.