شاملوها ازجمله خاندانهای قدیمی شهر مشهد هستند که خدمات قابلتوجه پزشکی داشتهاند. طبق بررسی شجره خاندانی و اسناد تاریخی، شاملوها در زمره مهاجرانی بودهاند که در دوره تیموریان به ایران کوچانده و تعدادی از آنان در مشهد ساکن شدهاند.
حسینالموسوی، مینیاتور منحصربهفردش را به شیوه نقاشیهای قهوهخانهای کشیده و سالها تجربهاش را برای خلق این اثر ماندگار به کار بسته است تا بتواند از پس ترسیم مقرنسهای سقف و کاشیهای سنجری برآید. او بر جزئیات روضه منوره تسلط کاملی داشته است.
ریحانه کریمی قدوسی در تیمهای سرخس، فولاد مشهد و سه سالی را هم در یکی از آکادمیها، فوتبال بازی کرده است، اما بهدلیل شکستگی استخوان ساق پا نتوانسته با این آکادمی ادامه بدهد. او اینروزها به عنوان دستیار مربی مشغول کار است.
۲۷ بهمن ۱۲۸۵، مجلس شورای ملی دوره اول، شاهد قرائت نامهای بود که جمعیت حاضر بار رنج و ذلت آن را تحمل نکردند و به تلخی گریستند. اینبار ناموس ایرانی به غارت رفته بود و در کریهترین حالت ممکن، ننگینترین واقعه تاریخ معاصر ایران را رقم میزد.
نخستینبار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمانهای تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیقترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانهبهخانه زینالعابدینمیرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.
ساخت مسجد ثارالله (ع) حدود سال۷۰ به پایان رسیده، اما جرقههای اولیه شکلگیری آن برمیگردد به اواخر دهه۵۰ و پیگیریهای مرحوم حسین اشتیاقحسینی که مدتی ریاست دانشگاه فردوسی را برعهده داشته است.
پرویز مشکاتیان اهل نمایش نبود. از شهرت و بازار هنر دوری میکرد. بیشتر از آنکه در جشنوارهها بدرخشد، در خلوت خانهاش مینشست و قطعاتی مینوشت که بوی خاک بارانخورده نیشابور را میداد و تصنیفهای بسیاری ساخت.
سیدحسین برومند با ۳۳ سال سن آنقدر افتخار در موتورسواری ایران کسب کرده که حالا دیگر چهرهای شناختهشده است. برومند به تازگی مقام نخست مرحله اول رقابتهای سوپربایک قهرمانی کشور را کسب کرده است.
اگر امروز فکاهیسرایی ایران، حد و حدود تعیین شده و قدمتی دارد که نسل جوان به آن رجوع میکنند، از همت بلند غلامرضا روحانیها بود. کسانی که زندگی خود را وقف کردند تا صدای مردم باشند و از درد و رنج آنها بگویند و بنویسند.
غیرشمارها یا بهاصطلاح مشهدیها «قرشمالها» گروهی بودند که با وجود حضور طولانی در مشهد و البته دیگر شهرهای ایران، تفکیک فرهنگی خود را حفظ کرده بودند و بهعنوان یک اقلیت نژادی، با فرهنگی متفاوت، به حیات خود ادامه میدادند.
حرم امام رضا(ع) چند صدای ماندگار دارد که برای خیلیها حکم تشرف را دارند. یکیاش حاج علی ملائکه است با این شعر مشهورش: «ای صفای قلب زارم/ هرچه دارم از تو دارم».
«باغ حرم» کوچهای در همسایگی میدان شهدای مشهد که این روزها عنوان «شهید هاشمینژاد۵» بر آن نشسته است.
میرزاهاشم قزوینی به درخواست صدرالممالک قزوینی، مأمور تشکیل یک روزنامه در مشهد میشود، اما ازآنجاکه خود در آن روزگار با روزنامهنگاری بیگانه است از یکی از همشهریانش، «ابوالقاسم نحویقزوینی»، کمک میگیرد و «روزنامه طوس» تأسیس میشود.
از حدود صد سال پیش سیل به بلایی مدام تبدیل شد، یک رگبار کافی بود تا زندگی مردم را آب فرا بگیرد و هر ازچندی هم یک سیل اساسی، کل زندگی را ببرد و به این ترتیب سیل و مسیل به یکی از قصههای پرتکرار قرنی که گذشت، شد!
اگر قرار باشد استنباطی از دلیل نامگذاری کاریزک داشته باشیم، باید سبب آن را جاری بودن قناتی کوچک و کمآب روی اراضی میان فتحآباد تا کلاتهبوغا بدانیم که بهدلیل ایجاد قلعهای مسکونی، ساختاری مستقل پیدا کرده بود.
فاطمه طوسی در دربار مادرِ خان بزرگ مغول حضور داشت و از آنجا برای حفظ مشهد و خراسان از هجمه مغولان، اقداماتی را سازماندهی کرد. زادگاه فاطمه مشهدالرضا (ع) بود و در همین مکان به اسارت مغولان درآمد.
این دختران هر یک در عرصهای، موفقیتهای ملی و بینالمللی کسب کردهاند. در عکسها و تیترها و روی جلد رسانهها، همهجا را تصرف کردهاند، از نامآوری در المپیادهای علمی و پژوهشی تا فتح قلههای بلند.
محله امیرالمومنین (ع) در گذشته از چهار قلعه تشکیل شده بود که از میان آنها، قلعه روحآباد بخش محوری محله را به خود اختصاص میداد. این روستا برای مقابله با حمله ترکمنها به معنای واقعی قلعه مانند بود.
بیشتر ساکنان محله شهید آوینی، مهاجران افغانستانی هستند که هویت این محله را شکل دادهاند. سوای فقر و آسیبهای اجتماعی، حضور مهاجران شکلی متفاوت به محله داده و جنبه گردشگری پیدا کرده است.