نظامالملکی میدانست متن رادیویی باید موجز و روشن باشد و کجا باید واژه را پررنگ ادا کند تا در همهمه میدان شهدا هم شنیده شود. او وقتی در مسجد گوهرشاد به منبر رفت، مردم در گوش هم زمزمه میکردند «این همان صدای رادیو است»!
نام احمد میرباذل خیلی زود با تئاتر مشهد گره میخورد. جایگاه نمادینش، پیوند میان مشهد و عصر پرده بیصداست. سالها بعد، روی اولین فیلم رنگی فیلمبرداری شده در مشهد هم حرف میزند.
دهه ۲۰قرن ۱۴ خورشیدی که بیش از نیمقرن از تولید اتومبیل میگذشت، پای خودروهای سواری کوچک برای استفاده در حملونقل عمومی به مشهد باز شد؛ این تحول بزرگ با ورود ۱۰دستگاه تاکسی به مشهد رقم خورد.
بعد از دستگیری آیتالله هاشمینژاد در مسجد فیل، تلگرافات خیلیخیلی فوری از مشهد به تهران ارسال شد مبنی بر اینکه بهترین مجازات برای هاشمینژاد که از چند روز پیش از گرگان به اینجا آمده، آن است که بهسربازی اعزام گردد.
آیناز فرامرزی هفت سال از زندگی خود را با کبدی نفس کشیده و چهار سال است که به صورت حرفهای و با تمام وجود برای این رشته جنگیده و افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی را کسب کرده و در بین بهترینهای آسیا جای گرفته است.
ویدا اورلی، مدیری است که نخستین باشگاه کارآفرینان نوجوان را در سطح هنرستان در کشور ابداع کرده است. او بیشتر از اینکه به عنوان یک معلم شناخته شده باشد، در مقام یک مدیر کاربلد و کارآفرین میشناسند.
خدیجه عزیزی سالها با معلولیت جسمی زندگی کرده و اوقات فراغتش با ورزش پُر شده است آنهم نه آماتور بلکه حرفهای. او همیشه در سطوح بالای قهرمانی کشور حضور داشته است یا در رتبه نخست ایستاده یا دوم.
هانیه جهانی میگوید: همیشه عاشق نقاشی بودهام و از زمانی که میخواستم کنکورم را در رشته تجربی بدهم به دنبال رشته هنر هم رفتم و این علاقه را به صورت جدی دنبال کردم تا اینکه بحث آموزش نقاشی برایم پررنگ شد و اکنون مدرس نقاشیام.
عزت خداشناس با وجود علاقه شدید به معلمی در یک اتفاق ساده، به پزشکی علاقهمند شد: بهدلیل تب شدید نزد پزشک خانوادگی رفتیم. با اولین لمس گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک شکلاتی به من داد که هنوز طعمش زیر زبانم است.
شاید بتوان برای نقشهای دیگر و سایر بازیگران جایگزین پیدا کرد، اما معمولا نقشهایی که برای حسین مشمولمقدم ساخته و پرداخته میشد، نقشهایی بود که فقط خود او از پس آنها برمیآمد و تئاتر برایش خلاصه زندگی بود.
کفشچیانمقدم سالها میان تدریس و ساماندهی و داوری در رفتوآمد بود. از دبیری نمایشگاههای مهم نقاشی گرفته تا داوری جشنوارههای ملی، به تربیت نسلی پرداخت که امروز خودشان، مربی هنرجویان تازهاند.
کتاب راهنمای مشهد اثر غلامرضا ریاضی که مهرماه ۱۳۳۴ منتشر شد، با هدف کمک به زائران تهیه شده و بخشی از سند هویتی مشهد در میانه دهه۳۰ و درست قبل از راهافتادن راهآهن است. این کتاب، بعد از خرید از یک مجموعه شخصی، در کتابخانه شهرداری مشهد نگهداری میشود.
یکم مهرماه سال ۱۳۵۹، ساعاتی بعد از هجوم سراسری رژیم صدام به مرزهای ایران، خلبانان تیزپرواز ارتش جمهوری اسلامی، با اجرای عملیاتی گسترده موسوم به «کمان۹۹» ضربههای کاری و عمیقی به نیروهای دشمن وارد کردند.
«مرده باد سقراط» تازهترین رمان مهدی فروتن است که نشر «چشمه» به تازگی منتشر کرده است. این اثر، پس از «وقایع نگاری مرگ یک دیوانه» و «مصائب آقای ه.» سومین رمان این نویسنده خراسانی است.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
سهم حجت الاسلام والمسلمین علیاکبر الهی خراسانی فقط در کلاسهای درس و اتاقهای بنیاد خلاصه نمیشود. در روایتهای تاریخی شهر بهخصوص در شکلگیری نخستین صندوق قرضالحسنه ایران در سال۱۳۴۲ نیز از او نام برده میشود.
مشهور است که زیر این گنبد، سنگاب قدیمی و مشهور «خوارزمشاهی» قرار داشته است که امروزه بهعنوان قدیمیترین سنگاب حرمرضوی در موزه آستانقدس نگهداری میشود.
گورجای «میلی مشهدی» روزگاری در زمینهای امینآباد مشهد قرار داشت و حالا پس از گذشت سالها، در توافقی بین شهرداری و میراثفرهنگی، قرار است سنگ قبر میلی دوباره جایی در اطراف ساختمان راهآهن مشهد برپا شود.
در نزاعی که میان یهودیان و غیریهودیان در روز عید قربان اتفاق افتاد، تعدادی یهودی به قتل رسیدند. بعد از این حادثه که به واقعه «الله داد» شهرت دارد، شماری از یهودیان مشهدی بهصورت صوری مسلمان شدند.
روستای رباط خاکستری در حاشیه جاده آسفالت قدیم مشهد-نیشابور و تقریبا در هفدهکیلومتری مشهد قرار دارد. از سمت نیشابور و ملکآباد، رباط خاکستری اولین کاروانسرای این مسیر برای استراحت زائران بودهاند.