۸ سال از پیوستن روستای قرقی به شهر میگذرد اما متاسفانه بی عدالتی در توزیع امکانات، باعث شده است این روستا پیشرفت خوبی نداشته باشد طوری که مردم دوست دارند قرقی دوباره همان روستای سابق شود و شهرداری هیچ دخل و تصرفی در اداره این محله نداشته باشد. این محله بنا به گفته نائب رییس شورای اجتماعی محله بیش از سی هزار جمعیت دارد اما هنوز دبیرستان دخترانه ندارد، اتوبوس به اندازه کافی ندارد و نداردهای زیادی که در این گزارش شهروندان به آن اشاره میکنند.
محله
قرقی
وجه تسمیه قرقی به دیواری برمیگردد که در گذشته دور روستا کشیده شده بود و به همین واسطه کسی بهجز اهالی اجازه ورود به روستا را نداشت و در اصطلاح قرق شده بود. اهالی روستا به محافظت و مقاومت معروف بودند، از آن همه شکوه فقط یک برج مانده است که آن را «یکلنگه» مینامند.
«گروه تئاتر سلما» برآمده از مؤسسهای قرآنی است که سالهاست معارف دینی را برای مخاطبان نوجوان و جوانش آموزش داده است. الهام فکور سالهاست که در قالب همین گروه، تئاترهای مذهبی را سروسامان داده و همراه با 30بازیگر نمایشی برگرفته از رویدادهای عاشورای حسینی و مدافعان حرم را بهصورت ترکیبی نگاشته و اجرای صحنهای داشته است. او نویسنده آثار مذهبی و همچنین مربی تئاتر برای فراگیران مؤسسه قرآنی است. بازیگران این تئاتر از میان خانمهای دانشجو و طلبه انتخاب شدهاند و بدون دریافت دستمزد تئاتر را روی صحنه بردهاند. آنها معتقدند میتوان معارف دینی را در قالبهای نوین هنری متناسب با ذوقیات مخاطبان امروزی ارائه داد.
نوشتن از کارگاه شیشه گری که زیبایی و سختی را با هم دارد، دشواراست. از همان سوژه هاست که دل دل می کنی از کجایش شروع کنی و چطور بنویسی که حق مطلب ادا شده باشد. آن هم از جماعتی که نانشان را از دل آتش بیرون می کشند و حرف هایشان حرف حسابی است. شیشه گری جزو مشاغل سخت است. آنها انواع و اقسام شیشه ها را تولید میکنند. تنوع کارشان زیاد است؛ از شیشه عطر گرفته تا انواع و اقسام ظروف میوه و پذیرایی.
خبر درگذشت محمدرضا اکبریان، نماینده ایثارگران شورای اجتماعی محله قرقی، هنگام اذان ظهر روز تاسوعا آنقدر تلخ و تکاندهنده بود که کسی نمیتوانست باور کند او با انرژی و اشتیاق فراوانی که برای کارکردن در محله داشت، ناگهانی و یکدفعه خاموش شده است. 42ساله بود و اصالتش نیشابوری، اما از کودکی در همین محله بزرگ شده بود و نمیتوانست از خدمت به مردم محلهاش چشمپوشی کند.
شهید حاج رضا محمدی قرقی، فرمانده نامدار جنگ، از روستای قرقی بوده است. به گفته دوستان همرزمش حضور پرشور او باعث جلبتوجه عموم مردم به جبههها شد بهنحویکه تنها از روستای قرقی ۳۶ شهید تقدیم اسلام و انقلاب شد. در بین این شهدای گرانقدر قرقی میتوان از دوست صمیمی و همرزم شهید، سردار شهید اسدا... کشمیری قرقی، معاونت طرح و عملیات لشکر ویژه شهدا و معاون شهید محمود کاوه نام برد.
کوچه شهیدکشمیری17 در محله قرقی مثل کوچههای دیگر آن میماند؛ نه مرکز فرهنگی دارد، نه خانه بهداشت نه پارک و فضای سبز. بهجای آن، زمینهای رهاشده و پردردسری دارد که ساکنان کمادعا آن را با گلایهای کوچک مطرح میکنند: «اگر کاری از دستتان ساخته است، کوتاهی نکنید.» پایینتر از این کوچه محدودهای با نام قلعه قصر است و از قدیم به سهراه قصر معروف بوده، برخلاف ساختوسازهای جدید امروزی، تقریبا خانههای این کوچه یک طبقه است.
این سرنوشت مرد 42سالهای از شهرک مهرگان است که با ابتلا به کرونا دچار عارضه خونریزی داخلی شد و سوم خرداد امسال روی تخت بیمارستان امامحسین(ع) با 80درصد درگیری ریه جان باخت. این گزارش حکایت حرفهای علیرضا، پسر بزرگ مرحوم علی بصیری، است که در هجدهسالگی باید حامی برادر سیزدهسالهاش باشد، درحالیکه خودش هنوز به حمایت پدر نیاز دارد.
12سال بیشتر نداشت که تصمیم گرفت گاوداری بدون گاو پدرش را احیا کند. به اعتبار پدر مرحومش، با دست خالی از 5رأس دام شروع کرد. به سال نکشیده، 20رأس گاو داشت. زمینهای آبا و اجدادی، فرصت مغتنمی بود برای نشاندادن خودش. این شد که 20هکتار از زمینهای اطراف گاوداری را به زیر کشت گندم و جو برد. کنارش هم کاشت هندوانه و خربزه را امتحان کرد. علاقهاش به گل و گیاه سبب شد 100متر از آن همه زمین را برای دل خودش گل بکارد. 100متری که خیلی زود به 5هزار متر رسید.
در درس و علم اعجوبهای بود و زبانزد خاص و عام. تسلط مثالزدنیاش به چند زبان خارجی و توان فوقالعادهاش در سخنوری، دلیل رضایت استادان برای دعوت از او بهمنظور تدریس در دانشگاه شده بود. خیلی زود بورسیه روسیه برایش فراهم شد اما ناگهان از تمام موقعیتها روگردان شد؛ سرنوشت جدیدی در راه بود.
تابهحال اگر گذرتان به جاده سیمان یا ابتدای جاده کلات افتاده باشد از دور حتماً میل کورههای آجرپزی به چشمتان خورده و بارها و بارها از عظمت و بلندیاش شگفتزده شدهاید. خوب است بدانید این هنر معماری ایرانی است که توانسته حدود یک قرن سرپا باشد.
براتعلی ارشی مردی است که سعی میکند زمختی سالهای سختش را با شوخی بپوشاند. هرچند جدی و تلاشگر بودن او در رفتار و کردارش پیداست. به بهانهای از سربازی معاف شده اما وقتی جنگ شروه میشود به جبهه میرود و سالها در رزم و اسارت تاب میآورد. امروزه به کار آبا و اجدادیاش که باغداری بوده مشغول است. میگوید نگذاشتهام کرونا به باغچهام بیاید.او مجروح جنگی و آزاده دوران دفاع مقدس است.
«علی حسنی قرقی» یکی از دلاور مردان محله قرقی است. او سال 1366 عازم جبهه میشود و در برابر کوملهها سینه سپر میکند تا امنیت به شهر و روستاهای کردستان بازگردد. در عملیاتی کوملهها به سمتش شلیک میکنند و تیر درست از دهانش وارد و از گردنش خارج میشود و به طرز معجزه آسایی زنده میماند.
در مدتی که ویروس کرونا خودش را به زندگیهایمان قالب کرده و سختیهای زیادی را به بار آورده است، علاوه بر کادر پزشکی افراد زیادی هستند که پای کار آمدهاند. افرادی که نه پزشکاند و نه پرستار، اما برای مقابله اقتصادی با این ویروس درحال تلاش و مبارزهاند. خیراندیشانی که در این روزها جمعکردن کمک برای خانوادههای بیبضاعت و بیکارشده به دست کرونا را اولویت قرار داده و یار مردم شدهاند. نمونه آن هم قدمهای خیرخواهانه حسین جهانی، از ساکنان شهرک گلدیس (سیاسک)، است که برای خانوادههای نیازمند برداشته میشود.