روزی که سلطان علی مرادی میخواست راهی سوریه شود؛ گفت: «میروم سرباز بیبیزینب (س) و بیبیرقیه (س) باشم.» اهل خانه، علی را با پیشوند «سلطان» ادا میکردند. او سلطان مدافعی بود که در این راه شهید شد.
قرار بوده گروه غلامرضا خاوریفر پشتیبان باشند و گروه دیگری پیشرو. اما گروه غلامرضا به نقطه حمله که میرسند، متوجه میشوند گروه پیشرو نیامده. بیسیم میزند که: «ما جلوداریم، شما بیایید پشتیبانی.»، اما خبری نمیشود.
سیدمهدی شهرستانی، میگوید: در یکی از عملیاتها در تیررس دشمن بودم و برایشان یک نشانه متحرک شده بودم از هر طرف مرا میزدند. اما با نگاه ویژه حضرت زینب (س) از محل خارج شدم.
ذوالفقارِ ویرانههای شام و حلب که هیچگاه خودش را فرمانده تیپ فاطمیون مدافع حرم معرفی نکرد، در دفاع از حرم زینب کبری (س) فدایی شد؛ آن هم در روزهایی که همه خانواده چشمانتظار دیدارش بودند.
سیدداوود بیطرف حدود دو دهه در سوریه زندگی میکرد. وطنش شده بود حرم حضرترقیه (س) و او هم امامجماعت حرم شده بود. او نتوانست در سوریه و سقوط حکومت بشار اسد بیطرف بماند تا سرانجام به شهادت رسید.
مادر شهید مدافع حرم حسن حیدری میگوید: چند وقت قبل متوجه شدم پسرم کنار کولر آبی خانهمان نوشته: «مادر تا آخرین لحظه دوستت دارم.» هر روز که کولر را آب میکنم، کلمههای آن نوشته را میبوسم.
اسماعیلیان در سفرهایی که به سوریه و شهرهای مرزی لبنان و سرزمینهای اشغالی داشت، سیدحسن نصرالله را که در آن روزها یکی از فعالان جنبش تازهپاگرفته حزبالله لبنان بود، همراهی میکرد.
علی بختی پدر شهیدان مدافع حرم، مصطفی و مجتبی بختی است. او از همان چهلم شهادت فرزندانش مصطفی و مجتبی بیمار شد و سه سکته مغزی را همان زمانی زد که داغدار شهادت دو فرزندش شد.
حامد شجاعی معروف به «ابوکوثر» ۲۸ سال دارد و در افغانستان به دنیا آمده است. پایش براثر ترکش خمپاره مجروح شده است و پدرش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) شهید شده است.
فرصت شهادت در نوجوانی از سید محمد حسینی دریغ میشود؛ جاییکه او را در اتوبوس اعزام رزمندهها پیدا میکنند و مانع پیوستن به برادر شهیدش میشوند، اما درِ شهادت سالها بعد به رویش گشوده میشود.
حسن قاسمیدانا، ۲۶فروردین سال ۹۳ به کشور سوریه رفت و ۱۹ اردیبهشت در شهر حلب به دست نیروهای تروریستی به شهادت رسید.
فرزند شهید مدافع حرم، مهدی محمدیمفرد دوروزه بود که او رفت و روز ۱۵ بهمن درجریان آزادسازی دو شهرک شیعهنشین مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسید.
رضا ریوندی، معلم نمونه مشهدی خوب میداند برای اینکه روی دانشآموزان تاثیر داشته باشد باید در درجه نخست آنها را بشناسد و ویژگیهای روحیشان را بداند. باید بداند علی امروز چه غصهای دارد، محمود چرا درس را فرانمیگیرد؟
شهید محمدعلی اکبری یکی از پنج شهید مدافع حرم است که ماه گذشته در حمله هوایی دشمنان مقاومت سوریه به شهادت رسید.
مصطفی و مجتبی بختی، همان دوبرادر مشهدی هستند که اردیبهشت سال ۹۴، برای دفاع از زینبیه در برابر عناصر تکفیری، راهی سوریه شدند و بعد از ۷۵ روز مبارزه، به آسمان پرکشیدند.
فرزندان حاجحسین غنچه از ۴ دهه مجاهدت پدرشان در راه حفظ انقلاب و نظام میگویند. او دوست و همراه همیشگی حاجقاسم بود که حتی بعداز بازنشستگی همپای رفیق قدیمیاش ماند و با اولین تماس او خودش را به دمشق رساند
همزمان با حضور مدافعان حرم در شهر حلب و کمک به سربازان ارتش سوریه، کودکان ایرانی نیز به همدردی با کودکان سوری پرداختند.
مصطفی عارفی در سوریه و در دفاع از حریم عمه سادات به شهادت رسید. او پساز حمله گروه تکفیری داعش به عراق، بهبهانه زیارت کربلای معلا به عراق رفت و به صف مجاهدان و مدافعان حرم پیوست.
قربانزاده با اسم ادبی «غریب»، چندان هم میان مخاطبان شعرهای آیینی، غریب نیست. کتابهای متعددی چاپ کرده و شعرهایش را مداحان بنام هم خواندهاند.
شهید تقیپور در اربعین سال ۹۵ در سامرا در حال مأموریت بود که در آن روز خود را به کربلا میرساند و در حرم امام حسین (ع) دعا میکند تا در یک روز خاص و به زودی شهید شود.