کد خبر: ۱۰۲۰۱
۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
تبریزی‌نیا مدیر قدیمی‌ترین مدرسه‌های مشهد بود

تبریزی‌نیا مدیر قدیمی‌ترین مدرسه‌های مشهد بود

مهندس تبریزی‌نیا در کارنامه‌اش افتخارات متعددی دارد که از ایجاد انستیتو تکنولوژی در هنرستان شهید بهشتی تا راه‌اندازی مرکز تربیت معلم فنی‌وحرفه‌ای مشهد را شامل می‌شود.

طاهره دررودی| خوراک اغلب ما بازی با نوستالژی روز‌های درس و مدرسه است. آن روز‌هایی که سه و گاهی چهارنفره روی یک نیمکت چوبی ام‌پی‌تری می‌نشستیم و روی دفتر‌های کاهی سرمشق می‌گرفتیم.

همه غصه‌های دنیا هم روزی روی سرمان خراب می‌شد که مداد گُلی‌مان دیگر لای انگشت‌هایمان جا نمی‌شد از بس تراشیده بودیم و نوکش شکسته بود و دوباره تراشیده بودیمش.

ترکه معلم برای بعضی از ما مثل شوخی بود، چون کف دستمان «چَغَر» شده بود زیر ضربه‌هایش؛ اما هنوز از فریاد ناظم که تهدید می‌کرد پرونده‌مان را می‌زند زیر بغلمان و می‌فرستد کنج خانه کنار ننه و بابا، حساب می‌بردیم. خلاصه خیلی از ما، حتی حالا که آقای دکتری اتو کشیده یا خانم مهندسی سرشناس شده‌ایم، هم گاهی زانوهایمان را بغل می‌کنیم و به آن روز‌های خوش مدرسه فکر می‌کنیم.  

این وسط خیلی از مدرسه‌های امروز شهرمان، کلاس‌های درس دیروز ما بوده‌اند که هربار از جلویشان می‌گذریم، یاد دیروز را برایمان زنده می‌کنند. گاهی هم هنگام عبور از یک پیاده‌رو چشم در چشم فلان معلم قدیمی یا فلان مدیر و ناظم دوران کودکی و نوجوانی‌مان می‌شویم.

اینجاست که ناگهان حجم سنگینی از خاطرات شُره می‌کند روی شانه‌هایمان و فرقی نمی‌کند آن چهره‌ها چقدر چروک خورده باشند؛ دل ما که همان دل است، می‌لرزد با دیدن یک نگاه قدیمی. این لرزش را عصر داغ یکی از همین روز‌ها دوباره تجربه کردم.

آن هم در پیاده‌رویی که مرا از خیابان عاکف به خانه‌ای قدیمی و باغی با درختان سرسبز می‌رساند که وسطشان مردی به عصایش تکیه کرده بود. او فاعل مشترک ذهن خیلی از دانش‌آموزان قدیمی این شهر است: «آقای مدیر».
آقای مدیر کسی نیست جز مهندس تبریزی‌نیا قدیمی‌ترین مدیر زنده اولین هنرستان مشهد یعنی هنرستان «شهید بهشتی» در محله احمدآباد.

شناسنامه او سال ۱۲۹۹ در شهر تبریز مُهر شده است تا امروز به گواه سجل قدیمی‌اش ۹۱‌ساله باشد، اما هنوز ذهنش آن‌قدر جوان است که برایمان غبار بگیرد از خاطراتش و از دیروز بگوید.

 

از دبستان حامدی تا جامه معلمی

«پدرم جعفر تبریزی نیا معماری خوش‌قریحه و تاجر بزرگی بود که سال‌ها پیش، از تجن روسیه به مشهد نقل‌مکان کرد. خانه‌مان در کوچه پاچنار بود، سمت حرم و در محدوده کوچه ملاهاشم. دبستان را به مدرسه حامدی در کوچه نصیربگوف می‌رفتم.»

 

مديريت مي‌كردم اما عشقم معلمي بود

 

دبستانی که مخصوص مهاجران روس بود

تبریزی پشت میز دبیرستان‌های تاریخی مانند «شاه‌رضا» و «فردوسی» فارغ‌التحصیل می‌شود، اما بعد از آن همچنان پیگیر درس و کتاب است تا بتواند لیسانسش را در رشته برق و ماشین از دانشسرای ایران و آلمان بگیرد.

او بعد از فارغ‌التحصیلی چند‌سالی را کنار دست پدرش به تجارت می‌گذراند و، چون این کار با مذاقش سازگار نبود، جامه معلمی به تن می‌کند تا در دبیرستان‌های بزرگ آن دوران  مشهد به دانش‌آموزان، مشق فیزیک بدهد. این خلاصه‌ای از اتفاقاتی است که تا دوران جوانی بر تبریزی‌نیا گذشته است.  

 

مديريت مي‌كردم اما عشقم معلمي بود

 

میراث آلمانی‌ها و مهندسان ایرانی

حرف که به اینجا می‌رسد، می‌رود سراغ ماجرای تاسیس هنرستان «شهید بهشتی».  وی درباره چگونگی تاسیس این هنرستان می‌گوید: به هنگام تاسیس و گسترش هنرستان‌های صنعتی، دولت اداره امور این موسسات جدید را در اختیار اداره صناعت و معادن قرارداد و این سازمان موظف بود که به توسعه و تاسیس مدارس فنی بپردازد.

اواخر نیمه اول سال ۱۳۱۵ بود که تئودورهنل آلمانی با همراهی آقایان ناصحی و نصیری از طرف اداره صناعت و معادن مامور شدند که به مشهد بیایند و هنرستان صنعتی را درمشهد تاسیس کنند. خود این افراد که صاحب فن و متخصص در بعضی از رشته‌های فنی بودند، با تلاش فراوان توانستند دراواخر مهر سال‌۱۳۱۵ کلاس اول هنرستان را در دو بخش درودگری و فلزکاری در انتهای خیابان راه بیاندازند.»

وی در ادامه می‌افزاید: تاسیس این هنرستان در مشهد با استقبال مردم روبه‌رو شده بود؛ اما مشکلات فراوانی در همان گام‌های اول وجود داشت. با طراحی و هدایت آلمانی‌ها، زمینی از اداره دارایی وقت خریداری و از مهر‌۱۳۱۸ احداث ساختمان جدید هنرستان در محل فعلی آن در میدان تقی‌آباد و با همین ترکیب موجود شروع شد.

 

با طراحی  آلمانی‌ها، زمینی از اداره دارایی وقت خریداری و از مهر‌۱۳۱۸ احداث ساختمان جدید هنرستان شروع شد

جنگ جهانی کار و بار ما را تعطیل کرد

حرف‌های آقای مهندس که به جنگ جهانی دوم می‌رسد، تلخ می‌شود. این تلخکامی هم از تاثیر ناگزیر جنگ بر اوضاع و احوال ایرانی‌هاست. این جنگ بر کیفیت فعالیت هنرستان هم تاثیرش را می‌گذارد و کرکره‌های آن را پایین می‌کشد. «تعطیلی هنرستان بهانه آن شد تا مهندس هنل آلمانی، مشهد و ایران را ترک کرد و ادامه ساخت‌وساز هنرستان هم متوقف شود.»

وی برگ‌های تاریخ را کمی‌تندتر ورق می‌زند و ادامه می‌دهد: دی ماه‌۱۳۲۰ علی محمودی که از شاگردان کمال‌الملک بود، از طرف اداره صناعت و معادن به ریاست هنرستان منصوب و هنرستان درمهر ۱۳۲۱ به محل جدید در خیابان فردوسی (دانش غربی فعلی) منتقل شد.

با انتقال هنرستان به این ساختمان مکاتباتی برای تکمیل ساختمان جدید که بعد از شهریور ۱۳۲۰ متوقف شده بود، شروع و در ۲۰ خرداد ۱۳۲۳ هنرستان از محل باغ ناظر به محل جدید در حاشیه میدان تقی‌آباد جابه‌جا شد.

 

عاشق معلمی کردن هستم

تبریزی از روزگار رونق گرفتن این هنرستان هم حرف‌های زیادی دارد؛ «با انتقال هنرستان به محل جدید و تلاش‌های مسئولان وقت، طبقه  دوم ساختمان نیز ساخته و درسال‌۱۳۲۶ افتتاح شد. اواخر سال تحصیلی ۱۳۲۶ بود که به جای آقای محمودی، مهندس تیموری که از فارغ‌التحصیلان هنرستان و هنرسرای عالی بود، مسئولیت امور را به‌دست گرفت.   در سال‌۱۳۲۸ با واگذاری هنرستان‌ها به وزارت فرهنگ، وی به تهران منتقل شد و از طرف اداره فرهنگ خراسان بنده به ریاست هنرستان انتخاب شدم.»

اما تبریزی در کارنامه‌اش افتخارات متعددی دارد که از ایجاد انستیتو تکنولوژی در هنرستان شهید بهشتی تا راه‌اندازی مرکز تربیت معلم فنی‌وحرفه‌ای مشهد را شامل می‌شود. به اینها، پیگیری ایجاد چند مدرسه مانند هنرستان دخترانه جمیله متقیان (به یاد خواهرش) را هم اضافه کنید. البته تبریزی تاکید دارد که وسط همه این کارهایش، عاشق معلمی کردن بوده است. او می‌گوید: اگرچه ۱۸ سال مدیریت کردم، اما عشق اصلی‌ام معلمی بوده و هست.


* این گزارش شنبه ۱۷ تیر ۹۱ در شماره ۱۲ شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام