مشهد قدیم

سال ۱۳۳۰، خیابان شیخ صدوق بیابانی بود با باغ‌های تو در تو و چند گاوداری و کارخانه که بیشتر این محدوده را به جایی برای تفریح در خارج از شهر شبیه کرده بودند. همان روزها عموصفر یک گرمابه ساخت تا نیاز اهالی مرتفع شود.
محمد مهدی شخصی می‌گوید: در داخل کوچه حسین‌باشی کوچه‌ای بود به نام کوچه حاجی‌سیگاری یا کوچه درشکه‌دار‌ها به دلیل آنکه درشکه‌چی‌ها که در آن زمان حکم همین تاکسی‌های امروزی را داشتند در آن کوچه بودند.
سجلی حاج آقا قمی آن طور که خودش می‌گوید، در سال ۱۳۱۴ مُهر خورده پس خوب روز‌هایی که روس‌های متفق در خیابان‌های شهر جولان می‌داده‌اند را به خاطر دارد.
سال ۶۱ بود و از بانیان ساخت آب انبار دیگر هیچ کسی نمانده بود. علی‌اصغر ملکی‌نژاد معروف به حاجی بندار از پدرش که سرپرست آب انبار حسین آقای ملک بود، آن‌جا را به ارث برد و تبدیل به زورخانه کرد.
زمانی که همسر مرحوم فاطمه خانم، به خواستگاری‌اش آمد، شانزده‌سال داشت. او در یک آرایشگاه زنانه در چهارطبقه، مشغول یادگیری آرایشگری بود و آقا رضا هم شاگرد یک زرگری بود.
در غیاب عدلیه و نظمیه نوین در دوره قاجار، تعداد محبس‌های مشهد را کسی نمی‌دانست. هر صاحب‌منصبی می‌توانست گوشه‌ای از خانه یا محل کارش را به زندان تبدیل کند و کمتر کسی از فرد زندانی‌شده حمایت می‌کرد.
همه در حال ترک مشهد هستند، اما خلبانان هنگ هوایی همچنان باقی می‌مانند تا به هر شکلی شده از هواپیماهایشان مراقبت کنند و نگذارند به دست ارتش سرخ بیفتد. آنچه می‌خوانید داستان هنگ هوایی ۴ مشهد در شهریور ۱۳۲۰ است.
سال‌های ۴۷ و ۴۸ در مکانی که مسجدالرضا(ع) بناشده مردی به نام «هوشنگ» مغازه‌ی تابلو‌فروشی داشت که سر در مغازه‌اش عکس شاه را نصب کرده و پشتش هم مشروب فروشی داشت، مردم اینجا را خریدند و به جای آن مسجد بنا کردند.
وقتی پای گفت‌وگوی اهالی مسن‌تر و قدیمی‌تر مشهد می‌نشینیم، بعد از گذشت صدسال هریک به‌نوعی در خاطراتشان از فردی به نام «سیداسماعیل شاه‌حیدری» یاد می‌کردند که صاحب کمالات و کرامات زیادی بوده است.
بیماری جلدی که امروزه با نام علمی «درماتوفیتوز» یا «تینیا» شناخته می‌شود؛ عاملی که به عمق فولیکول و ساقه مو نفوذ می‌کند و ریزش موی منطقه‌ای، پوسته‌ریزی و زخم‌های چرکیِ عمیق (کرین) را به همراه می‌آورد. مشهد روزگاری میدان مبارزه با این بیماری بوده است!
محمد بیابانی می‌گوید: در کارخانه نخریسی کار می‌کردم و به عنوان نماینده در مسابقات ورزشی‌ شرکت می‌کردم. او که در دوران ورزشی‌اش، دو مقام اول استانی کسب کرده، مدال‌هایش را به موزه آستان مقدس امام رضا(ع) تقدیم کرده است.
فاطمه کاردان ۸۸ ساله است. دختر علی جان کاردان یکی از اولین باغبان‌های حاج حسین ملک. او همبازی یکی از دختران حاج حسین آقای ملک بود و داستان‌های زیادی از ایامی بسیار دور قلعه وکیل‌آباد یعنی ۹ دهه پیش در خاطر دارد.
اوایل دهه ۵۰ در روستای امامیه تا چشم کار می‌کرد باغ میوه بود و محصولات کشاورزی. آن موقع روستای امامیه حدود ۷ یا ۸ مالک و ارباب داشت به نام‌های جواهری، میرزا‌علی و ... و قلعه قاسم‌آباد سه ارباب داشت به نام توتونچی‌ها.
قدیمی‌‏تر‌های شهرک صابر هنوز نام «نه‌‏دره» را بر زبان دارند. برخی از آن‏ها از سال ۴۰ به بعد را به‌خوبی به یاد می‌آورند و برخی از قبل‌تر‌ها هم سخن می‌گویند؛ «نه‌‏دره روستایی بود که به خاطر وجود کوهستان و نه‌دره‌‏ای که پشت‌سر هم قرار داشتند، به این نام معروف شده بود.»
آنچه که مسجد مالک‌اشتر را در تاریخ شفاهی این شهر ماندگار کرده سهم این مسجد در مبارزات دوران انقلاب است. برای خیلی از آن انقلابی‌های استخوان‌دار حتی در شهر‌های دیگر هم اسم و رسم این مسجد آشناست.
عباس هوشمند متولد از قدیمی‌های محله سیدی است. گر چه تنها ۶ سال سواد مکتبی دارد، ولی نیکویی رفتار او در بنای درمانگاه خیریه‌ای در محله‌اش باعث شده تا مدیریت درمانگاه را به او بسپارند.
سال‌ها پیش پشت آرامگاه نادرشاه خانه‌‏ای بود که پیرزنی درآن زندگی می‌کرد. او آن زمان تکه‌ای از خانه‌اش را مسجد کوچکی ساخت تا هر کس از آنجا عبور می‌کند، موقع اذان، نماز اول وقتش را در آنجا بخواند.
روزگاری که هنوز دندان‌پزشک‌ها فعالیت خود را به گستردگی کنونی آغاز نکرده بودند، مردم برای رفع مشکل دندان‌هایشان به سراغ «دندانسازها» می‌رفتند. یکی از این دندانسازها محمد کوچک‌زاده نام داشت که ۶۴ سال پیش کار خود را در این حرفه شروع کرد.
در خراسان اولین سند شناسنامه در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۰۵ به نام «سلطان مسعود میرزا لطیفی» ثبت شد که در آن محل تولد: قم و محل سکونت نیز سبزوار تنظیم شده است.
ابومنصور عبدالرزاق توسی پس از آن حاکم توس شد، در رونق و توسعه این خطه بسیار کوشید و در احیای فرهنگ ایرانی تلاش مستمر کرد. او از امرای نام‌آور سامانیان بود که توجه‌اش به مشهد و توسعه عمرانی آن در عهد سامانی، راه را برای فعالیت‌های بعدی باز کرد.