اگر پسرم در سن کودکی فوت نمیکرد و از غم هجران فرزندم به سرطان مبتلا نمیشدم، هیچوقت یاد حسین(ع)، جانم را آرام نمیکرد و هیچگاه عزم خود را جزم نمیکردم که برای عرض ارادتم به ابا عبدالله (ع) دیگ دیگچه بار بگذارم.
حاج محمد حسینقنبری از همان ۴۰ سال پیش که نخستین نانوایی تنوریاش را در محله طلاب مشهد راه انداخت هنوز محکم، قوی و با اراده است.
محمدباقر شریفزاده، میگوید: طبق دستور پدرم رنگرز شدم، به مشهد هم که آمدم همین شغل را انتخاب کردم، با اینکه دیگر اهالی محل تولدم در اینجا همه نانوا شده بودند.
پس از انقلاب، روستای روستای بحرآباد با بخشی از امام هادی (ع) و زمینهای ابراهیم آباد به شهرکی تبدیل شد به نام شهرک شهیدگذری. شهیدگذری نخستین شهید روحانی منطقه بود که با آغاز جنگ به خط مقدم رفت و شهید شد.
اهالی چهارچشمه با پرورش انواع سبزی و چرای گوسفندانشان در دامنه کوه برای خود بروبیایی داشتند و از صبح تا شب مشغول این بودند که یک لقمه نان حلال به خانه ببرند.
حاجآقا کوثری از قدیمیهای محله شیرودی است که از حدود ۵۰ سال پیش به این محل آمده است. میگوید وقتی به این محل آمده محوطه اطراف خانهاش، سراسر باغهایی بود با دیوارهای ممتد کاهگلی.
کشتارگاه قدیم مشهد تا سال۱۳۷۲ در تقاطع شهیدشیرودی و شهیدرستمی فعلی برپا بود. عباس کارگرنژاد آن زمان کافه کنار کشتارگاه را میگرداند. او میگوید: سلاخها مشتریان همیشگی کافه چسبیده به کشتارگاه بودند.
غلامرضا رحیمی بعد از ۱۵سال شاگردی در خیاطی عرفانی به همراه پسرعمه خود علیاصغر عرفانی بهطور مشارکتی مشغول به کار خیاطی در محله ایثار شدهاند و بیش از ۴۰سال است که باهم کار میکنند.
خانم و آقای دیانت ۵۳ سال است با هم زیر یک سقف زندگی میکنند. چهار فرزند دختر دارند و چهار فرزند پسر. ۱۸ تا هم نوه.شاید باورش برای خیلیها سخت باشد، اما او میگوید: بهجز چند سال اول زندگی مشترکمان، هیچوقت با هم بحث و دعوایمان نشده است.
خانه حاجآقا غلامعلی عابدیِ و همسرش حاجخانم سکینه مرزوقی خانه آشتیکنان است. اگر زن و شوهری از اقوام یا در و همسایه با هم قهر کنند، شامی در این خانه پخته میشود و زن و شوهر قهرکرده جداجدا دعوت میشوند.
خیابان چهار طبقه به سمت بازار جنت، سمت راست خیابان محل اصلی ساعتفروشان قدیمی و نیمهقدیمی مشهد است. همان راستهای که بیشتر عروس و دامادها به آنجا میروند و ساعتهای خود را از همان جا تهیه میکنند.
عتیقهفروشی منصور شاهی در بازار زیست خاور حسابی دیدن دارد. اینجا از سکههای قاجار و آلبوم اسکناس بگیر تا اتو زغالی و رادیو نفتی و سماور مسی و موجود است.
محمد ظریفرفائیزارع میگوید: یک روز سرهنگی که سید بود از جلوی مغازهام رد شد، دید قهوهخانه را جمع کردم و نوشابه آوردم. آن زمان میگفتند «آببندی»، دوغ و لیمونات و... بود.
سیدجواد ظهیرالاسلام در اوج دوران قحطی بزرگ متولیباشی آستانقدسرضوی شد و یکی از تاریکترین ادوار مدیریتی در اماکن متبرکه است. در این دوره بدهیهای آستانقدس بهصورت تصاعدی افزایش یافت.
جغرافیای مشهد طی تاریخ هزارودویستساله خود تغییرات مکرری را تجربه کرده؛ آغاز این تغییرات با آغاز تاریخ مشهد یکی است و حتی ایجاد باروی شهر هم مانع از تغییر و تحول در ساختار محلات نشد.
آرتور کانولی مدتی را در مشهد گذراند. همزمانی این حضور با سکونت عباسمیرزا نایبالسلطنه در مشهد از یکسو و آغاز ماه محرم از دیگرسو عاملی شد تا او بتواند گزارش کاملی از آیینهای مردم مشهد در ماه محرم تهیه کند.
میدان جهاد، نماد سفیدرنگی بود که با چهار نماد نیم دایرهای بزرگ درست در وسط میدان قرار گرفته بود، میدان ۱۵ خرداد و میدان تقیآباد (دکتر علی شریعتی) از دیگر میادین منطقه 8 مشهد است که بارها تغییر شکل دادند.
سیفالله عسگری بعد از حدود ۲۵ سال خبرنگاری را کنار میگذارد. تعریف میکند: حدود سال ۶۰ بود و درگیریهای منافقان با نظام و دیدن خون و تیراندازی در خیابانها حالم را بد میکرد و تصمیم گرفتم انصراف دهم.
گل فروشی بهترین شغل دنیاست، یک شغل شاد که هیچوقت برایت خستهکننده نیست. افرادی که به گلفروشی میآیند حداقل برای چند لحظه غصههایشان را فراموش میکنند و شادی در چهرهشان دیده میشود.
حمام ولی عصر (عج) در محله لشکر مشهد جزو اندک حمامهای شهر است که تا به حال خراب یا بدون استفاده نبوده و هنوز هم مشتریهای خاص خود را دارد.