مشهد قدیم - صفحه 10

وارثان «چاپ سیادت» یادگاری پدرشان را زنده نگه داشته‌اند. مغازه‌ای که سال ۴۱ مرحوم سیدمحمود رعنایی سیادت در اطراف حرم بنا کرد و هنوز هم در خیابان آیت‌الله بهجت فعالیت دارد.
این کوره آجر خشتی، مال شخصی بود که هفت یا هشت کارگر داشت. اطرافش باغ بود و در آن سبزی‌کاری می‌شد. قبل از سال‌۵۰، کار کوره تعطیل شد و بعد از انقلاب هم اینجا به قبرستان تبدیل شد.
حاج ذبیح اولین کسی بود که در محدوده روستاهای اطراف التیمور مجوز تاسیس شعبه نفت را گرفت. او بعد از تاسیس آن التیمور، امرغان، زین‌‏الدین، هلالی، برج‏‌آباد و شیرحصار را در حوزه کاری خود قرار داد.
علی‌آقا مهربان معینی ۷۵ سال از خدا عمر گرفته است. زندگی‌اش همیشه با کارکردن گره خورده است. از کار‌های سنگین روستا تا کارگری و بنّایی در شهر. خودش می‌گوید: «مرا از مدرسه گرفتند و به کشاورزی و دامپروری مشغول شدم.»
علی‌اکبر جغتایی معروف به عمو ژیانی مدتی است که دیگر درمیان اهالی محله بلال نیست. او در جواب کسانی که می‌گفتند چرا با ژیان کار می‌کنی، می‌گفت که «ژیان مرد است و سبک‌رو، هیچ‌جا آدم را جا نمی‌گذارد.»
مرادعلی قازانی بایگی معروف به مراد‌نمکی ساکن محله بلال است. از اول نمکی نبوده، بلکه در پایین‌خیابان شاگرد کبابی بوده اما وقتی بیمه‌اش نمی‌کنند، از آنجا بیرون می‌آید و سه‌چهار شغل عوض می‌کند تا می‌شود نمکی.
اسم حاج‌اصغر رفاهی‌خراسانی برای اهالی کوچه‌پس‌کوچه‌های مهدی‌آباد آشناست. ۵۰ سالی است که سلمانی دارد و کوچک و بزرگ، او را با پسوند شغلش صدا می‌زنند؛ «اصغر سلمانی».
ابراهیم کفشدار طوسی ۱۶‌مجموعه دارد که در کنار هم، یک‌پا موزه‌اند؛ به شرط آنکه روزی به معرض نمایش دربیایند؛ آرزویی که صاحبشان نیز در سر می‌پرورد.
محمدتقی خاکی، معروف به حاج‌محمد کله‌پز می‌گوید: «کله‌پاچه خور، پیتزاخور نمی‌شود.» او مشتری خارجی زیاد دارد که بیشتر آن‌ها از کشور‌های عربی هستند، گاهی می‌آیند و در طباخی او کله‌پاچه می‌خورند.
اگر حوالی ظهر در مسیر حرم‌مطهر عطر چای را احساس کنید، کمی آن‌طرف‌تر از نرده‌های باغ و ابتدای شیرازی ۱۷، کافه‌ای ساده با آدم‌هایی بی‌آلایش را خواهید یافت که پاتوق انگشترفروش‌های اطراف باغ نادری است.
تاریخ گورستان قدیمی گلشور به حدود سال‌۱۳۰۰خورشیدی برمی‏‌گردد که اصلی‌ترین گورستان مشهد بوده و تا پیش از دایر شدن گورستان بهشت‌رضا (ع) پذیرای اجساد از سرتاسر مشهد بوده است.
امیر ایزدجو صاحب سوپرمارکتی در نبش خیابان آیت‌الله بهجت ۱۶ است، او سماوری ۲۰ لیتری را برای رفتگر‌های شهرداری خریده‌ است و آن‌ها هر روز صبح اینجا می‌آیند و چای می‌خورند.
مرحوم فقیه سبزواری انجمنی از بزرگان طلاب تشکیل داد و با مشورت سایر علما زمین‌های آستان قدس رضوی را در اختیار طلاب قرار داد و این نقطه آغاز شکل‏ گیری و ایجاد هویت در محله طلاب بود.
مدرسه علمیه «ولیعصر کرمانی‌ها» با همت چند طلبه کرمانی از جمله حجت الاسلام اکبر ایزدی در سال ۶۵ ساخته شد و از همان سال تاکنون حجت الاسلام ایزدی مدیریت این مدرسه را بر عهده گرفته‌است.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده‌ می‌گوید: گاهی اوقات عده‏‌ای می‏‌گویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبه‌راه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با این‌که آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم می‌گفت کار زشتی است. 
حاج احمد برپا، از آخرین کسبه‌ای است که صابون‌پزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
شهریور‌۱۳۴۹‌؛ دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی یکی از اساتید مدعو در کنگره بیقهی، یک ماه بعد در مقاله‌ای با نام «هزاره بیهقی» اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر مشهد ارائه می‌دهد.
مسجد پاچنار که ما امروزه به «مسجد امام‌حسن‌عسکری (ع)» می‌شناسیم در محله پاچنار است. این مسجد قدیمی بنا به کتیبه کاشی‌کاری سردر آن در سال ۱۲۷۲ خورشیدی راه‌اندازی شده است.
شکل و شمایل مسجد امام سجاد(ع) به خانه‌های ویلایی کوچک می‌ماند، همین وضعیت باعث شده یکی از همسایه‌های مسجد منزل مسکونی‌اش را وقف مسجد کند تا بتوانیم فضای مسجد را افزایش دهند.
در گذر زمان، خاطرات بسیاری در کوچه شهید صادقی ۵ واقع در محله گوهرشاد مشهد خاطرات ثبت شده است. خاطراتی از انقلاب و نگهبانی‌های شبانه تا همدلی همسایه‌های محله. علی‌اکبر کفشدار‌طوسی ۴۴‌سال پیش، همراه خانواده به خیابان شهید‌صادقی ۵ آمدند و ساکن شدند و اکنون او تیتروار روایت‌گر گوشه‌ای از خاطرات است.