کشتارگاه قدیم مشهد تا سال۱۳۷۲ در تقاطع شهیدشیرودی و شهیدرستمی فعلی برپا بود. عباس کارگرنژاد آن زمان کافه کنار کشتارگاه را میگرداند. او میگوید: سلاخها مشتریان همیشگی کافه چسبیده به کشتارگاه بودند.
غلامرضا رحیمی بعد از ۱۵سال شاگردی در خیاطی عرفانی به همراه پسرعمه خود علیاصغر عرفانی بهطور مشارکتی مشغول به کار خیاطی در محله ایثار شدهاند و بیش از ۴۰سال است که باهم کار میکنند.
خانم و آقای دیانت ۵۳ سال است با هم زیر یک سقف زندگی میکنند. چهار فرزند دختر دارند و چهار فرزند پسر. ۱۸ تا هم نوه.شاید باورش برای خیلیها سخت باشد، اما او میگوید: بهجز چند سال اول زندگی مشترکمان، هیچوقت با هم بحث و دعوایمان نشده است.
خانه حاجآقا غلامعلی عابدیِ و همسرش حاجخانم سکینه مرزوقی خانه آشتیکنان است. اگر زن و شوهری از اقوام یا در و همسایه با هم قهر کنند، شامی در این خانه پخته میشود و زن و شوهر قهرکرده جداجدا دعوت میشوند.
خیابان چهار طبقه به سمت بازار جنت، سمت راست خیابان محل اصلی ساعتفروشان قدیمی و نیمهقدیمی مشهد است. همان راستهای که بیشتر عروس و دامادها به آنجا میروند و ساعتهای خود را از همان جا تهیه میکنند.
عتیقهفروشی منصور شاهی در بازار زیست خاور حسابی دیدن دارد. اینجا از سکههای قاجار و آلبوم اسکناس بگیر تا اتو زغالی و رادیو نفتی و سماور مسی و موجود است.
محمد ظریفرفائیزارع میگوید: یک روز سرهنگی که سید بود از جلوی مغازهام رد شد، دید قهوهخانه را جمع کردم و نوشابه آوردم. آن زمان میگفتند «آببندی»، دوغ و لیمونات و... بود.
سیدجواد ظهیرالاسلام در اوج دوران قحطی بزرگ متولیباشی آستانقدسرضوی شد و یکی از تاریکترین ادوار مدیریتی در اماکن متبرکه است. در این دوره بدهیهای آستانقدس بهصورت تصاعدی افزایش یافت.
جغرافیای مشهد طی تاریخ هزارودویستساله خود تغییرات مکرری را تجربه کرده؛ آغاز این تغییرات با آغاز تاریخ مشهد یکی است و حتی ایجاد باروی شهر هم مانع از تغییر و تحول در ساختار محلات نشد.
آرتور کانولی مدتی را در مشهد گذراند. همزمانی این حضور با سکونت عباسمیرزا نایبالسلطنه در مشهد از یکسو و آغاز ماه محرم از دیگرسو عاملی شد تا او بتواند گزارش کاملی از آیینهای مردم مشهد در ماه محرم تهیه کند.
میدان جهاد، نماد سفیدرنگی بود که با چهار نماد نیم دایرهای بزرگ درست در وسط میدان قرار گرفته بود، میدان ۱۵ خرداد و میدان تقیآباد (دکتر علی شریعتی) از دیگر میادین منطقه 8 مشهد است که بارها تغییر شکل دادند.
سیفالله عسگری بعد از حدود ۲۵ سال خبرنگاری را کنار میگذارد. تعریف میکند: حدود سال ۶۰ بود و درگیریهای منافقان با نظام و دیدن خون و تیراندازی در خیابانها حالم را بد میکرد و تصمیم گرفتم انصراف دهم.
گل فروشی بهترین شغل دنیاست، یک شغل شاد که هیچوقت برایت خستهکننده نیست. افرادی که به گلفروشی میآیند حداقل برای چند لحظه غصههایشان را فراموش میکنند و شادی در چهرهشان دیده میشود.
حمام ولی عصر (عج) در محله لشکر مشهد جزو اندک حمامهای شهر است که تا به حال خراب یا بدون استفاده نبوده و هنوز هم مشتریهای خاص خود را دارد.
عمو محمد جمال، چینیبندزن قدیمی محله مقدم است. او هر روز کنار سوپری جعفرآقا مینشیند و کار میکند. ابزار کارش هم انبر، چکش، سندان، دَمباریک، سوهان، مته و چوبکمانه است.
«هیئت متوسلین به حضرت زهرا (س)» یکی از محافل قرآنی ویژه بانوان منطقه ۶ است که عنوان نخستین محفل قرآنی زنان را به خود اختصاص داده و عمری ۳۵ ساله دارد.
ادیبالممالکفراهانی وقتی برای تصدی موقوفه خانوادگی قائم مقامیها به مشهد میآید، نخستین روزنامه مشهد را با عنوان «ادب» منتشر میکند؛ او یک سیاستمدار زبده و شاعری توانا در سبک عراقی نیز است.
از بچگی آنقدر به ترمیم کفشهای پاره علاقه داشتم که حتی پس از اینکه به استخدام آموزش و پرورش درآمدم، در وقتهای خالی کفشهای اهالی محل را میدوختم!
میرمرتضی الموسوی که بعدها فامیل رویینتن برای خود انتخاب کرد و در روسیه در کار چاپ سابقه کار داشت، نخستین دستگاه حروفی چاپ را به مشهد آورد. او چاپخانهاش را با نام توس در بازار دایر کرد.
مشهد در طول عمر هزارودویستساله خود، با وجود باغهای سرسبز فراوان، خشکسالیهای بسیاری را تجربه کرده و هربار هم برای رفع این مشکل راهکارهایی اندیشیده شده که سدسازی یکی از آنها بوده است.