علیاصغر تاتاریوان ۳۸ سالهای که حرفه الک سازی را در پیش گرفته است. او میگوید: بهترین چوب، از درخت چنار تهیه میشود. ۱۱نوع الک استاندارد داریم.
خواجه نظامالملک طوسی وزیری که با تدبیر خود، نهفقط مسیر پیروزی را برای ایرانیان هموار کرد، بلکه با تعریف چارچوب دکترین دفاعی کشور، خیال هجوم به ایران را از ذهن دشمنان بیرون انداخت.
علیاصغر آذری غیر از اینکه خبرنگار بود، قدیمیترین نمایندگی مطبوعات را در مشهد داشته است. او بعد از ۵۵ سال که از کار بازنشسته و خانهنشین شد همه خاطراتش را در مغازهای کوچک در بولوار طبرسی دوم گردهم آورد.
خیلی از اهالی او را «علی اطلاعاتی» و «خبرنگار محله» صدا میزنند. اما «علی حیدرنیا» نه روزنامهنگار است و نه خبرنگار، فقط یک آرایشگر قدیمی است که سعی میکند از اخبار روز و حال همسایهها خبر داشته باشد.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی میپرسیم در این مغازه چه میکنی، میگوید: «هر چیزی را تعمیر میکنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش میکنم!»
سید محمدحامد موسویان که تحصیلکرده دانشسرا بوده است، بهجز اینکه موسس مدرسه خصوصی «ابنسینا»ی در محله راهآهن مشهد بوده، به خواسته مسئولان آموزشی آن زمان، ریاضی هم تدریس میکرده است.
مجله «طب کنونی» یکی از اولین مجلات ایران است که در آخرین روزهای سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر مشهد منتشر شد. متأسفانه امروز هیچ شمارهای از این مجله تخصصی که درواقع سومین مجله پزشکی ایران است، وجود ندارد.
علی معلومی قدیمیترین نامهرسان منطقه 3 مشهد میگوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشفرود، چاهش، زیرکَن، کلاتهبوغا، خواجهربیع، دروی و سیسآباد بود.
از همان ابتدای خیابان سرخس تا نقطه انتهایی آن، اوستارضا ساعتساز بنام و معروف است. او ۴۰سال است که کار تعمیر ساعت را با دقت بسیار انجام میدهد.
محمدعلی بیضائی میگوید: اوایل کارم هر سه کیلو گندم را با یک قِران آرد میکردم، هزینه هر کیلو وات برق دو قِران بود، اما با گذشت زمان قیمتها بسیار تغییر کرد.
دبیرستان آیتالله کاشانی بیشتر از ۶۵۰ رزمنده، ۹۰ شهید، ۱۰ جانباز، ۸۰ مهندس، ۵۰ پزشک، ۱۵۰ فرهنگی و دبیر تقدیم کشور کرده و الان هم برخی از مسئولان سرشناس کشوری و استانی و شهری از همین دبیرستان هستند.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
یک چلوکبابی درست سر پیچی بود که الان محو شده و داخل صدمتری است. صاحب این کبابی ذوقش کشید و با ماژیک نوشت ؛«به طرف کوی پنجتن.» بعد هم انقلاب شد و بسیج آمد به اسم بسیج ناحیه پنجتن!
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا میآورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمیتواند بهخوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آنها را تروخشک میکند.
خانواده مشهدی، ریشهای نزدیک به ۱۰۰ سال در کوچه رسالت ۵۵/۹ محله دروی دارند؛ سابقهای آنقدر طولانی که کوچه محل زندگیشان را هم به نام «کوچه مشهدیها» مشهور کرده است.
تاریخ قهوهخانه عرب برمیگردد به دوره ریاست جمهوری ژنرال احمدحسنالبکر که در بازه زمانی این حکومت، ایرانیان مقیم عراق از آن کشور رانده شدند.
طعم بستنیهای حاجاصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر میآید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب میزند.
در یکی از روزهای بهاری سال ۴۵ و نزدیکیهای ظهر بود که صدای مهیبی توی کوچهها پیچید، و پس از آن همهمه مردم که با شنیدن این صدا به کوچهها آمده بودند. این صدای اولین بوق قطاری است که به مشهد میرسد.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمیگردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متریاش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بیشک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
نخستینبار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمانهای تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیقترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانهبهخانه زینالعابدینمیرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.