مشهد قدیم - صفحه 3

طلاب؛ محله مناره‌های بلند است. از هر طرف که نگاه کنی، بلندی مناره‌هایی به چشم می‌آید که زمانی کوره‌های آجرپزی بوده‌اند و امروز آتش‌شان خاموش و سرد شده است.
«سیدحسن حسینی» و «محمد اصغرنژاد» آخرین بازماندگان نسل پنبه‌زن‌های دوره‌گرد مشهدند. اگر روزی، به هر دلیل، کمان پنبه‌زنی آنها بر زمین بماند، یکی دیگر از مشاغل سنتی ما برای همیشه بر زمین خواهد ماند.
حاج‌اسدالله حسینی، از ریش‌سفیدان و بانیان مسجد، می‌گوید: سال ۱۳۴۰ بود که ۸۸ کشاورز که من هم یکی از آنها بودم برای تعیین تکلیف زمین‌های کشاورزی که از آستان قدس رضوی خریده بودیم، به فکر ساخت یک مسجد افتادیم.
دکان کفاشی «علی‌ خاکساری» در خیابان دریادل که طول و عرضش از دو متر بیشتر نمی‌شود و اگر ویترین آن پر است از کفش‌های کهنه، دیوارش پر است از عکس‌های زورخانه و گود و پهلوان‌ها.
حکایت ۱۷۰سال پیش است، حکایت حسینیه‌ای در کوچه مددیان خیابان عیدگاه که وقتی پا گرفت، آن‌قدر عزیز شد که اسم محله را از قالی‌بافان به نام خودش تغییر داد.
مرحوم حاج‌محمدصادق رافتی، در حالی در هفتم اردیبهشت ۱۳۷۱ درگذشت که ۶۰ سال از عمر پربرکت ۷۳ ساله خود را وقف کار در صحن و سرای حرم رضوی (ع) کرده بود.
حاج‌حسین، پس از ۵۳سال کار، درِ دکانش را تخته نکرده تا مبادا نان حلالش در بازار مکاره روزگار، حرام شود. مردی که ۴۰ سال است به کوچه وحدت ۲۱ آمده و عمر چکش سماورسازی‌اش لااقل ۱۰‌برابر همه برج و بارو‌های تازه‌به‌دوران‌رسیده این کوچه است.
بازار عباس‌قلی‌خان شاملو و فرش‌های فراموش شده‌اش بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد. این کاروان‌سرا سال ۱۰۷۰ هجری به دستور عباس‌قلی‌خان برای استراحت زائران ساخته شده است.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه می‌شناسند. حاجی با اینکه عمری از او می‌رود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، می‌گوید: «هاون ما روغن را نمی‌سوزاند اما دستگاه‌ها روغن را می‌سوزاند.
انتهای «ته‌خیابان» میدانی وجود داشت که در قدیم به میدان «اعدام» مشهور بود. قدیمی‌های مشهد خاطراتی از اعدام قاچاقچیان، کرایه دوچرخه و موتور چوپا تا نقل‌خوانی درویش‌ها در وسط میدان و معرکه‌گیری مارگیرها دارند.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد می‌گوید: بیشترین مهریه‌ای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن می‌داند.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازه‌اش رشته‌ها دلت را به زنجیر می‌کشد و چشم‌هایت با صدای خسته سنج می‌لرزد. او می‌گوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمی‌شود.
آن وقت‌‏ها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم می‌‏شد و انتهایش یک مغازه قالی‌فروشی.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروان‌های تاجران و زائران را لخت می‌کنند.
حسینیه و مسجد امام‌هادی (ع) با سقف چوبی و دیوار‌های قدیمی یکی از همین سایبان‌های قدیمی و ساده در سه‌راه آیت الله قمی است که بر سر زائران و رهگذران در فرصت یک قامت گفتن تا سلام دادن، سایه می‌افکند.
حسن معین گوینده رادیو و از قدیمی‌های کوچه ضیاء است. او می‌گوید:اگر می‌خواهید درباره مشهد ۵۰ سال پیش بنویسید، باید مشهدی را ترسیم کنید که از میدان توحید و پنجراه، پایین‌خیابان، گودال خشت‌مال‌ها و یک میدان آب و برق به آن طرف بیابان است
در ضلع غربی حرم مطهر امام رضا (ع) و در کنار مقبره امیر ملک شاه (معروف به مسجد ۷۲ تن) ساختمان قدیمی حمامی قرار دارد که به «قلی ‏بیگ» یا «شاه» و گاهی «رضوی» شهره است.
مسعود کمال‌آبادی، قدیمی‌ترین شیشه‌بر قاسم‌آباد است. مغازه‌ای واقع در فلاحی ۱۰ قاسم‌آباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشه‌ای و آیینه‌ای اهالی است.
حاج محمدعلی علیان نجف‌آبادی، زمین وسیعش را در محله امام هادی (ع) وقف ساخت مسجد امام هادی (ع) کرد، زمینی ۱۰۰۰ متری که نثار روح پاک ۱۰۰ شهیدی شد که بعد‌ها عکسشان روی دیوار‌های همین مسجد نشست.