علی معلومی قدیمیترین نامهرسان منطقه 3 مشهد میگوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشفرود، چاهش، زیرکَن، کلاتهبوغا، خواجهربیع، دروی و سیسآباد بود.
از همان ابتدای خیابان سرخس تا نقطه انتهایی آن، اوستارضا ساعتساز بنام و معروف است. او ۴۰سال است که کار تعمیر ساعت را با دقت بسیار انجام میدهد.
محمدعلی بیضائی میگوید: اوایل کارم هر سه کیلو گندم را با یک قِران آرد میکردم، هزینه هر کیلو وات برق دو قِران بود، اما با گذشت زمان قیمتها بسیار تغییر کرد.
دبیرستان آیتالله کاشانی بیشتر از ۶۵۰ رزمنده، ۹۰ شهید، ۱۰ جانباز، ۸۰ مهندس، ۵۰ پزشک، ۱۵۰ فرهنگی و دبیر تقدیم کشور کرده و الان هم برخی از مسئولان سرشناس کشوری و استانی و شهری از همین دبیرستان هستند.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
یک چلوکبابی درست سر پیچی بود که الان محو شده و داخل صدمتری است. صاحب این کبابی ذوقش کشید و با ماژیک نوشت ؛«به طرف کوی پنجتن.» بعد هم انقلاب شد و بسیج آمد به اسم بسیج ناحیه پنجتن!
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا میآورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمیتواند بهخوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آنها را تروخشک میکند.
خانواده مشهدی، ریشهای نزدیک به ۱۰۰ سال در کوچه رسالت ۵۵/۹ محله دروی دارند؛ سابقهای آنقدر طولانی که کوچه محل زندگیشان را هم به نام «کوچه مشهدیها» مشهور کرده است.
تاریخ قهوهخانه عرب برمیگردد به دوره ریاست جمهوری ژنرال احمدحسنالبکر که در بازه زمانی این حکومت، ایرانیان مقیم عراق از آن کشور رانده شدند.
طعم بستنیهای حاجاصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر میآید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب میزند.
در یکی از روزهای بهاری سال ۴۵ و نزدیکیهای ظهر بود که صدای مهیبی توی کوچهها پیچید، و پس از آن همهمه مردم که با شنیدن این صدا به کوچهها آمده بودند. این صدای اولین بوق قطاری است که به مشهد میرسد.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمیگردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متریاش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بیشک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
نخستینبار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمانهای تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیقترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانهبهخانه زینالعابدینمیرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.
عبدالله انصاری یکتا، برادر بزرگتر اسدالله یکتا میگوید: بعد از اجرا از اسدالله خواستند که برای بازیگری با آنها همراه شود؛ مشروط به اینکه از بزرگترش اجازه داشته باشد؛ که البته من این اجازه را به او دادم.
میرزای وسط میدان میرزاکوچک خان، مرد جنگل که ابهتش آدم را ناخودآگاه از ماشین بیرون میکشد تا تمام قد روبهرویش بایستی و بگویی سلام سردار! آدمهای این حوالی صبحشان را با همین سلام کوتاه شروع میکنند.
خاله شهربانو سالهاست تنها زندگی میکند و دلش را خوش کرده به مرغ و خروسهایی که این روزها همدم او هستند، حیواناتی که خاله شهربانو معتقد است از آدمهای روی زمین باوفاترند!
حتی حجرههای کوچک خیابان سرخس هم آنقدر جاذبه دارد که عدهای را دور هم کنار یک چراغ کوچک جمع کند و نگذارد روزگار سخت بگذرد.
مرتضی مرتضایی از کسبه خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ میگوید: سال ۵۸ وقتی به مشهد آمدم، فقط شش مغازه چادردوزی در این شهر بود که در پایینخیابان واقع شده بودند. من بودجهام نمیرسید آنجا مغازه راه بیندازم؛ به همین دلیل به این خیابان آمدم.
اگر از خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ بگذرید، حتما مغازههای «دَلوسازی» را دیدهاید که جلب توجه میکند. آن ها برای ساخت دلوها لاستيكهاي فرسوده كاميون را خريداري و از آنها استفادههاي متفاوتي میکنند.
سال ۱۳۵۷ اوج اعتراضهای مردمی به رژیم ستمشاهی پهلوی بود؛ اعتراضهایی که با وقایع و کشتارهای خونینی همراه شد. وقایعی که سه شاهد ساکن محله رضائیه، مهر تاییدی میشوند بر مبارزاتی که تا ابد آثارش جاوید خواهد ماند.