کد خبر: ۱۴۱۳۵
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۰
شهادت «ناصر»ها، فاطميه را ساخت

شهادت «ناصر»ها، فاطميه را ساخت

بعد از شهادت ناصر به فکر ساختن فاطمیه افتادم و با کمک خانم‌های شهرک لشکر که همسرانشان شهید یا جانباز شده بودند، ۶۰۰ متر زمین فاطمیه را از مسکن و شهرسازی خریدیم و کار‌های قانونی‌اش را انجام دادیم.

حتما بار‌ها در دعای توسل سه‌شنبه‌های فاطمیه در محله لشکر مشهد شرکت کرده‌اید. حتما بهتر از قلم من، قادر به توصیف زیبایی‌های اینجا هستید. اما بگذارید این بار، این بار که برق‌ها در شروع دعای توسل رفت، در این تاریک و روشن غروب، در میان تلألؤ آینه‌کاری‌های اینجا، به شما بگویم که شما را چگونه دیدم: از ته دل «علی علی جان» می‌گفتید. گویی حنجره‌ای جدید در گلویتان ساخته شده بود. گویی گلویتان نمی‌سوخت از این همه فریاد «یا علی» و «یا زهرا» که باز هم بلندتر فریاد می‌زدید.

شهادت ناصر در کربلای ۵

خانم تیموری نژاد دعای توسل می‌خواند و شما اشک می‌ریختید. خانم تیمورنژاد برق اشک‌های شما را در آینه می‌دید و بلندتر استغاثه می‌کرد. شما از این همه استغاثه آموخته‌اید که چگونه از ته دل فریادزدنِ نام ائمه اطهار شما را به اجابت حاجتتان نزدیک خواهد کرد. شما آموخته‌اید که چگونه عشق به «علی» و «فاطمه» در تار و پود وجودتان رخنه کند. دیگر هر نوای محزونی، هر صدای دلنشینی دلتان را تکان خواهد داد و نخی نامرئی شما را به خاندان حق وفادار خواهد ساخت. این توسل‌ها و استغاثه‌های شما به دُردانه‌های معصوم، دیوار‌های اینجا را هم محکم‌تر خواهد کرد و دل خادمان فاطمیه را قرص‌تر.

با تمام‌شدن دعای توسل به سراغ خانم تیموری نژاد می‌روم و در دفتر فاطمیه پای صحبت‌های شنیدنی‌اش می‌نشینم. او متولد یکم شهریورماه ۱۳۲۳ است. یک پسر و یک دختر دارد و همسرش نیز در جبهه حضور یافته است. اما آنچه در معرفی خانم تیمورنژاد و ساخت فاطمیه اهمیت دارد، گفتن از فرزند شهیدش، ناصر است. ناصری که در عملیات کربلای ۵ و در سال ۶۵ با فریاد «یا زهرا» در خط مقدم به دیار باقی شتافت. او بهمن ۶۵ به جبهه رفت و بعد از یک ماه در خط مقدم شهید شد.

 

شهادت «ناصر»ها، فاطميه را ساخت

 

بعد از شهادت ناصر به فکر ساختن فاطمیه افتادم

بعد از شهادت ناصر و رفتن مردان شهرک لشکر به جبهه، زنان و مادرانشان بیکار ننشستند و برای اینکه قدمی برای اسلام و انقلاب برداشته باشند، جلسات قرآن‌خوانی راه انداختند و در این جلسات، پشتیبان مردان جنگ شدند. خانم تیمورنژاد می‌گوید: مردان در جبهه بودند و ما به سختی روز و شب را می‌گذراندیم و خواندن قرآن و دعای توسل کمک خیلی خوبی برایمان بود.

ما فقط یک بنّای مرد داشتیم و بقیه زن بودیم و به مدت یک سال همراه با ساختن فاطمیه، دعا می‌خواندیم 

او ادامه می‌دهد: بعد از شهادت ناصر به فکر ساختن فاطمیه افتادم و با کمک خانم‌های شهرک لشکر که همسرانشان شهید یا جانباز شده بودند، ۶۰۰ متر زمین فاطمیه را از مسکن و شهرسازی خریدیم و کار‌های قانونی‌اش را انجام دادیم. مؤسس مجتمع فرهنگی‌مذهبی فاطمیه توضیح می‌دهد: کلنگ فاطمیه در سال ۷۰ و به دست آیت‌ا... شیرازی زده شد و ما با همت همان جلسه قرآن و توسل‌ها، ساخت‌وساز را شروع کردیم. او می‌گوید: ما فقط یک بنّای مرد داشتیم و بقیه زن بودیم و به مدت یک سال همراه با ساختن فاطمیه، دعا می‌خواندیم و جهیزیه درست می‌کردیم و در همان اتاق بی‌سقف، کلاس هم برگزار می‌کردیم.

 

ظرف سه روز، خانم‌ها با دست زیر زمین را کندند

این مادر شهید می‌گوید:، چون برای لودر پول نداشتیم، اعلام کردیم که برای ساختن آشپزخانه، نیاز به پول نداریم و نیروی یدی می‌خواهیم. در واقع پول مطرح نبود؛ عشق می‌خواستیم. گفتیم که می‌خواهیم ۶۰ متر را به ارتفاع سه متر خاک‌برداری کنیم؛ هر که می‌آید، بسم‌ا... او ادامه می‌دهد: ظرف سه روز، خانم‌ها با دست زیر زمین را کندند و آماده ساختند؛ در زمان خاک‌برداری هم، همچنان به حضرت فاطمه توسل می‌جستیم و زیارت عاشورا می‌خواندیم.

 

شهادت «ناصر»ها، فاطميه را ساخت

 

رمز عملیاتی که ناصر در آن شهید شد، «یا زهرا» بود

درمی‌یابم که دیوار‌های فاطمیه ۲۰ سال است که با صدای همین قرآن خواندن‌ها و دعا‌های مردم و خدمتگزاری صادقانه خادمان آن که ۲۰ سال است عوض نشده‌اند، این‌طور قرص و محکم و هر روزش از روز دیگر بهتر، باقی مانده است.‌

می‌دانم جواب این سؤالم که چرا نام اینجا را فاطمیه گذاشتند، چیست؛ اما جواب را باید از زبان و بیان خانم تیمورنژاد شنید. هاله‌ای از غم صورت این شیرزن را می‌پوشاند؛ می‌گوید:، چون رمز عملیاتی که ناصر در آن شهید شد، «یا زهرا» بود.

حالا همراه با یکی از خادمان، به داخل فاطمیه می‌روم. او می‌گوید: با اضافه شدن ۶۰۰ متر دیگر به مساحت فاطمیه، حالا اینجا گنجایش پذیرایی از ۲ تا ۲ هزار و ۵۰۰ نفر را دارد. او ادامه می‌دهد: سه‌شنبه‌ها، دعای توسل و شب‌های جمعه، دعای کمیل برگزار می‌شود. ضمن اینکه برنامه‌های متنوع دیگری از برگزاری مراسم در مناسبت‌های گوناگون و کلاس‌های آموزشی تا تهیه جهیزیه و کمک به افراد نیازمند در اینجا انجام می‌شود. چشمم به دیواری می‌افتد که نام و عکس ۷۲ شهید روی آن خودنمایی می‌کند.

در این بین، دو عکس از همه بزرگ‌تر است؛ یکی عکس ناصر تیمورنژاد و دیگری تصویر یک کبوتر. یکی از خادم‌های این حسینیه در توضیح عکس کبوتر می‌گوید: خانم تیمورنژاد خودشان این شهید گمنام را تشییع کردند و هر سال علاوه بر گرفتن سالگرد برای پسرشان، برای این شهید هم سالگرد و مراسم سوم و هفتم می‌گیرند.

 

*این گزارش چهارشنبه، ۷ تیر ۹۱ در شماره ۱۰ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام