عبدالمجید، جانش را برای آزادسازی خرمشهر داد
مرجان جاودانی| هنوز هم توی محله حرفش هست؛ میگویند یک نفر از آنهایی بوده که در آزادسازی خرمشهر شرکت داشته و بعد از آن نیز وقتی برای خواندن نماز به مسجد رفته با انفجار بمب به شهادت رسیده است. همیشه نام شهدا را شنیدهایم، اما آیا یک بار به معنای واقعی آنها را دیدهایم! این حرفهای یکی از هم محلیهای شهید عبدالمجید کمالی است. او میگوید تنها چیزی که از او در ذهن دارد این است که خیلی جوان بود، خیلی...
دو برادر مجید هم جانباز هستند
تنها تابلوی شهید که سر کوچه قامت گرفته یادآوراز عبدالمجید کمالی نیست او را خیلی از هم محلهایهایش میشناسند و هرچند خاطراتشان از او خیلی دور است، اما وقتی او را در ذهن مجسم میکنند صورت خندانش هنوز روشن است. این دلاور مرد تاریخ محله پنجتن مشهد تنها ۱۷ سال داشت که عازم جبهه شد و بعد از جریان آزادسازی خرمشهر در مسجد این شهر در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید.
دو فرزند پسر دیگرم هم در جبهه بودند که یکی ترکش خورد و دیگری شیمیایی شده است
فاطمه صاحبی در پاسخ به واکنش مادرانهاش نسبت به رفتن پسر جوانش به جبهه میگوید: پدرش کاملا رضایت داشت و من هم به خاطر اسلام و کشورم مخالفت نکردم! تنها همین یک پسرم نبود که به جبهه رفت، مجید ۴ خواهر و ۲ برادر دیگر دارد که هر کدام به سهم خود به یاری جبههها شتافتند به طوریکه دو فرزند پسر دیگرم هم یکی ترکش خورد و دیگری شیمیایی شده است.
عبدالمجید قالی هم میبافت
پسرم در علم و ادب سرآمد بود، تا کلاس ۹ آموزش سواد را ادامه داد و همیشه دانش آموز برتر میشد، علاوه بر درس به کار برق کشی منازل اشتغال داشت، چون معتقد بود مرد با کار معنا میگیرد. او در زمینههای هنری هم فعال بود به طوریکه همراه با برادرانش قالی میبافت و بسیار به این هنر علاقه داشت.
او با اشاره بر تاکید پسرش بر حفظ حجاب خواهرانش اضافه میکند: مجید هرگز از عملیاتهای جبهه تعریف نمیکرد، در حقیقت نمیخواست باعث نگرانی ما شود. فقط روز آخر مدتی در اتاقش در را بسته بود، وقتی علت را از او پرسیدم گفت در بستن که دلیل نمیخواهد زمانی که عازم جبهه شد به اتاقش رفتم و جستوجو کردم برگهای در جیب کتش گذاشته بود که همان وصیت نامه او بود، آن وقت فهمیدم چرا در را بسته بود.
مادر شهید کمالی لحظهای آرام میشود و ادامه میدهد: محل شهادتش خانه خدا بود، من خوشحالم که پاره تنم در زیباترین حالت و بهترین مکان به دیدار معبود شتافته است و دعای خیرم همواره بدرقه راهش میکنم.
*این گزارش یکشنبه، ۲۸ خرداد ۹۱ در شماره ۹ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.