بیمارستان خیریه امام سجاد(ع) با نام حاجی پاکباز گره خورده است
اگرچه در سن ۸۸ سالگی گرد پیری بر چهرهاش نشسته و روزگار او را ضعیف و رنجور کرده، اما میتوان جریان زندگی را در شیارهای خطدار گوشه لبهایش به وقت خندیدن حس کرد.
حاج عیسی پاکباز که پهلو به پهلو سماور استیل قدیمیاش نشسته، سالهاست گوش به قلقل آب هنگام جوشیدن میدهد. جوششی که از روزگار جوانی با ساختن مسجد و جمعکردن مردم دور هم راه انداخت و هنوز هم هست. بیبهانه همراه میشود و به خاطرات گذشته برمیگردد...
مسجد و درمانگاه برای مردم
آن زمان پاکباز یک چهاردیواری به عنوان خانه بناکرده بود که تنها خانه آن حوالی بود. میگوید: سالهای قبلتر در التیمور زندگی میکردم. ازدواج که کردم به این محله که آن موقع بیابانی بیش نبود، مهاجرت کردم. پیرمرد قدیمی محله گلشهر ادامه میدهد: یک سالی گذشت و وقتی کمکم بر تعداد افراد ساکن در این محل افزوده شد، مسجد امام حسنمجتبی (ع) که اکنون پس از گذشت ۴۰ سال، قدیمیترین و جزو مهمترین مساجد این محله میباشد را ساختم.
او که سالها در بیمارستان خیریه امام سجاد (ع) به عنوان سرپرست مشغول کار بود در ساخت درمانگاه خیریه نیز اولین قدمها را برداشت تا این درمانگاه نیز با نام او در محله عجین شود.

محلهای که بیابان بود
به روزهایی که این محله بیابانی بیشتر نبود، روزهایی که او داروغه دو روستای پاوه و التیمور بوده و در زمان تقسیم اراضی حاضر به فروش زمینهای مردم نشده و تنها به این مکان آمده است، مکانی که گلشهر نام داشت و هم اکنون نیز هرچند نام بولوار شهید آوینی سالهاست بخشی از گذشته محله را کمرنگ کرده، اما این نام همچنان بر زبان اهالی و حاجآقا پاکباز میچرخد.
از گلشهر میگوید و «بسما...»ی که هنگام سکونت در این محله به زبان آورد تا محل زندگیاش را که خود تنها ساکن آن بود، بسازند. چند سالی طول کشید تا چند خانوار دیگر ساکن محل شدند و او باز هم بسما... گفت و این بار مسجدی بنا شد برای مردمی که هرچند ۱۰ خانوار بیشتر نبودند، اما آنها بودند و بیش از هرچیز نیازمند مسجدی برای خواندن نماز سر وقت.
پاکباز داروغه دو روستای پاوه و التیمور بوده و در زمان تقسیم اراضی حاضر به فروش زمینهای مردم نشده
پاکباز که آخرین روزهای ۸۸ سالگیاش را به پایان میرساند، اما همچنان سرحال به نظر میرسد و با وجود اینکه از سال گذشته تا کنون تجربه یک سکته را نیز پشت سر گذاشته، اما زندگی در برق چشمانش همچنان میدرخشد، تعریف میکند: امروز به نسبت آن روزها یعنی حدود سال ۱۳۴۰ گلشهر خیلی تغییر کرده است...
خوشحالم عمرم را به خدمت خلق گذراندم
از بازی روزگار که میپرسم؛ آهی میکشد و میگوید: روزگار کار خودش را میکند، اما این ماییم که باید او را در دست خودمان نگه داریم وگر نه روزگار آدم را از پا میاندازد. میگوید: خوشحالم از اینکه روزگارم را به خدمت به خلق گذراندم و امروز با آرامش، نفس میکشم.
هنوز هم برای اهالی روضه میخوانم
حاجآقا پاکباز ۹ فرزند و بیشاز ۵۰ نوه و نبیره دارد. او که غرق خاطراتش شده از همکاری و همدلی مردم محله حرف میزند که هنگام ساخت مسجد و درمانگاه کمک حالش بودند.
در ضمن حاجآقا پاکباز هنگام ساختن مسجد نیتی داشته و آن اینکه همیشه روضههای مسجد امام حسن مجتبی را خودش بخواند.
او هرچند حالا که دیگر توان خواندن روضه ندارد یک نفر دیگر را مامور این کار کرده، اما هنوز هم اهالی شبهای جمعه دوست دارند دعای کمیل را با صدای زیبای حاجآقا پاکباز بشنوند.
او لبخندی میزند و میگوید: مردم لطف دارند من هم گاهی زمانی که حالم خوب باشد برایشان در مسجد دعا میخوانم.

شهروند «خیلی نمونه»
اما در مورد حاجآقا پاکباز باید گفت که او تاکنون بارها از سوی شهرداری منطقه ۵ مشهد به عنوان شهروند نمونه معرفی شده است. علت آن هم این است که او علاوه بر این که تاکنون هیچ بدهکاری به شهرداری نداشته و حتی عوارضش را نیز به صورت پیشتاز پرداخت کرده است، همواره در کارهای مردم که با شهرداری درگیری دارند نیز به عنوان واسطه و پیگیر وارد عمل شده و بسیاری از مشکلات اهالی محل را رفع میکند.
* این گزارش در چهارم شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ آذرماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.