کانون فرهنگی کوثر، مدرسه روزهای جنگ شد
بچهها سر کلاس نشستهاند و با دقت به صحبتهای دبیرشان گوش میدهند. منظور از کلاس، اتاق کوچک کانون فرهنگی کوثر در محله اروند است؛ فضایی که حالا حدود دوهفته است به کلاس درس بچههای سهمدرسه این محله تبدیل شده است. بهدلیل شرایط جنگی، مدارس مجازی برگزار میشوند و اعضای این کانون جهادی، بیهیچ چشمداشتی، میزبانی کلاسهای درسی را برعهده گرفتهاند.
حالا بچهها چفتدرچفت کنار هم نشستهاند؛ بااینحال حواسشان جمع است و با تمرکز به حرفهای دبیر گوش میدهند. فضا کوچک و کمامکانات است، اما همین که مکانی برای ادامه آموزش فراهم شده، باعث شده همه از بودن در این کلاسها احساس رضایت کنند.
از آموزش مجازی تا حضور واقعی
کلاس هنوز شروع نشدهاست. سی دانشآموز پایه چهارم مدرسه سردار سلیمانی شانهبهشانه کنار هم نشستهاند؛ بیآنکه نبود فضای کافی توجهشان را جلب کند. نگاهها بیشتر از هر چیز به بادکنکهای صورتی و تزئینات است.
پیش از ورود معلم به کلاس، فرصت میکنم با بچهها گفتوگو کنم. سارا یکی از دانشآموزان است و با اشتیاق درباره فضای کلاس درس جدیدشان میگوید: اینجا قشنگتر از کلاس درس مدرسه است. از سقف شرشره آویزان شده و به دیوارها بادکنک زدهاند.
مهلا، دانشآموز دیگر کلاس، به نکته دیگری اشاره میکند؛ «من همیشه با برنامه شاد مشکل دارم و مدام قطع و وصل میشود. خیلی وقتها نصف زمان کلاس را از دست میدهم ولی با این کلاسهای حضوری مشکل برطرف شده است.
جبران افت کیفیت درسی بچهها
بعداز پایان کلاس، با زهرا داوودی، دبیر پایه چهارم، گفتوگو میکنم. از همان ابتدا، صحبتهایش رنگ و بوی گلایه دارد: «کار با برنامه شاد واقعا کلافهکننده بود. مدام قطع و وصل میشد و همین مسئله، کیفیت آموزش را خیلی پایین آوردهبود. بعضی درسها، مثل ریاضی، نیاز به توضیح تصویری و ارتباط مستقیم با دانشآموز دارد، اما با آن اینترنت ضعیف، عملا این امکان وجود نداشت.»
تعطیلی مدارس، بیتردید آسیب جدی به روند یادگیری بچهها زده، اما در همین شرایط، حضور گروههای جهادی و فراهمکردن چنین فضاهایی، اتفاقی ارزشمند است.
او توضیح میدهد که تعطیلی مدارس، بیتردید آسیب جدی به روند یادگیری بچهها زده، اما در همین شرایط، حضور گروههای جهادی و فراهمکردن چنین فضاهایی، اتفاقی ارزشمند است.
در گوشهای دیگر، زهره تقیزاده، مادر یکی از دانشآموزان، هم از تجربه این ماهها میگوید. او هم به افت کیفیت یادگیری در دوران آموزش مجازی اشاره میکند، اما وقتی از کلاسهای برگزارشده در کانون حرف میزند، لحنش تغییر میکند.
میگوید دخترش در همین سهجلسهای که در این فضا برگزار شده شرکت کرده و رضایتش کاملا محسوس است؛ «خیلی راضی است. هم از معلمش، هم از اینکه کنار بقیه بچهها درس میخواند. اگر این روند ادامه پیدا کند، فکر میکنم بخشی از عقبماندگیها جبران شود.»
کار جهادی، بیچشمداشت
گرداندن این فضای کوچک، حالا برعهده محمد زارع و کلثوم فاروقی است؛ زوجی که بیهیچ چشمداشت، کانونشان را دراختیار دانشآموزان گذاشتهاند و برای این کار، همه برنامههای قبلی مجموعه را موقتا تعطیل کردهاند.
فاروقی از روزی میگوید که این مسیر آغاز شد؛ روزی که تماس مدیر مدرسه سردارسلیمانی همهچیز را تغییر داد؛ «مدیر مدرسه تماس گرفت و گفت به همه مساجد محله سر زدهاند، اما هیچکدام امکان همکاری نداشتند. آموزش بچهها کاملا مختل شدهبود و دنبال جایی میگشتند که کلاسها را برگزار کنند. ما هم با خودمان گفتیم اگر این فضا بتواند کمکی بکند، چراکه نه!»
محمد زارع پیش از این، در گوشهای از کانون کسبوکار کوچکی داشته و به تعمیر لوازم برقی مشغول بوده است. حالا، اما برای اینکه فضا بهطور کامل دراختیار دانشآموزان باشد، کارش را تعطیل کرده است.
این زوج هر روز صبح، پیش از آنکه بچهها از راه برسند، کانون را تمیز میکنند، کلاس را آماده میکنند و حتی تدارک پذیرایی سادهای را هم میبینند. این درحالی است که برای همین فضا، اجاره پرداخت میکنند و با وجود فشارهای مالی، تصمیم گرفتهاند آن را دراختیار آموزش بچهها بگذارند.
* این گزارش دوشنبه ۲۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۹ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.