کد خبر: ۱۴۶۹۴
۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
برکت قرآن و دعایی که در زندگی سیدحسین غریبی مستجاب شد

برکت قرآن و دعایی که در زندگی سیدحسین غریبی مستجاب شد

سیدحسین غریبی ۲۱ ساله بود که در یک جلسه قرآن، قرائت سوره توحید و ختم قرآن را به پایان رساند و همانجا از ته دل آرزو کرد که بالاترین افتخار یعنی خدمت در حرم امام‌رضا (ع) نصیبش شود؛ آرزویی که خیلی زود برآورده شد.

سیدحسین غریبی، ساکن محله سجادیه، از روزگار کودکی تا حالا پای جلسات مذهبی و قرائت قرآن بوده است؛ جلساتی که معتقد است مایه خیر و برکت زندگی‌اش شده است.

او سال ۱۳۶۸ زمانی که ۲۱ سال سن داشت، در جلسه قرآن مسجد موسی‌بن‌جعفر (ع) محله سجادیه شرکت کرد و زمانی‌که قرائت سوره توحید و ختم قرآن را به پایان رساند، از ته دل آرزو کرد که بالاترین افتخار یعنی خدمت در حرم مطهر آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) نصیبش شود؛ آرزویی که خیلی زود برآورده شد و زندگی‌اش رنگ برکت گرفت.

 

شروع اتفاقات خوب

سیدحسین عمرش را در محله سجادیه گذارنده است و خاطرات بسیاری از روزگار جوانی در این محدوده دارد ولی شاید پراهمیت‌ترین آن حضور در دوره قرآن مسجد محله باشد. تعریف می‌کند: سال ۱۳۶۸ بود که در جلسه قرآن آخرین روز ماه مبارک مسجد موسی‌بن‌جعفر (ع) شرکت کردم و قرائت سوره توحید نصیب من شد. آن شب بعد از ختم قرآن، در دلم آرزو کردم به توفیق خدمت در حرم مطهر برسم؛ حاجتی که زود روا شد.

او با ذوق ماجرای آن ایام را روایت می‌کند و می‌گوید: از فردای آن روز اتفاقات خوبی افتاد. اول از همه قرار شد برای خدمت در بخش امنیت منزل تولیت آستان قدس مشغول شوم. شش‌نفر را انتخاب کردند که آنجا رفتیم. سه‌نفرمان برای امنیت منزل ایشان انتخاب شدیم و سه نفر برای خدمت در تأمین امنیت حرم مطهر.

نذر کردم اگر بچه‌دار بشوم، نام فرزندم را از خانواده امام‌رضا (ع) و اهل بیت (ع) بگذارم

من جزو سه نفر انتخاب‌شده برای حرم مطهر بودم و ما وظیفه امنیت پشت بام و گنبد طلا را برعهده داشتیم. هرکس که می‌خواست بالای پشت بام و نزدیک گنبد برود، باید با ما هماهنگ می‌کرد، از عکاس و فیلم‌بردار گرفته تا مسئول یا تعمیرکار و.... در این مدت هم ما بالای سر آن بنده خدا مراقب بودیم.

 

دل‌شکسته کنار گنبد طلا

چندماهی از خدمت سیدحسین در حرم مطهر می‌گذرد که با پیگیری و مراجعه به پزشک متوجه می‌شود احتمال بچه‌دارشدنشان ناچیز است. او تعریف می‌کند: سال ۱۳۶۵ با دخترعمویم ازدواج کردیم ولی چندسالی بچه‌دار نشدیم. دکتر‌ها می‌گفتند درصورت درمان، بازهم احتمال بچه‌دارشدن کم است و بهتر است کودکی را به فرزندی بگیریم.

همان شب دل‌شکسته برای خدمت در حرم می‌رود. تعریف می‌کند: کنار گنبد طلا نشستم و با امام‌رضا (ع) راز و نیاز کردم. نذر کردم اگر بچه‌دار بشوم، نام فرزندم را از خانواده امام‌رضا (ع) و اهل بیت (ع) بگذارم.

 

نذری که ادا شد

او حاجتش را می‌گیرد و سال ۱۳۷۲ در روز تولد امام‌رضا (ع) صاحب اولین فرزند می‌شود. سیدحسین می‌گوید: نام پسرم را هم نام حضرت (ع)، رضا گذاشتم. سال ۱۳۷۴ در ایام تولد حضرت معصومه (س) هم دخترم به دنیا آمد و نامش را هم‌نام این بانو گذاشتم. سال ۱۳۸۵ هم در روز ولادت امام جعفرصادق (ع) فرزند سومم به دنیا آمد و نامش را محمدصادق گذاشتیم.

او حدود یک سال در حرم مطهر خدمت کرد. حالا توفیق این خدمت، داشتن فرزندان صالح و کلی اتفاق خوب را همه از برکت قرآن می‌داند.

سیدحسین می‌گوید: زندگی‌ام به برکت قرآن، رنگ و بوی معنویت گرفت.

 

* این گزارش دوشنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۰ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام