کد خبر: ۱۴۷۲۶
۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۰
جمع‌آوری خاطرات شهدا در موسسه «موج‌های بی‌قرار»

جمع‌آوری خاطرات شهدا در موسسه «موج‌های بی‌قرار»

سید تقی شکری که خودش در جبهه حضور داشته با همراهی بچه‌های اطلاعات، ۲۰ دانشجو و ۶ کارشناس ارشد ادبیات فارسی، تا‌کنون ۴ هزار و ۵۰۰ دقیقه مصاحبه، ۱۸ هزار قطعه عکس و مقداری اسناد دفاع مقدس را جمع آوری کرده است.

اینجا بهانه خوبی است تا خاطرات بیست و اندی سال پیش تداعی شود. به محض ورود به طبقه اول ساختمان آجر سفالی در دل کوچه خزائی ۱۱ و محله راه آهن مشهد تصور می‌کنی وارد سنگری شده‌ای که سال‌ها پیش دلت در انتظارش می‌تپید. همان جایی که از شوق رفتن، رخت سفر را بستی و به این اطمینان رسیدی که شاید دیگر برنگردی... خیلی آرام است. آنقدر که به سختی می‌توان از آن طرف میز صدایش را شنید. با ظاهری آراسته و ساده می‌پرسد که قرار است در چه موردی صحبت کند؟!

 

سال ۶۲ به جبهه رفتم

اسمش را می‌پرسم، سید تقی شکری. بیشتر از خودتان بگوئید. ۴۸ سال سن دارم، لیسانس جغرافیا هستم و شغلم نظامی بوده. ارتشی بودید؟ نه در سپاه خدمت کردم. چه شد که حال و هوای جبهه به سرتان زد؟ سال ۶۲ بود که وارد وادی جنگ و جبهه شدم و درست یکسال بعد در جمع بچه‌های اطلاعات عملیات لشکر ۵ نصر حضور پیدا کردم. کشور در دهه ۶۰ وضعیت خاصی داشت. یادم نمی‌رود که چه حال و هوایی در کشور ایجاد شده بود.

آن زمان، جبهه رفتن به یک ارزش تبدیل شده بود. از طرفی، شوق جوانان، تهاجم دشمن به خاک کشورمان و از همه مهم‌تر، پیام امام (ره) برای پر کردن جبهه‌ها، انگیزه رفتن را دو چندان می‌کرد.‌

 

در موسسه فرهنگی «موج‌های بی قرار» یاد رزمندگان و شهدا زنده است

 

مسئول ستاد اطلاعات لشکر بودم

می‌پرسم چه شد که پس از گذشت ۲۷ سال، از صرافت جنگ و جبهه نیفتادید که جوابم را اینچنین می‌دهد: مدت‌ها با بنیاد شهید و کنگره سرداران شهید در خصوص نوشتن کتاب خاطرات شهدا همکاری داشتم و بعد، کم‌کم به این فکر افتادم که به دنبال خاطرات بچه‌های اطلاعات عملیات بروم.

با همکاری بچه‌های عملیات، یک مجموعه فرهنگی راه‌ انداختم تا جنگ را به نسل سومی‌ها نشان بدهم

در ابتدای راه با چه مشکلاتی مواجه شدید؟! اطلاعات موجود در پرونده بچه‌ها بسیار محدود بود چرا که شهدای عملیات با بچه‌های گردان یکی شده بودند. با همکاری بچه‌های عملیات، یک مجموعه فرهنگی را با هدف شناسایی بچه‌های اطلاعات عملیات راه‌اندازی کردم. تصمیم گرفتم جنگ را آنچنان که بوده به نسل سومی‌ها نشان بدهم.

از سمتش در دوران جنگ جویا می‌شوم که می‌گوید: مسئول ستاد اطلاعات لشکر بودم، نامه‌ها و تمام فعالیت‌ها در محور عملیات را جمع آوری می‌کردم و بعد از آنالیز، تحویل فرماندهی می‌دادم.

از طراحی این فضا که رزمنده را به یاد سنگری که مدت‌ها در آن جنگیده است، می‌پرسم که در پاسخ می‌گوید: بچه‌ها انس و الفتی با این فضا پیدا کرده‌اند. بعضی از آنها آنقدر با این فضا عجین شده‌اند که قبل از ورود، وضو می‌گیرند و یا حتی گریه می‌کنند. بیشتر این افراد بر این باورند که با یک بار آمدن به اینجا، یک ماه شارژند!

 

۴ هزار و ۵۰۰ دقیقه مصاحبه داریم

قبل از آنکه سئوال بعدی‌ام را بپرسم، می‌گوید: مردم باید جنگ را خوب بشناسند، تا زمانی که عظمت جنگ را درک نکنند. نمی‌توانند بزرگی شهدا را احساس نمایند. جنگ آن چیزی که رسانه‌های تصویری و مکتوب به تصویر کشیدند نیست، جنگ و جبهه این نبود که رزمنده تفنگ به دست بگیرد و به دل دشمن برود؛ پشت هر شب عملیات، ۸ ماه فکر، تلاش و تدبیر بود و به همین خاطر ۹۵ درصد پیش بینی‌ها در زمان جنگ ایران و عراق درست از آب درمی‌آمد.

او در ادامه به فعالیت‌های این موسسه فرهنگی که نامش «موج‌های بی قرار» است هم اشاره می‌کند و می‌گوید: در ابتدا، کنگره سرداران شهید ۱۲۰ اسم را در اختیار ما گذاشت، ولی می‌دانستم آمارشان بیشتر ازاینهااست، اما خوشبختانه از آنجا که یکی از خصوصیات بچه‌های عملیات، همبستگی بود، هنوز بعد از گذشت این همه سال، جمعشان حفظ شده بود. حضورشان در گردهمایی‌ها و برنامه‌های متعدد بهانه‌ای شد تا هر سال روز قدس، همایشی را در مجتمع آیه‌ها راه بیندازیم و از طریق حاضران، جویای غایبان شویم.

شکری خاطر نشان می‌کند: ۳ سال و نیم است به همراه ۵ نفر از بچه‌های اطلاعات، ۲۰ دانشجو و ۶ کارشناس ارشد ادبیات فارسی، کار‌ها را سر و سامان می‌دهیم. به گونه‌ای که تا‌کنون ۴ هزار و ۵۰۰ دقیقه مصاحبه، ۱۸ هزار قطعه عکس و مقداری اسناد دفاع مقدس را اسکن کرده‌ایم و در این بین نیز با تعریف ۱۶۰ کلید واژه، بچه‌های کارشناس ارشد توانسته‌اند با فیش نویسی که چکیده‌ای از پرونده شهدایی است که در این مدت تهیه شده است را آغاز کرده‌ایم.

همگام با شناسایی شهدای اطلاعات عملیات، چهار کتاب را با نام «موج‌های بی قرار یک تا چهار» تدوین و ۵ نرم افزار را با نام «دیده بیدار» طراحی کردیم. البته ۴ جلد دیگر در حال تدوین است که به زودی چاپ خواهد شد.

نحوه جمع آوری اطلاعات در مورد شهدای جنگ، آخرین سوالم از اوست که می‌گوید: DVD جهت بایگانی، نوار‌های DV جهت کار‌های تلویزیونی وکاست برای پیاده‌کردن مصاحبه، همه ابزار کاری موسسه ماست.

چرخی در گوشه کنار این سنگر ساختگی می‌زنم تا شاید برای من که از جنس نسل سومی‌ها هستم، خیلی ناگفته‌ها نمایان شود. اینجا همه چیز برای تداعی روز‌هایی که ندیده‌ایم مهیا است...

 

*این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام