خانواده یزدانی نگینتراشی صنعتی و سنتی را تلفیق کردند
در کوچه پسکوچههای علامهطباطبایی که نشانی را از اهالی جویا میشوم، معمولا پاسخ این است که «نمیدانیم کجاست»؛ ولی تا میگویم «کارگاه نگینتراشی یزدانی»، طوری که گویا چراغی در ذهنشان روشن شده است، بیدرنگ راه را نشانم میدهند.
تصورم از این کارگاه که شنیدهام از قدیمیترین نگینتراشیهای مشهد و حتی کشور است و فراتر از یک نگینتراشی ساده، به تحقیق و توسعه در این عرصه نیز پرداخته و اولینهایی را در استان رقم زده، یک کارگاه بزرگ و مجهز با چندین نفر نیرو و تابلویی بزرگ بر سردرش است؛ درحالیکه با یک کارگاه حداکثر پنجششمتری و چهار دستگاه تراش مواجه میشوم که دونفر از اعضای خانواده یزدانی در آن مشغول کارند.
باورش سخت است ولی همه پیشینه و دستاوردهای این خانواده در عرصه تولید، فروش، آموزش و پژوهش از همینجا در محله کوی مهدی که به محله نگین تراشهای مشهد معروف است، رقم میخورد.

حرفهای که به ارث رسید
تراش سنگ و نگین، حرفه سنتی خانواده یزدانی است؛ حاجمحمد، پدر خانواده که هفتهشت سال پیش به رحمت خدا رفت، از سال۱۳۶۷ وارد این کار شد و بعد هم شش فرزندش به مرور از دهه ۷۰ با او همراه شدهاند.
جواد یزدانی، فرزند پنجم خانواده، همینطور که از نگینهای رنگارنگ روی میز، تَلی چشمنواز ایجاد میکند، میگوید: ما همه متولد همین محله کوی مهدی هستیم و پدر هم کار تراش را در همینجا شروع کرد که از پیش از انقلاب، خاستگاه سنگتراشان و عقیقتراشان بوده است. از همان دوران کودکی از نزدیک با کار پدر آشنا بودیم ولی من از اواسط دهه ۷۰ بهصورت حرفهای کار را شروع کردم. بهعنوان یک کار هنری برایم جذاب بود؛ اینکه میدیدم سنگ بیروح و نما که کسی ارزشی برایش قائل نیست، طی فرایند کار، به نگینی زیبا، ارزشمند و پرتقاضا تبدیل میشود.
کار اعتمادمحور
دُر، عقیق، جاسپر، سنگهای شجری و فیروزه که عمدتا از معادن خراسان جنوبی و تربت حیدریه تأمین میشوند، بیشترین سنگهایی هستند که کارگاه یزدانی با آنها سروکار دارد. آقاجواد میگوید:سنگها را بسته به نوع کاربردی که بناست داشته باشند (انگشتر، گردنبند و...)، انتخاب میکنیم و به معادن سفارش میدهیم؛ بعد از دریافت و برش، اگر نیاز به بهسازی رنگ داشته باشد، انجام میشود و بعد هم تراش داده و آماده عرضه به بازار میشود؛ گاهی هم خود مشتریها یا تجار سنگ را میآورند. کار سنگ، کار اعتمادمحور است و مشتریها معمولا از زمانیکه پدر اینجا کار میکرد ما را میشناسند؛ بیشتر هم از کشورهای مجاور مثل عراق، یمن هستند.
خانواده یزدانی در این ۳۸ سالی که مشغول حرفه تراش سنگهای قیمتی هستند، حدود ۱۰سال در شهرک صنعتی ثامن، کارگاه و حدود بیستسال هم در بازاررضا (ع) مغازه داشتهاند، اما در دهه۹۰ باتوجهبه اینکه دیگر هزینهها با درآمد همخوانی نداشت، ناگزیر آنها را تعطیل و به کارگاه کوچک پدری در خیابان رئوف محله کوی مهدی بسنده کردهاند. آنها برای ۱۰نفر در شهرهای مختلف استان نیز اشتغالزایی کردهاند؛ به این صورت که آنها کار را در کارگاه خودشان انجام و تحویل میدهند و اجرت میگیرند.

اولین آموزشگاه گوهرتراشی در استان
کار این خانواده هنرمند، به تولید محدود نشده است و در زمینه آموزش و پژوهش هم دستی بر آتش دارند. غلامرضا یزدانی، فرزند سوم خانواده که بیشاز نیمقرن عمرش در این حرفه سپری شده است، میگوید: سال۸۴ اولین آموزشگاه استان در زمینه گوهرتراشی تأسیس و استانداردهای آموزش فنیوحرفهای این رشته را نیز تدوین کردیم.
آموزش توسط خودمان انجام میشد و حدود سیصدکارآموز طی پنجسال فعالیت آموزشگاه دانشآموخته شدند. با افزایش هزینهها و حمایتنکردن دولت (حتی در حد یک وام خوداشتغالی کمتر از ۱۰ درصد) چارهای جز تعطیلکردن آموزشگاه برایمان نماند.
پیوند علم و صنعت
تقریبا همزمان با راهاندازی آموزشگاه، خانواده یزدانی وارد حوزه تحقیق و توسعه هم شد؛ مسیری که هرچند بهدلیل مشکلات مالی بهتدریج کمرنگ شد، دستاوردهای ارزشمندی برای صنعت گوهرتراشی به همراه داشت. غلامرضا یزدانی میگوید تحصیلاتش در رشته کنترل سیستم باعث شده در بهروزرسانی تجهیزات، سیستمهای رنگ و حتی بازاریابی و شبکهسازی نقش مؤثری داشته باشد.
او توضیح میدهد: تلاش کردیم بخش سنتی و دستی کار را بهسمت تولید حرفهای و صنعتی ببریم تا هم بازدهی بیشتر شود و هم امکان رقابت در بازارهای جهانی فراهم باشد.
با افزایش هزینهها و حمایتنکردن دولت چارهای جز تعطیلکردن آموزشگاه برایمان نماند
به همین منظور، دو پروپوزال در زمینه بهسازی و تولید صنعتی به سازمان ایمیدرو (سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران) ارائه کردهاند.
یزدانی همچنین از ارائه مقالهای درباره بهسازی سنگهای قیمتی در دانشگاه فردوسی مشهد میگوید؛ مقالهای که سال ۱۴۰۰ میان دهها اثر تخصصی، رتبه برتر را کسب کرده است. به گفته او، حاصل سالها تجربه و پژوهش، رسیدن به فرمولهای اختصاصی در زمینه بهسازی سنگهای قیمتی بوده است که اکنون در آستانه ثبت اختراع قرار دارد.
نجات تراشکاری درگرو صنعتیشدن
اینطورکه غلامرضا یزدانی میگوید، در حال حاضر بیش از هشتاددرصد کارگاههای فعال در تراشکاری و فروش سنگ، سنتی کار میکنند که علاوهبر زمانبر بودن، هزینههای سنگین دارد و بهدلیل عدم آشنایی اصولی با بهسازی، بازاریابی و فروش، توان رقابت هم ندارد؛ درنتیجه فعالان سنتی یکی پساز دیگری، ناچار به ترک شغل میشوند؛ درحالیکه اگر صنعتی شوند، بازدهی خیلی متفاوتی خواهند داشت؛ بهازای هر دستگاه و هر کارگر، روزانه بیشاز هزار نگین میتوان تولید کرد (در حالت دستی، حداکثر ۱۰ تا ۱۵نگین). نمونه آن چین است که در این کشور، چون تولید صنعتی دارد، بهای تمامشده سنگها کمتر (تا بیش از دهبرابر ارزانتر)، اما مشتری و فروش آن بیشتر است.
او ادامه میدهد:بیستسال است برای صنعتیشدن تراشکاری پیگیر هستیم و خودمان هم انجام میدهیم ولی در سطح انبوه نتیجهای نداشته است. سازمان صنایع دستی میگوید ما صرفا کار دست را قبول داریم؛ غافل از اینکه منظور از صنعتیشدن این نیست که همه کارها مکانیزه صورت گیرد بلکه فقط حدود ۱۰درصد کار یعنی تراش را ماشین انجام میدهد و طراحی و خلاقیت همچنان با نیروی انسانی خواهد بود؛ بنابراین صنعتیشدن، نهتنها این حرفه سنتی را بهعنوان یکی از صنایع دستی کشور نابود نمیکند، بلکه سبب حفظ و رشد و پیشرفت این رشته و ایجاد انگیزه برای ورود نسل جدید به آن هم میشود.
نه بیمه؛ نه سختی کار، نه نظارت
اما چالشهای خانواده صنعتگر یزدانی و کلا نگینتراشان به این موضوع ختم نمیشود و عمق و ابعاد گستردهتری دارد؛ به حدی که در بیمه حتی ردیف شغلی برایش تعریف نشده است.
غلامرضا ادامه میدهد: ازآنجاکه برای تأمین اجتماعی صرفه ندارد، در سازمانش برای حرفه ما ردیف شغلی تعریف نکرده است؛ درنتیجه از یکسو ما خودمان جزو قالیبافان بیمه شدهایم و امکان بیمه برای کارگران هم وجود ندارد (ازاینرو ناچاریم بهجای اشتغال نیرو در کارگاه، برونسپاری کنیم) و از طرفی با وجود آسیبها و بیماریهایی که این حرفه برای تراشکاران ایجاد میکند، سختی کار به آن تعلق نمیگیرد. البته اینکه شاغلان این حرفه در استان و کشور، برای حقوقشان پیگیری نمیکنند و اصولا صنفی نداریم در این وضعیت بیتأثیر نیست.
وقتی حمایتی صورت نمیگیرد، کسی هم انگیزه ندارد که مجوز بگیرد و رسمی کار کند. معضل بعدی، ابزارهای کار است که عمدتا وارداتی و وابسته به دلار هستند و هیچ نهادی نظارت نمیکند که با قیمت استاندارد عرضه شوند. ما بعداز تعطیلی آموزشگاه و بخش تحقیق و توسعه، روی تولید متمرکز شدیم ولی همان هم با گرانی فزاینده ابزار طی ۱۰ سال اخیر، سخت پیش میشود. برای اولین بار در کشور به مهندسی معکوس و ساخت یا ارتقای دستگاههای نیمهاتومات روی آوردهایم و در این زمینه تسهیلگری میکنیم ولی از همین کار هم حمایت نمیشود، بااینکه چند میلیارد سرمایه ثابت و هزینههای بازاریابی و... دارد و تولید انبوه آن، صنعت تراشکاری سنگ زینتی رامتحول میکند.»

بهترین تراشها در خاورمیانه متعلق به مشهد است
این تراشکار باسابقه با اشارهبه ممنوعبودن ورود و خروج سنگ بهعنوان دیگر چالش پیش روی این صنعت میگوید: باتوجهبه تعداد کم و پراکندگی معادن داخلی (سنگهای جواهری مانند یاقوت، هماتیت، زمرد و...) و دشواری دسترسی به آنها، چندسال پیش به هند رفتیم و سنگهای خام خوبی پیدا کردیم ولی برای انتقال به داخل کشور با مشکل مواجه شدیم؛ درحالیکه اگر چنین ممنوعیتی نباشد، گذشته از ارزآوری مستقیم ازطریق فروش سنگهای استان به کشورهای خلیج فارس (چون از سنگهای خراسانی استقبال میکنند)، دست کارگاهها از نظر بنمایه کار پر میشود و تراشکاری پیشرفت میکند.
بهاینترتیب اشتغالزایی و انگیزه ورود به این حرفه نیز بیشتر میشود. درغیراینصورت روزبهروز شاهد افت صنعت تراشکاری خواهیم بود؛ چنانکه در دهه ۷۰، این محله حدود ۶۵۰ نگینتراش داشت ولی حالا تعدادشان به پنجاه تا هم نمیرسد؛ در حالیکه بهترین و باکیفیتترین تراشها در خاورمیانه متعلق به مشهد است.
هیچکس سراغ تولیدکننده را نمیگیرد
یزدانی در پاسخ این پرسش که «باوجود این چالشها میتوانید دوام بیاورید؟» آهی میکشد و میگوید: چارهای جز دوامآوردن نداریم. سالها خاک این کار را خوردهایم؛ کجا برویم؟ امید داریم بمانیم و این میراث خانوادگی را به نسل بعد بسپاریم.
این امید، اما بیپشتوانه نیست و از راهکارهایی ناشی میشود که درصورت همراهی دولت، آینده روشنی را برای صنعت تراشکاری سنگ به ارمغان میآورد؛ «تولیدکنندگان مظلوم واقع شدهاند و دیده نمیشوند. بیستسال در بازار بودم؛ کسی نیامد سراغ تولیدکننده را بگیرد و بپرسد این نگینها از کجا آمده است. حتی در گزارشها و برنامههای تلویزیونی هم از آنها یادی نمیشود.
دهه۹۰ برنامههای «ایران من» و «شب شرقی» گزارشی از کارگاه و مغازهمان در بازار رضا (ع) تهیه کردند ولی موردی بود و آنطور که باید تأثیری نداشت؛ کسی نپرسید شما که حدود چهاردهه در این کار فعالیت دارید، با چه کمبودها و مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنید.
باتوجهبه تجربه موفقی که از یک بار حضورمان در نمایشگاه افغانستان داریم و بعد از دهپانزدهسال همچنان شاهد ثمراتش هستیم، پیشنهاد میکنیم که دولت ضمن افزایش تعداد نمایشگاههای تخصصی داخلی، با ارائه سوبسید به تولیدکنندگان (نه به واسطهها و فروشندگان)، زمینه حضور آنها در نمایشگاههای بینالمللی را فراهم کند تا هم تولیدات خود را معرفی کنند و هم با فناوری روز دنیا آشنا شوند و به تحقیق و توسعه بپردازند. در اینزمینه، استانداری مهمترین دستگاهی است که میتواند قدرتمندانه طرحهای حمایتی و مالی داشته باشد و با برندسازی این صنعت، به توسعه استان هم کمک کند.»
خانوادگیبودن کار هم شیرین است، هم در چالشها همه کنار هم پای کاریم و تجارب را بهتر به هم منتقل میکنیم
آقا غلامرضا ادامه میدهد: علاوهبر بهرهمندی از حضور فعالان باسابقه این حرفه در داوری مسابقات و جشنوارهها، در زمینه آموزش نیز لازم است از حضور آنان استفاده شود تا آموزشها کابردی باشد و پیوند علم و صنعت بیشتر شود؛ بهعنوان مثال دانشگاه فردوسی رشته کارشناسی ارشد گوهرشناسی دارد ولی صرفا استادان کانیشناسی و زمینشناسی امکان تدریس در آن را دارند و امثال بنده که تحصیلات میانرشتهای داریم، از ارائه آموزش محروم هستیم.
کار خانوادگی موفق است، به شرط مهارت
یزدانی با اشاره به فعالیت سطحی برخی تازهواردان به صنعت تراشکاری سنگ میگوید: شناخت سنگ، ابزار و تجهیزات بهعنوان سواد کار، مهم است و ما از همان ابتدا ریشهای کار کردیم تا بر این رشته مسلط شدیم؛ هرچند زمانبر بود ولی ارزشش را داشت. اما حالا آموزش رسمی صرفا شامل مباحث نظری است. در آموزش سنتی و شاگردی هم دیگر قوانین سابق برقرار نیست و معمولا جوانان انتظار دارند سریع آموزش را تمام کنند و به درآمد برسند؛ درنتیجه شاهد کارهای سطحی و غیرحرفهای هستیم.
او که همزمان با تراشکاری و حرفه خانوادگی، کارهای دیگری را نیز تجربه کرده، معتقد است انسان در کار خانوادگی و کاری که به آن اشراف دارد، موفقتر است؛ «خانوادگیبودن کار، علاوهبر شیرینیای که دارد، زمینه حمایتی ایجاد میکند؛ در چالشها همه کنار هم پای کار هستیم و تجارب را بهتر و راحتتر به هم منتقل میکنیم. در محله هم با همکارانمان که اغلب در همین رشته مشغول به کارند، رفاقت و احساس مسئولیت داریم.»
* این گزارش یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.