همسایههای غریبنواز کوچه آفتاب در پایینخیابان
در کوچه آفتاب، هنوز هم میشود رد روزگاری را گرفت که همسایهها بیشتر از فامیل هوای هم را داشتند. وقتی هرروز، پیش از ظهر، چندنفر از خانمهای همسایه، جلو سوپری قدیمی جمع میشوند، میتوان فهمید روابط آنها ریشهدار و قدیمی است. کوچه وحدت ۱۹ در پایین خیابان و بهویژه سوپری قدیمی آن، محل بهاشتراکگذاشتن حالها و احوالهاست. خانمهای همسایه در اینجا، اشتراکاتی فراتر از دیوار خانههایشان دارند و آن هم روحیه همسایهمداری است.
دعا کردن در حق همسایه
بیبیبتول حسنی بیشاز ۵۳سال است که در این زندگی میکند. او که روزی دو بار، سری به سوپر آفتاب میزند، میگوید: در این همه سال، همسایهها مثل خانواده کنار هم بودهاند. حاجخانم حسنی توضیح میدهد: در گذشته، همسایهداری خیلی حرمت داشت. کمترین کاری که همسایهها برای هم انجام میدادند دعا در حق یکدیگر بود. مثلا همین چندوقت پیش، وقتی دست حاجخانم حسنی سوخته بود، دلم طاقت نمیآورد به او سر نزنم. کاری از من نمیخواست، ولی میآمدم تا مطمئن شوم حالش بهتر است و پسرهایش کارهای مغازه را انجام میدهند.
آن سالها یک همسایه پرجمعیت داشتیم که ارزاق خانوادهاش را از مغازه ما تأمین میکرد
او نیمهشبی را به یاد میآورد که یکی از همسایهها حال همسرش بد شده بود و در خانهشان را زد. میگوید: من تا صبح بالای سرش نشستم تا دکتر پیدا کردند و او را بردند برای مداوا.
دلخوش به احوالپرسیها
فاطمه حسینی، صاحب «سوپر آفتاب» دنباله صحبتهای همسایه قدیمی را میگیرد و میگوید: برای چایدمکردن در مغازه، من خیلی از چادرهایم را سوزاندهام. خانمهای همسایه که میآیند سر بزنند، سفارش میکنند حواسم به لباسها و چادرهایم باشد. من هم دلم به همین احوالپرسیها خوش است.
او که چندسالی است بهخاطر کسالت همسرش، کارش در مغازه بیشتر شده است، اضافه میکند: این سالها شاید ما کار خاصی برای هم نکرده باشیم، ولی حواسمان به هم بوده است. خاطره کوپنها هم هنوز در ذهن او و اهالی زنده است.
حاجخانم صاحب مغازه با لبخند تعریف میکند: اهالی اینجا بهویژه خانم حسنی و جلائیان از وقتی که دفترچههای زردرنگ بسیج یا کوپن وجود داشت، برای خرید قند و شکر به سوپری ما میآمدند. آن سالها یک همسایه پرجمعیت داشتیم که ارزاق خانوادهاش را از مغازه ما تأمین میکرد.»
وفادار به آشناییهای قدیمی
نیره جلائیان هنوز هم به مغازه سوپری محل «بقالی» میگوید. او تعریف میکند: قدیم رسم بود خرید را از همسایه انجام دهند تا پول در جیب هممحلی بماند. درست نبود همسایه را رها کنی و بروی سر خیابان خرید کنی. این همسایه قدیمی حالا هم با اینکه خانهشان دورتر شده است، باز هم خریدش را از همین مغازه انجام میدهد؛ فقط به خاطر همان آشناییهای قدیمی.
در این کوچه هنوز هم رسم همسایهداری پررنگ است. نیره جلائیان میگوید: ما در این محل نمیگذاریم کسی تنها بماند. با همسایههای جدید هم گرم میگیریم و حواسمان هست که احساس غریبی نکنند. نیرهخانم جلائیان به یاد میآورد که در گذشته همسایهها بیشتر از هر فامیلی به درد هم میخوردند.
* این گزارش پنجشنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۳۸ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.