کد خبر: ۱۴۹۰۸
۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
مرتضی قالیباف طوسی‌نژاد قهرمان کاراته جهان

اولین خردسالی که بعد از انقلاب راهی مسابقه خارجی شد

مرتضی قالیباف طوسی‌نژاد که بیشتر با نام «مرتضی طوسی» شناخته می‌شود از قهرمانان رزمی کار است که تا کنون ۲۵ مدال کشوری، ۳ مدال آسیایی و ۵ مدال جهانی به دست آورده‌است.

مرتضی قالیباف طوسی‌نژاد که بیشتر با نام «مرتضی طوسی» شناخته می‌شود یکی از افتخارات محله‌ما در بولوار شهید صارمی در محله هاشمیه مشهد است. او ۲۵ مدال کشوری، ۳ مدال آسیایی و ۵ مدال جهانی آورده؛ دو طلای مسابقات مالزی و یک طلای هندوستان مدال‌های آسیایی و طلای مسابقات آفریقای جنوبی، طلای مجارستان، برنز استرالیا، نقره روسیه و نقره بلغارستان مدال‌های جهانی‌اش هستند. طوسی متولد سال ۶۳ است و از ۶ ساگی ورزش کاراته را شروع کرده.

تخصص او بیشتر در کاتا است و استادانش محمدرضا عطاران و علی‌اکبر محمدی بقا بوده‌اند. طوسی کارشناس ارشد تربیت‌بدنی است و در حال حاضر برای ورود به دوره دکترا درس می‌خواند. در این گفت‌و‌گو ابتدا با او همکلام شدیم و بعد پای صحبت پدرش نشستیم.

-آقای طوسی، چطور شد که ورزش کاراته را انتخاب کردید؟

صرفا با یک اتفاق ساده. یکی از دوستان پدرم کاراته‌کار می‌کردند و یک روز من و برادر و پدرم برای دیدن مسابقه او رفتیم. بعد از مسابقه، پدر از من و برادرم که ۶ سال از من بزرگ‌تر است پرسیدند که دوست دارید این ورزش را انجام دهید؟ ما هم جواب مثبت دادیم و با تشویق‌های پدر به این ورزش وارد شدیم و آن را دنبال کردیم.

در کل، کسی که بخواهد به صورت حرفه‌ای ورزش را دنبال کند باید نفرات زیادی پشت سرش باشند که پدر من همه‌جوره حمایتم کردند. همچنین وقتی آدم تمرین می‌کند باید یک نفر باشد که ایراد‌های او را بگیرد؛ برادرم علاوه بر روحیه دادن این کار را هم انجام می‌داد.

-آن زمان چند سالتان بود؟

من از سال ۶۹ کاراته را شروع کردم. سه سال بعد یعنی در سال ۷۲ به عضویت تیم ملی نونهالان درآمدم و اولین خردسالی بودم که بعد از انقلاب برای مسابقات ورزشی از کشور خارج می‌شد که به مسابقات ژاپن رفتم و رتبه پنجم جهان را به دست آوردم.

سال ۷۲  اولین خردسالی بودم که بعد از انقلاب برای مسابقات ورزشی از کشور خارج می‌شد

-ورزش حرفه‌ای هیچ وقت مشکلی برای تحصیلتان به وجود نیاورد؟

توجه همزمان به درس و ورزش قهرمانی سخت است، اما غیرممکن نیست. می‌شود وقت درس را برای درس و وقت آزاد را برای ورزش گذاشت. البته کار خیلی مشکل می‌شود؛ چون برای ورزش حرفه‌ای امکان دارد به روزی سه نوبت و ۶ تا ۸ ساعت تمرین نیاز باشد.

تا پیش از ورود به دانشگاه شرایط سختی داشتم؛ مثلا پیش می‌آمد که سه ماه در اردو باشم و وقتی که برمی‌گشتم کلی از درس‌ها عقب افتاده بودم که مجبور می‌شدم در مدت ریکاوری و بازسازی بدنم معلم بگیرم و به‌طور فشرده درس بخوانم.

-چقدر از شکست ناراحت می‌شوید؟

خیلی، الان ۳ سالی می‌شود ورزش قهرمانی را کنار گذاشته‌ام، اما راستش را بخواهید هنوز هم اگر مسابقه بدهم و شکست بخورم گریه می‌کنم -در مسابقات هلند که نتوانستم مدال بیاورم گریه کردم- و طبیعتا بعد از ناراحتی، دنبال دلیل شکست می‌گردم تا برای دفعات بعد از آن جلوگیری کنم. این دلیل هم تنها یک چیز است: به اندازه کافی تمرین نکردن.

-چرا ورزش قهرمانی را کنار گذاشتید؟

به چند دلیل؛ یکی اینکه دیدم ۸ مدالم بشود ۸۰ تا هم باز در رفتار بعضی افراد تفاوتی ایجاد نمی‌شود. در ورزش ما باخت‌ها به چشم می‌آید؛ توجه نمی‌کنند که کسی که از مسابقات جهانی برگشته خیلی تلاش کرده که به این جایگاه رسیده. من این را لمس کردم؛ بعد از مدال گرفتن و بازگشت از مسابقات از سال ۸۲ تا ۸۵ دیگر مسابقه ندادم. در آن سال‌ها من محو شدم. حتی برای «دیدن» یک مسابقه استانی دعوتم نمی‌کردند. از طرفی بعد از به دست آوردن مدال نقره مسابقات بلغارستان در سال ۸۷ بود که احساس کردم شاید دیگر نتوان تحصیل در مقاطع عالی را به موازات ورزش قهرمانی و حرفه‌ای پیش برد؛ این بود که درس را انتخاب کردم.

 

مرتضی قالیباف طوسی‌نژاد قهرمان کاراته جهان

 

-نقش محله در موفقیت‌های شما چقدر است؟

یکی از همسایه‌های ما به نام آقای روزبهانی که خود ورزشکار است از کسانی بود که به من برای ورزش قهرمانی روحیه می‌داد. کلا محله می‌تواند از این نظر موثر باشد. هر کسی افتخار می‌کند که بچه محلش قهرمان باشد و حتی بعضی از هم محله‌ای‌ها که مرا می‌بینند می‌پرسند که دیگر مسابقه نمی‌دهی؟ و اگرچه همین طور که گفتم با گذر زمان آدم محو می‌شود، اما هم‌محله‌ای‌ها هنوز به من لطف دارند و وقتی با هم روبه‌رو می‌شویم احترام خیلی خاصی می‌گذارند. به شخصه خیلی خوشحالم که در این محله هستم.

به نظر می‌رسد پدر مرتضی حتی بیشتر از او از موفقیت‌های مرتضی لذت می‌برد. آدم بااحساسی است. با شوق خاصی از موفقیت‌ها و شخصیت پسرش می‌گوید. معتقد است پسرش علاقه‌ای به کاراته نداشته و برای دل او ورزش می‌کرده است. او در مواقعی از گفت‌و‌گو منقلب می‌شود، اما بامکثی چند ثانیه‌ای احساساتش را کنترل می‌کند.

-آقای طوسی‌نژاد، برای ما از پسرتان بگویید.

سال‌ها پیش، یک بار حاج حسین شکوهی مدیرکل سابق تربیت بدنی و از دوستان و بچه‌محل‌های قدیمی من می‌گفت: بچه‌های هم‌سن‌وسال مرتضی بعد از یک مدال قهرمانی استانی یا کشوری و یا نهایتا آسیایی خسته می‌شوند و به همان پیروزی‌ها بسنده می‌کنند؛ مرتضی چه عشق و علاقه‌ای به کاراته دارد! گفتم راستش را بخواهی مرتضی از کاراته بدش می‌آید، او فقط برای دل من ورزش می‌کند.

من سال ۸۵ عمل قلب باز کردم. مرتضی ورزش را گذاشت کنار، اما حاج‌آقا شکوهی به او گفت که اگر می‌خواهد حال پدرش خوب شود ورزش کند. بعد از آن بود که او دو مدال نقره جهانی دیگر در مسکوی روسیه و وارنای بلغارستان گرفت. تا آن موقع در کلکسیون مدال‌هایش طلا و برنز داشت که به این ترتیب نقره را هم به آن اضافه کرد.

الان هم دارد زبان می‌خواند تا برای رشته بیومکانیک از گرایش‌های تربیت بدنی –که در ایران کمتر کسی دکترای این رشته را دارد- عازم خارج از کشور شود. در سال‌هایی که مرتضی ورزش می‌کرد ۵۰ درصد زندگی‌ام شغل و خانواده و بچه‌هایم بودند و ۵۰ درصد را هم به مرتضی اختصاص داده بودم. در داخل کشور تمرینی نداشته که من کنارش نباشم، حتی در اردو‌ها به ندرت در خوابگاه می‌خوابید و برایش هتل می‌گرفتم تا شب را در هتل استراحت کند.

-مربی‌ها اعتراض نمی‌کردند؟

نه، آنها می‌دانستند که مرتضی غیرانتفاعی ورزش می‌کند. وقتی او و برادرش گفتند که به کاراته علاقه دارند راجع به سبک و استادی که باید پیشش آموزش ببینند تحقیق کردم. مرتضی دو سال پیش آقای عطاران در مشهد آموزش دید و بعد هر پنجشنبه می‌رفت تهران و یک جلسه پیش آقای محمدی بقا تمرین می‌کرد.

-مادر مرتضی به دور افتادنش از درس یا اردو‌های طولانی‌مدت او اعتراض نمی‌کرد؟

تحمل می‌کرد دیگر. در مسابقات استرالیا مربی مرتضی گفته بود که با وجود آمادگی بسیار بالای مرتضی چشم به راه مدال آوردنش نباشید. دلیلش این بود که او را از رده سنی امید یک دفعه گذاشته بودند در رده بزرگسالان تا در این رده هم او را بیازمایند. ما در ایران از تلویزیون اخبار مسابقات را دنبال می‌کردیم.

وقتی اخبار ساعت ۱۱:۳۰ شب اعلام کرد مرتضی طوسی برنز گرفته، مادرش چادرش را برداشت تا به خاطر نذری که برای مرتضی کرده بود پیاده به حرم برود. شبی فوق‌العاده سرد و یخبندان بود و برف هم می‌بارید. آن شب من با ماشین پشت سر همسرم و او پیاده، رفتیم زیارت امام رضا (ع). لحظه لحظه دوران عمر مرتضی برای ما خاطره است.

 

*این گزارش آذر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام