در کوچه حجاب ۷۱.۵ امنیت پارک با همسایههاست
در روزگاری که دیوارها بلندتر شدهاند و آپارتمانها در همهجای شهر قد کشیدهاند، هستند کوچههایی که در آن، همسایه داری همچنان یک رسم زنده است. جاهایی که سلامهای اهالی از سر عادت نیست و مردم در غم و شادی هم شریک هستند. معبر حجاب۷۱.۵ یکی از همان کوچههاست که مهربانی در آن جریان دارد. اهالی گلوگیاه کوچه را آبیاری میکنند و در برگزاری مراسم مذهبی و جشن و اعیاد همراه هستند.
در این کوچه از هرکسی بپرسی نقطه اتصال این همراهی کجاست، یک نام بیشتر از همه تکرار میشود؛ حسین سرایینوغانی. در هرکار خیری که فکر کنید، شرکت داشته است؛ از پیگیری برای ساخت پارک و زمین بازی کودکان تا کمکگرفتن از خیّران برای ساخت مسجد.
با حسینآقا محله گلستان میشود
اگر بگوییم حسین سرایینوغانی آچارفرانسه این کوچه و محله حجاب است، بیراه نگفتهایم؛ هرکاری از دستش برآید، برای همسایهها انجام میدهد.
یکی از اهالی درباره حاجحسینآقا میگوید: روبهروی خانه ما پارکینگ ماشینآلات سنگین بود، از کثیفکاری آنها آرامش نداشتیم، حسین آقا آنقدر به شهرداری رفت و آمد که قرار شد در این زمین رهاشده، مجموعه ورزشی روباز برای کودکان بسازند. این زمین ورزشی اکنون پاتوق ورزشکاران محله است.
یکی دیگر از اهالی بیان میکند: اگر هر محلهای یک حسین سرایینوغانی داشت، شهر ما گلستان میشد، خیّران را جمع کرد تا مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) ساخته شود. آنقدر پیگیری کرد تا پارکینگهای بدوناستفاده مجتمعهای مسکونی را تبدیل به بوستان محلی کردند. در ساخت نمازخانه بوستان غنچه نقش پررنگی داشت و هزار و یک کار دیگر انجام داد.
مهربانی جوادآقا با درختان
حسین سرایینوغانی از جواد صبوری بهعنوان همسایه کارراهانداز کوچه حجاب ۷۱.۵ نام میبرد و میگوید: از اخلاق خوبش که بگذریم، هرکاری از دستش بربیاید، برای اهالی دریغ نمیکند. حسینآقا ادامه میدهد: با وجود جوادآقا هیچ اراذل و اوباشی پایش را در پارک محله ما نمیگذارد. او مدام در پارک میچرخد و نمیگذارد کسی مزاحمتی برای اهالی درست کند.
زن و بچه اهالی این کوچه مانند خانواده خودم هستند. به همه همسایهها هم گفتهام که «امنیت پارک با من»
او همچنین در آبیاری فضای سبز محله هم فعال است. زمستان که میشود، در جویها، آببند درست میکند و از آب باران برای آبیاری فضای سبز بهره میگیرد. در تابستان هم یک شلنگ بزرگ دارد که آن را به شیر آب خانه خودش وصل میکند و درختان پارک را سیراب میکند. خلاصه او نمیگذارد فضای سبز این کوچه بهخاطر کمآبی، آسیب ببیند.
جوادآقا میگوید: زن و بچه اهالی این کوچه مانند خانواده خودم هستند؛ نمیتوانم ببینم کسی برای آنها مزاحمتی ایجاد کند. به همه همسایهها هم گفتهام که «امنیت پارک با من».
اهالی به من «نه» نمیگویند
جوادآقا از چندین همسایه خوب نام میبرد که میتوانند در ستون همسایهبههمسایه ما باشند. اما درمیان آنها، محمد گل، بیشتر بین اهالی آشناست. جوادآقا میگوید: نام فامیل محمدآقا به منش و اخلاقش میخورد، این آقا واقعا گل است، گل.
حاجمحمد بیشتر وقتها شهرستان است، اما هروقت که مشهد باشد، هوای همسایههایش را دارد و با هشتادسال سن هرکاری از دستش بربیاید، انجام میدهد.
حاجمحمد گل میگوید: مجتمع ما مانند یک خانه است و همسایههای آن، اهل خانه. کنار هم در اعیاد، مهمانی میگیریم و در دهه اول ماه محرم هم، در فضای روباز مجتمع تأمین اجتماعی عزاداری میکنیم. اینجا همسایهداری واقعا رنگوبوی قدیم را دارد.
حاجمحمد در جمعوجورکردن هزینه مراسم گوناگون نقش مهمی دارد و برخی اوقات هم در خانهاش دوره قرآن برگزار میکند. او میگوید: ازآنجا که سن و سالم بیشتر است، اهالی روی من را در جمعکردن کمکهزینه مراسمهای مذهبی زمین نمیاندازند و «نه» نمیگویند.
* این گزارش چهارشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۰ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.