دورهمی نوجوانان محله فاطمیه در مسجد چهارده معصوم(ع)
از بزرگراه شهیدچراغچی تا میدان امامحسین (ع) و سپس بزرگراه شهیدمیرزایی، بولوار مسلمشمالی و جنوبی تا رسیدن به بولوار فاطمیه، مائده طلوعکارگر، پساز سالها رفتوآمد در این مسیر، راه خانه تا مسجد چهارده معصوم (ع) را مانند کف دست میشناسد؛ مسجدی که دوران خوش نوجوانیاش را در آن سپری کرده و کولهبار دانش خود را با برنامههای فرهنگیاش پر کرده است.
حالا نوبت اوست که آنچه را آموخته است با دختران محله سابق سکونت خود در میان بگذارد؛ دخترانی که دنیای پرتلاطم نوجوانی را سپری میکنند و گاه، جز خانم مربی، گوش شنوایی برای گفتن از چالشهایشان پیدا نمیکنند.
او با همه مشغلههایی که دارد، دستکم یک ساعت برای پیادهرویها، زمان انتظار تا آمدن اتوبوس و رسیدن به مسجد کنار میگذارد تا بهموقع، در قرار هفتگیاش با دختران مشتاق محله فاطمیه، حاضر شود.
کشف دنیای پررمزوراز نوجوانی
همگی میدانند که روزهای پنجشنبه، رأس ساعت۱۰ صبح، باید بیایند طبقه بالای شبستان مسجد. اجباری برای حضورشان در دورهمی نیست و میل درونی برای شرکت در این جمع، حرف اول و آخر را میزند. برای همین، گاهی جمعیتشان از پانزدهنفر هم عبور نمیکند و گاهی، مثل پنجشنبهای که گذشت، شصتنفر را رکورد میزند. دخترهای پایه هفتم تا نهم محله، مربیشان را «خانم طلوع» صدا میزنند و با مربی دهههشتادی خود حس راحتبودن دارند.
او که بیستویکسالگی را پر میکند، مقطع کارشناسی رشته مشاوره را در دانشگاه امامرضا (ع) میخواند و عشق به کشف دنیای پررمزوراز نوجوانی را دلیل اصلی انتخاب این بازه سنی برای فعالیت فرهنگی عنوان میکند.
تجربه زیسته خود از گذران این دوره، تجربه کار با نوجوانان و دانشی که با گذران واحدهای درسی دانشگاه، درحال افزایش است، باعث شده ویژگیهای این دوره را بهخوبی بداند و از آن برای برقراری ارتباط صمیمانه با دختران محله استفاده کند؛ «نه کودکاند و نه جوان. چیزی بینابین این دو و گاهی کفه ترازوی رفتارشان به یکی از این دو سمت، سنگین میشود. هویتشان هنوز شکل نگرفته است و به شدت از محیط و رده سنی همسالان خود، تأثیرپذیرند. با خود و خانوادههایشان هم غالبا، چالش و درگیریهای فکری دارند.»
تلاش برای رهایی از چالشها
برای کسی که از ابتدای دهه۹۰ و در اوان دوره نوجوانی خود، به جرگه بسیجیان مسجد چهاردهمعصوم (ع) پیوسته و با گذراندن صدها ساعت دوره آموزشی، به آسیبهای فرهنگی محله و جامعه، واقف شده است، مشکلات خانوادگی که برخی دختران نوجوان با او درمیان میگذارند، بهخوبی درک میشود، مثل دغدغههای یکی از دختران این جمع که ترس و ناامیدی روی قلبش چنبره زده است و نمیداند با مشاجرههای ناتمام والدینی که در آستانه طلاق قرار دارند، چه باید بکند.
همچنین دختری که حس میکند به یکباره، از همه ارزشهای مذهبی خانوادهاش تهی شده است و میخواهد در ظاهر و پوشش خود تغییراتی بدهد که با پوشش عفیفانه، فاصله معناداری دارد. نوجوانی که دوست دارد نماز بخواند، اما با هربار شکست، اراده و اعتمادبهنفسش بیش از پیش، خُرد میشود یکی دیگر از این نمونههاست.
مائده میگوید دوساعت دورهمی هفتگی برای ورود به دنیای برخی از این دختران، کافی نیست و آنها با پیامهایی که در شبکههای اجتماعی برایش میفرستند یا با تماس تلفنی، بار سنگینی را که به دوش میکشند، سبک میکنند؛ «هرقدر بلد باشم، کمکشان میکنم. گاهی هم از مشورت استادانم در دانشگاه استفاده میکنم برای اینکه دخترهای محله، بهترین راهنمایی را دریافت کنند.»

ورود بزرگسالان ممنوع
دوره «ناگفتههای صورتی» را بهتازگی سپری کردهاند و سؤالات و شبهههایشان در موضوع حجاب را درمیان گذاشتهاند. هیئت دخترانهای نیز که با مدیریت مائده، جان تازهای گرفته است، چندی پیش به یاد حضرت رقیه (س) برپا شد. ورود بزرگسالان به این هیئت، ممنوع است و دختران نوجوان، صفرتاصد کارها را برعهده دارند؛ «دخترها خودشان سخنران و مداح دعوت میکنند و برنامهها را میچینند. قرائت قرآن ابتدای مراسم، انجام پذیرایی، اجرای سرود و نمایش، فضاآرایی و حتی جلب مشارکتهای مردمی برای تأمین هزینههای مراسم هم با خودشان است.»
طلوع، جلسات هیئت دختران مسجد چهاردهمعصوم (ع) را فقط یک مثال از اعتقاد به یک باور بیان میکند؛ «چه در حلقه صالحان نوجوانان که مسئولیتش را دارم و چه در هیئت دختران نوجوان مسجد، دادن مسئولیت به دخترها، توجه به نظرها و استفاده از تواناییهایشان، یک راهبرد است. فعلا که مدارس تعطیل است، اما در سال تحصیلی هم هیچیک از این جلسهها و فعالیتها را با درس خواندن دخترها در تضاد نمیبینم.»
هرقدر بلد باشم، کمکشان میکنم. گاهی هم از مشورت استادانم در دانشگاه استفاده میکنم
او گریزی به دوران تحصیل خود میزند و فعالیتهای فرهنگی در مدرسه که پایاپای تحصیل و والیبال، انجام میداد و نتیجه امروز آن، نهفقط معدل۲۰ در دانشگاه و تدریس والیبال در سالن ورزشی رسالت، بلکه فهرستی از افتخارات است که از میان آن میتوان به مواردی از این دست اشاره کرد: دوبار رتبه اول استان در رشته گفتمان مهدویت ویژه دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم در سالهای تحصیلی۱۴٠۱-۱۴٠۲ و ۱۴۰۲-۱۴۰۳، رتبه۴ در مسابقات کشوری گفتمان مهدویت در سال۱۴۰۲، رتبه۲ کشوری در مسابقات درسهایی از قرآن در سال۱۴۰۱، سه بار رتبه اول استان در رشته نهجالبلاغه ویژه دانشآموزان متوسطه دوم، رتبه دوم مسابقات هندبال مدارس مشهد در سال۱۴۰۱ و رتبه دوم در مسابقات والیبال حوزههای بسیج در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ و....
سه ماه رفاقت
فاطمه قاسمی، دانشآموز پایه هفتم
در کانال مسجد چهاردهمعصوم (ع) عضو بودم که فهمیدم جلسه دارند مخصوص دخترهای همسنوسال من. سه ماه پیش بود تقریبا که برای اولینبار به این جلسه رفتم و با خانم طلوع آشنا شدم. دیدار اولمان باعث شد از مهربانیشان خوشم بیاید. جلسه با کلاس زبانم تداخل دارد و باعث میشود من هر هفته، کمی دیر برسم مسجد؛ بااینحال حتما خودم را میرسانم.
نیمساعت اول دورهمی ما دخترها در حلقه صالحان، به بازی و شادی میگذرد. گاهی اسم و فامیل بازی میکنیم، گاهی هم بازی جاسوس، گاهی با گوشیهایمان و.... چندآیه قرآن که تلاوت میشود، کلاسمان رسمی میشود. دور هم حلقه میزنیم و با خانم طلوع شروع میکنیم به صحبت درباره موضوعی که شب قبل، در گروه، نظرسنجیاش انجام شده و بیشترین رأی را آورده است؛ مثل موضوع مدیریت زمان. مربی ما با حوصله و خوشاخلاقی، سؤالهایمان را گوش میکند و جواب میدهد. یک بار بعد حلقه، درباره یک موضوع خانوادگی، راهنمایی خواستم. کمکم کردند و از اینکه مشکلم حل شد، ممنونشان هستم.
* این گزارش یکشنبه ۱۸ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۴ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.