کد خبر: ۱۵۵۱۹
۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
 حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین قاسم‌علی عباسیان

بنگاه روحانی محله طبرسی شمالی سنگر تبلیغ دین است

حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین قاسم‌علی عباسیان می‌گوید: از پارسال که اینجا را سرپا کردم، به دنبال جنبه اقتصادی قضیه نبودم. می‌خواستم به هم‌صنف‌هایم بگویم می‌شود در چارچوب ضوابط و قوانین، کار کرد. اصلاح دیدگاه‌های نادرست مردم نسبت به این شغل را نیز مدنظر داشتم.

پوستر نصب‌شده پشت شیشه مغازه، با مشتریان بنگاه معامله املاک در کوچه طبرسی‌شمالی‌۲۴ اتمام حجت می‌کند که در اوقات اقامه نماز، نباید انتظار باز‌بودن مغازه را داشته باشند. بنرها، قاب عکس‌ها و دیگر نوشته‌های نصب‌شده روی در و دیوار این مغازه نیز از فضای متفاوت حاکم بر این واحد صنفی، حکایت دارد؛ از آیات کلام‌الله شریف گرفته تا سخنان معصومان (ع)، ادعیه، ممنوعیت انجام رفتار‌های نکوهیده مثل دروغ و چاپلوسی و تصاویری از امام‌خمینی (ره)، آقای شهید‌ایران و رهبر معظم انقلاب اسلامی.

روحانی میان‌سالی که در انتهای بنگاه مشاوره املاک نشسته‌است، مشتری بنگاه نیست. حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین قاسم‌علی عباسیان، عضو شورای اجتماعی محله بلال و امام جماعت مسجد علی بن‌موسی‌الرضا (ع) در بولوار رسالت، مشاور املاک است. او اعتقاد دارد مغازه‌اش، بخشی از فضای تبلیغی اوست برای رسالتی که به خاطر آن، کسوت طلبگی را انتخاب کرده است.

 

شاگرد ممتاز

آقا‌معلم، نمرات امتحان ریاضی را از روی دفتر نمره می‌خواند و دانش‌آموزان مدرسه راهنمایی روستای کاهان، در بخش سرولایت نیشابور، با دلهره، سرتاپا گوش بودند تا از نمره‌شان باخبر شوند. برای بسیاری از آنها، گرفتن نمره قبولی بالای ۱۰ کافی بود و نمره بالای ۱۵، یک رؤیای دست‌نیافتنی.

برای قاسم‌علی اما، ماجرا جور دیگری بود. او نه فقط برای ریاضی، بلکه برای بقیه درس‌هایش هم به کمتر از نمره ۲۰ قانع نبود و برای درس‌خواندنی که با تمام وجود دوست داشت، بهانه نمی‌تراشید. هر چند که با خستگی کار کشاورزی و دامداری، بهانه برای درس‌نخواندن که هیچ، حتی برای ترک تحصیل نیز، کاملا مهیا بود؛ «بچه چهارم از خانواده‌ای دوازده‌نفره بودم. پدر و مادرم بی‌سواد بودند.اوضاع معیشت خانواده پرجمعیت ما جوری بود که هر فرزند پسر، یک نیروی کار ضروری برای چرخاندن چرخ زندگی به حساب می‌آمد.

با‌این‌حال، پدر و مادرم وقتی می‌دیدند که من چقدر درس‌خواندن را دوست دارم و وضعیت نمراتم خوب است، قبول کردند نصف روزم را در مدرسه بگذرانم، چه آن زمان که دوره ابتدایی را در روستایمان- بِسک- می‌خواندم، چه بعدتر که برای مدرسه راهنمایی به روستای مجاور -کاهان- می‌رفتم. گاهی دشواری روزگار به خواسته آنها هم می‌چربید و من در اثنای دوره تحصیل، یکی‌دو سالی را ترک تحصیل کردم.»

او از بعدازظهر‌هایی می‌گوید که باید در کشاورزی و دامداری به پدر کمک می‌کرد و با تَنی خسته، شب را به انجام تکالیف درسی‌اش سپری می‌کرد. جرقه طلبگی برای قاسم‌علی، از اواسط دهه ۶۰ خورد؛ دقیق‌ترش می‌شود از همان روزی که یک غریبه، برای سخنرانی به مراسم صبحگاه مدرسه، دعوت شد.

 

حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین قاسم‌علی عباسیان

 

جرقه طلبگی

«روحانی جوانی رفته بود پشت تریبون مدرسه تا برایمان صحبت کند. آقامدیر می‌گفت این طلبه، از شاگردان قدیمش است. روحانی جوان، حدیثی را خواند که هنوز در گوشم زنگ می‌زند؛ اینکه طلب علم بر هر مرد و زن مسلمانی، فریضه و واجب است. سوم راهنمایی راکه خواندم، تصمیم گرفتم بیایم مشهد و در حوزه علمیه ثبت‌نام کنم. اگر مادر و پدرم قبول می‌کردند که خدا را شکر قبول کردند، من می‌شدم سومین طلبه روستای بسک.»

اولین طلبه روستا، غلامحسین زمانی بود که سال‌۱۳۶۱ به شهادت رسید. برادر شهید، نگذاشت پرچم غلامحسین، زمین بماند و او هم طلبه شد. حالا نوبت قاسم‌علی بود که به این وادی پر‌کشش و پر‌فراز‌و‌نشیب، قدم بگذارد و شیرینی‌ها و سختی‌های آن را به جان بخرد.

می‌خواستم به هم‌صنف‌هایم بگویم می‌شود در چارچوب ضوابط و قوانین، کار کرد

او می‌گوید: رفتم مدرسه حضرت مهدی (عج) در خیرآباد که الان، حاج‌آقای نظافت، آن را مدیریت می‌کنند. مدرسه اهل بیت (ع) در خیابان آخوند خراسانی و مدرسه عباسقلی‌خان در پایین‌خیابان، جا‌های دیگری بود که در دوران مجردی، تجربه کردم. خدایی که لطف کرد و من را به وادی طلبگی کشانید، کمکم کرد که خودم را به سطح چهار و دروس خارج برسانم.

 

نگاه فرهنگی به کسب‌و‌کار

خدمت در مسجد امام سجاد (ع) در خیابان طبرسی‌شمالی‌۳۰، مسجد موسی بن‌جعفر (ع) در خیابان شهید‌طباطبایی‌۲۶ و مسجد علی بن‌موسی‌الرضا (ع) در قائم‌۲۵، چکیده پانزده‌سال فعالیت حاج‌آقاعباسیان به‌عنوان امام جماعت مساجد منطقه‌۳ به شمار می‌رود. او که همواره به‌دنبال فرصت‌هایی تازه برای نزدیک‌شدن به مردم و کمک به شرایط اهالی است، از تجربه هشت‌سال حضور خود در محله بلال در کسوت امام جماعت، استفاده کرده و در دوره کنونی فعالیت شورای اجتماعی محلات، به عنوان نماینده امور مساجد در محله بلال، خدمت می‌کند.

راه‌اندازی این بنگاه معامله املاک در محله طبرسی‌شمالی را نیز باید در همین چارچوب، تفسیر کرد؛ «در همین کوچه طبرسی‌شمالی ۲۴، چندین مشاوره املاک وجود دارد. از پارسال که اینجا را سرپا کردم، به دنبال جنبه اقتصادی قضیه نبودم. می‌خواستم به هم‌صنف‌هایم بگویم می‌شود در چارچوب ضوابط و قوانین، کار کرد. اصلاح دیدگاه‌های نادرست مردم نسبت به این شغل را نیز مدنظر داشتم.»

او راه‌اندازی این کسب‌وکار را مجالی برای انس مضاعف با همسایه‌ها می‌داند و ادامه می‌دهد: همه می‌دانند من امام جماعت هستم و یک ربع مانده به اذان ظهر و مغرب، مغازه را می‌بندم. فضای مذهبی حاکم بر بنگاه، در اهالی، اعتماد و آرامش ایجاد می‌کند. این نکته را که مردم از میان بنگاه‌های متعدد املاک، اینجا را برای معامله، انتخاب می‌کنند، نشانه اعتمادشان به روحانیت می‌دانم و خدا را به خاطر رضایت مشتریانم، شاکرم.

 

مشاور منصف

عباس گرامیان، مشتری

حدود چهار ماه پیش، خانه‌ام را در بنگاه آقای عباسیان، کرایه دادم به ۱۰۰ میلیون تومان رهن و برجی، ۷‌میلیون‌و‌۵۰۰‌هزار‌تومان کرایه. وقتی حاج‌آقا نرخ کمیسیون خود را طبق ضوابط، فقط یک‌میلیون‌و‌۷۰۰‌هزار‌تومان اعلام کرد از تعجب، خشکم زد. همین خانه را دو سال پیش، کرایه داده بودم و مشاور املاک از من ۳‌میلیون‌تومان کمیسیون گرفته بود! خواستم مبلغی بیشتر را به حاج‌آقا بدهم که قبول نکرد و گفت: حق من، همین‌قدر است. تازه، حاج‌آقا تمام معاملات را ثبت سامانه می‌کند، کاری که خبر دارم، برخی مشاوران املاک نمی‌کنند، برای فرار از مالیات. از حاج‌آقا بابت انصافشان، ممنونم و رفتارشان باعث علاقه‌ام به ایشان شد.

 

* این گزارش یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام